سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
زشتی رشوه، سبب می شودکه این عمل درلابلای عبارات و عناوین فریبنده انجام شود و افراد، از نامهایی مانند هدیه، تعارف، حق الزّحمه و انعام استفاده کنند. اما این تغییر نام تغییری در ماهیت آن نمی دهدو درهرشکل حرام است.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

زیان‌های رشوه خواری و عواقب شوم آن


زشتی رشوه، سبب می شود که این عمل در لابلای عبارات و عناوین فریبنده انجام شود و افراد، از نامهایی مانند هدیه، تعارف، حق الزّحمه و انعام استفاده کنند. اما این تغییر، تغییری در ماهیت آن نمی دهد و در هر شکل حرام است.

رشوه

خبرگزاری شبستان؛ خداوند در آیات متعددی از قرآن کریم به اهل ایمان هشدار داده است که اموال یکدیگر را به ناحق نخورند و به حقوق یکدیگر تجاوز و تعدی نکنند، بلکه از طریق داد و ستد، تجارت و یا سایر عقود مشروع و قانونی که با ضوابط خاصی بین آنان به امضا می رسد، به کسب و کار و سایر فعالیتهای مجاز مشغول باشند و روزی حلال کسب کنند. همچنین به آنها گوشزد نموده که از راههای غیرمشروع و حرام، مانند ربا، کم فروشی، غشّ در معامله، دزدی، خیانت و موارد دیگر، کسب مال نکنند. «یا ایُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَأکُلُوا اَموالَکُم بَینَکُم بِالباطِلِ اِلَّا اَن تَکُونَ تِجارَهً عَن تَراضٍ».(1) ای کسانی که ایمان آورده اید، اموال یکدیگر را به ناحق مخورید، مگر آنکه از روی رضا و رغبت تجارتی کرده باشید و سودی برید.

 

رشوه خواری یا بلای عظیم اجتماعی

یکی از بلاهای بزرگ که از دیرباز دامنگیر بشر شده و امروز نیز با شدت بیشتر ادامه دارد، موضوع رشوه خواری است. این موضوع یکی از بزرگترین موانع اجرای عدالت در کشور ما و سایر کشورهای جهان بوده و هست و همین مسئله نیز سبب بروز ناهنجاریهای اجتماعی شده است. قوانین هر کشوری قاعدتاً باید حافظ منافع طبقات ضعیف باشد، اما متأسفانه به سود طبقات نیرومند بکار می افتد، زیرا زورمندان در تمامی دورانهای تاریخ همواره قادر بوده اند که با نیروی زور و ثروت خود، از منافع خویش دفاع کرده و پیوسته بر طبقات تهیدست اعمال حاکمیت کنند و از درون حاکمیت نیز قانون و قانونگذاران را باخود موافق سازند، اما این ضعفا هستند که باید منافع و حقوق آنها در پناه قانون حفظ شود، بدیهی است که اگر باب رشوه گشوده شود، قوانین درست نتیجه معکوس خواهد داد. زیرا این اغنیا و ثروتمندان هستند که قدرت پرداخت رشوه را دارند و در نتیجه قوانین مملکتی بازیچه دست آنها برای تداوم ظلم و ستم و تجاوز به حقوق ضعفا و تهیدستان خواهد شد. لذا در اسلام، مسئله رشوه خواری با شدت هر چه تمام‌تر مورد تقبیح قرار گرفته و محکوم شده است و از گناهان کبیره محسوب می شود.

امیرالمۆمنین(علیه السلام)فرمود: هر حاکم و کارگزار حکومتی که در برابر رفع نیازمندی های مردم خود را مخفی و پنهان نماید(و به مردم و نیازهای نان بی توجهی نماید)خداوند در روز قیامت از او و نیازهایش مخفی و پنهان خواهد شد و اگر هدیه بگیرد، خائن و اگر رشوه بگیرد مشرک است

فرمانداری که رشوه را تحت عنوان هدیه پذیرفت

در تاریخ زندگی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) می خوانیم که به او خبر دادند یکی از فرماندارانش رشوه ای را به عنوان هدیه پذیرفته است، حضرت(صلی الله علیه و آله) برآشفت و به او فرمود: کَیفَ تَاخُذُ ما لَیسَ لَکَ بِحَقِّ، لَقَد کانَت هَدیَّهٌ یا رَسُولَ اللهُ، أرَایتَ لَو قَعَدَ أحَدُکُم فِی دارِهِ وَ لَم تَوَلِّهِ عَمَلاً کانَ النَّاسُ یَهدُونَهُ شَیئاً؛ چگونه چیزی را که از برای تو حقی نیست، می گیری؟ عرض کرد: یا رسول الله هدیه است. حضرت فرمود: اگر شما در خانه خود نشسته بودید و کار فرمانداری را بر عهده نداشتید، آیا مردم برای شما هدیه می آوردند؟ یعنی این هدیه نیست بلکه رشوه است که نامش را هدیه گذارده اند! امروزه در جامعه ما متأسفانه رشوه و رشوه خواری فراوان به چشم می خورد و حقوق بسیاری از انسانها در سایه رشوه خواری از بین می رود. پیامبر (صلی الله علیه و آله) دستور داد هدیه را گرفتند و در بیت المال مسلمین قرار دادند و این فرماندار خاطی را از کار بر کنار کرد.

گناه

مذمت رشوه در سخنان ائمه معصومین(علیهم السلام)

عَن اَبی عَبدِالله(علیه السلام): اِنَّ السُّحتَ اَنواعٌ کَثیرهٌ فَاَمَّا الرَّشاءٌ فِی الحُکمِ فَهُوَ الکُفرُ بِاللهِ.(2)

امام صادق علیه السلام می فرماید: مال حرام انواع و اقسام زیادی دارد، اما رشوه گرفتن در حکم و قضاوت(به ناحق کردن) کفر به خدا محسوب می شود. قالَ رسُولَ الله(صلی الله علیه و آله): اِیَّاکُم وَ الرَّشوَهَ فَاِنَّهَا مَحضُ الکُفر، وَ لا یَشُمُ صاحِبُ الرِّشوَهِ ریحَ الجَنَّهِ.(3) پیامبر بزرگ اسلام(صلی الله علیه و آله)می فرماید: از رشوه بپرهیزید چون رشوه کفر محض است و کسی که رشوه بگیرد، بوی بهشت به مشامش نمی رسد. همچنین در جای دیگر و در همین زمینه می فرماید: وَ لَعَنَ اللهُ الرَّاشی وَ المُرتَشی وَ ما بَینَهُما یَمشی؛ (4) خداوند رشوه دهنده و رشوه گیرنده را لعن کرده است و کسی که دلال بین آنها است.

موضوع قابل توجه در این زمینه آنست که رشوه هم برای دهنده و هم برای گیرنده حرام است، زیرا آخذ مال به اسباب باطله است و کسی که رشوه گرفته، مدیون صاحب مال است و باید به او برگرداند .

اما اگر در جایی حقی از انسان ضایع شود و برای رسیدن به حق خود هیچ راهی جز دادن رشوه وجود ندارد، در اینجا برای کسی که رشوه می دهد جایز است و عمل او حرام نیست، اما برای گیرنده رشوه، حرام است. عَن امیرَالمُۆمین(علیه السلام) قالَ:«أیُّما والٍ احتَجَبَ مِن حَوائِجَ النَّاسِ احتَجَبَ اللهُ عَنهُ یَومَ القِیامَهِ وَ عِن حَوائِجِهِ، وَ أن أخَذَ هَدیَّهٍ کانَ غَلُولاً ، وَ أن أخَذَ الرَّشوَهَ فَهُوَ مُشرِکٌ».(5)

امیرالمۆمنین(علیه السلام) فرمود: هر حاکم و کارگزار حکومتی که در برابر رفع نیازمندی های مردم خود را مخفی و پنهان نماید(و به مردم و نیازهای آنان بی توجهی نماید) خداوند در روز قیامت از او و نیازهایش مخفی و پنهان خواهد شد و اگر هدیه بگیرد، خائن و اگر رشوه بگیرد مشرک است.

 

ظلم هشام بن عبدالملک

حکایت شده که هشام بن عبدالملک برای انجام فریضه حج به مکه آمد و در آنجا گفت: یکی از صحابه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را نزد من آورید، گفتند: از آنها کسی باقی نمانده، گفت: از تابعین و کسانی که صحابه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را ملاقات نموده اند کسی را بیاورید، آنها طاووس یمانی را به نزدش آوردند، چون بر هشام وارد شد، کفشش را در حاشیه بساط هشام از پای درآورده و بدون ذکر لقب یا امیرالمۆمنین بر او سلام نمود و با کنیه، مخاطبش نساخت و تنها گفت: السَّلَامُ عَلَیکَ، کَیفَ اَنتَ یا هشامُ»، حالت چطور است ای هشام!

هشام گفت: مرا موعظه کن، طاوس گفت: از علی(علیه السلام)شنیدم که فرمود:«انَّ فی جَهَنَّمَ حَیّاتٌ کَالقَلالِ، وَ عَقارِبٌ کَالبِغالِ تَلدَغُ کُلَّ اَمیرٍ لا یَعدَلُ فی رَعِیَّتِهِ»؛ همانا در دوزخ مارهایی هستند همچون پاره های کوه و عقربهایی چون استر، که هر امیری را که در مورد رعیّت به عدل رفتار نکند، می گزند. بعد برخاسته بیرون آمد و از آنجا گریخت و مخفی شد

هشام آن چنان خشمگین شد که تصمیم به قتل او گرفت، وی را گفتند: تو در حرم خدا و حرم رسول خدا هستی و این امر روا نیست، پس رو به طاووس نموده و گفت: چه چیزی باعث شد که با من این گونه رفتار کنی؟ طاووس گفت: مگر چه کرده‌ام؟ هشام خشمش افزون شد و گفت: چه می خواستی بکنی؟ کفشت را در کنار بساط من از پای درآوردی، نه دستم را بوسیدی و نه به امارت مۆمنین بر من سلام نمودی و نه با کنیه مخاطبم ساختی، و بدون اجازه در مقابلم نشستی و بعد هم می گویی حالت چطور است ای هشام!

طاوس گفت: اما این که کفشم را بر کناره بساط تو از پا کندم من هر روز پنج نوبت در مقابل خداوند عزّ و جلّ چنین کنم و او نه مرا عقوبت می کند و نه بر من خشم می گیرد و اما اینکه چرا دست تو را نبوسیدم از علی(علیه السلام) شنیدم که فرمود: «لا یَحِلُّ لِرَجُلِ اَن یَقَبَلَ یَدَ اَحَدٍ اِلَّا اِمرَاَتَهُ بِشَهوَهٍ اَو وَلَدَهُ بِرَحمَه»؛ «روا نیست که مرد دست کسی را ببوسد، مگر دست همسرش را از روی شهوت و یا دست فرزندش را از روی شفقت». و اما اینکه چرا به امارت مۆمنین بر تو سلام نکردم «یعنی نگفتم یا امیرالمۆمنین»، چون تمام مردم از اینکه تو امیر آنها باشی خشنود نیستند و لذا خوش نداشتم دروغ بگویم، و اما اینکه چرا تو را با نام مخاطب ساختم نا با کنیه، خدای تبارک و تعالی، اولیایش را که یاد می کند با اسم از آنها نام می برد و می فرماید: یا موسی، یا عیسی، و اما از دشمنانش با کنیه یاد می کند و می فرماید:«تَبَّت یَدا اَبی لَهَبٍ». و اما اینکه گفتی چرا بدون اجازه در برابرم نشستی، از امام علی(علیه السلام) شنیدم که فرمود: «اِذا اَرَدتَ اَن تَنظُرَ اِلی رَجُلٍ مِن اهلِ النَّار فَانظُر اِلی رَجُلٍ جالِسٍ وَحَولُهُ قَومٌ قِیامٌ»؛ «هرگاه خواستید به یکی از اهل آتش بنگرید به مردی بنگرید که نشسته و بقیه اطرافش ایستاده اند».

هشام گفت: مرا موعظه کن، طاوس گفت: از امام علی(علیه السلام) شنیدم که فرمود: «انَّ فی جَهَنَّمَ حَیّاتٌ کَالقَلالِ، وَ عَقارِبٌ کَالبِغالِ تَلدَغُ کُلَّ اَمیرٍ لا یَعدَلُ فی رَعِیَّتِهِ»؛ همانا در دوزخ مارهایی هستند همچون پاره های کوه و عقربهایی چون استر، که هر امیری را که در مورد رعیّت به عدل رفتار نکند، می گزند. بعد برخاسته بیرون آمد و از آنجا گریخت و مخفی شد. (6)

 

پی‌نوشت‌ها:

1. نساء، آیه 29.

2. وسائل، ج12، ص 65.

3. بحار، ج 104، ص 274.

4. مستدرک، ج3، ص 196.

5. وسائل، ج12، ص 64؛ عقاب الاعمال، ص 35.

6. آداب کسب و معاشرت فیض، ص 252.

فرآوری: محمدی              

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع: آیین تجارت از دیدگاه اسلام: (آداب کسب و تجارت)،مهدی نراقی، چاپ ششم

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین