سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
اگر فرزند به عنوان یک ارزش و نعمت الهی با دیگر امور چون احسان و انفاق و محبت به خدا و اولیای الهی سنجیده شود، فرزند درمقایسه با آن باقیات صالحات، دارای ارزش محدود و ناچیزی است. (کهف، آیه46)
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

فرزند صالح؛ بزرگترین نعمت الهی


فرزند سالم و صالح یکی از نعمت های الهی به بندگان است که بدین ترتیب نعمت و فضل الهی بر بندگان تمام می شود و آرامش و آسایشی خاص فزون تر از آرامش ابتدایی وجود همسران، در کنار هم پدید می آید.

با این همه بسیاری از مردم قدر این نعمت و فضل بزرگ الهی را نمی دانند و همان گونه که در زندگی شخصی نسبت به نعمت های الهی راه ناسپاسی را در پیش می گیرند، همچنین نسبت به فضل فرزند این گونه عمل می کنند و کفران نعمت می کنند.


فرزند

آرزوی فرزند، آرزوی هر انسان

هر موجودی، خواسته و ناخواسته بر آن است تا نوع خود را حفظ کند. این بقای نوع، هر چند که در بسیاری از موجودات به عنوان یک قانون و سنت الهی صورت می گیرد و به شکل غریزی در نهاد همگان قرار داده شده اما در نوع انسانی، به سبب وجود اراده و اختیار، معنا و مفهوم دیگری می یابد. همه موجودات بطور طبیعی و غریزی به فرزندداری گرایش داشته و اقدام به آن می کنند.

در نهاد همه موجودات علاقه به فرزند به هر شکل آن قرار داده شده است. در انسان نیز این علاقه و محبت وجود دارد (آل عمران، آیه 14 و توبه، آیه 24) و تولید نسل یکی از دغدغه ها و علاقه مندی های انسانی است تا این گونه بقای نسلی تضمین گردد.

از گزارش خداوند در آیه 189 سوره اعراف درباره آدم و حوا (علیهما السلام) این معنا به دست می آید که ایشان آرزوی داشتن فرزندی صالح را داشتند؛ زیرا مراد از نفس واحده همان حضرت آدم(علیه السلام) و منظور از زوجها همان همسرش حضرت حوا(علیه السلام) است (جامع البیان، طبری، ج 6، جزء 9، ص 190) آن دو بزرگوار هنگامی که دریافتند که حوا آبستن است، از خداوند خواستند تا فرزندی صالح و سالم به ایشان ارزانی کند. به این معنا که از نظر اعضا کامل و بدون بیماری و نقص باشد و از نظر روحی و اعتقادی نیز در مسیر کمال گام بردارد. (اعراف، آیه 189 و 190 و نیز المیزان، ج 8، ص 375)

از این آیات همچنین به دست می آید که هر انسانی این گونه است و آرزوی داشتن فرزندی سالم و صالح را دارد و از خداوند می خواهد که فرزندی سالم و صالح به ایشان عنایت کند تا این گونه سپاسگزار نعمت های الهی باشند؛ ولی با این همه، بسیاری از همسران پس از برخورداری از فرزندی اینچنین، راه ناشکری را در پیش می گیرند و گمان می کنند که در تولید فرزند کسی غیر از خداوند نقش داشته است، در حالی که اینچنین نیست و تنها خداوند است که این نعمت فرزندداری و فرزند سالم را به ایشان بخشیده است. (همان)

علاقه به فرزند اختصاص به عامه مردم ندارد، بلکه حتی پیامبران اولوالعزم چون حضرت ابراهیم(علیه السلام) به فرزند علاقه مند بود و از آن جایی که تا زمان پیری فرزندی نداشت، همواره دغدغه بی فرزندی او را می آزرد. از این رو با بشارت فرزندداری از سوی فرشتگان، ضمن شگفتی و تعجب، شادان می شود و همسرش این شادی را به صورت صوت و هیجانات صدایی ابراز می کند. (حجر، آیات 51 تا 54؛ و هود، آیات 69 تا 72) همچنین حضرت زکریا(علیه السلام) نیز با بشارت فرزندی به نام یحیی(علیه السلام) خوشحال می شود و با روزه سکوت، این نعمت را شکر می گذارد. (آل عمران، آیات 38 و 39؛ و نیز مریم، آیات 2 تا 7)

در آیات 17 و 19 سوره لقمان، آموزش اخلاق و آداب معاشرت از مهمترین وظایف پدر نسبت به فرزندش بیان شده است. بنابراین محبت و عشق نباید مانع آموزش های سخت و ناخوش اخلاقی و آداب معاشرت شود

خداوند در آیه 14 سوره آل عمران، بیان می کند که در ذات انسان ها علاقه به فرزند قرار داده شده و همین عامل خود عامل گمراهی بشر نیز می شود، زیرا در دام این زینت دنیایی می افتد و مسیر تعالی را گم می کند و یا از آن دور می شود؛ زیرا محبت ویژه به فرزند همانند محبت به زن و مال و متاع دنیای فریبنده، اجازه نمی دهد تا در مسیر آخرت و کمال گام های درست و استوار را بردارد.

 

فرزند، آزمون بزرگ الهی

فرزندداری ارتباط تنگاتنگی با عواطف و احساسات بشری دارد و به بخش بزرگی از نیازهای عاطفی و احساسی بشر از این طریق پاسخ داده می شود. عشق و علاقه به فرزند همان اندازه که پاسخگوی عواطف و احساسات آدمی است همان اندازه مایه آزمون های بزرگی برای اوست. انسان ها به اشکال گوناگون در دام این آزمون گرفتار می شوند و به سادگی نمی توانند سربلند از آن بیرون آیند.

خداوند گزارش می کند که برخی از مردم به فرزند تفاخر می ورزند (کهف، آیات 34 تا 39) و فرزند بیشتر را مایه تفاخر و بزرگی خود برمی شمارند و بدان بر دیگران تکبر می ورزند و خودنمایی می کنند (مریم، آیه77؛ و نیز سبا، آیات 34 و 35) همین تفاخر و تکاثرطلبی، آنان را از خود و خدا جدا می کند و موجبات شرک، کفر و انکار قیامت و معاد ایشان را فراهم می آورد. (کهف، آیات 34 و 36 و 37 و 42)

البته برخی از فرزندان به طریق دیگر مایه گمراهی بشر می شوند و در دام خسران و زیان ابدی می افتند. (نوح، آیه 21) از این افراد می توان به کودکی اشاره کرد که حضرت خضر(علیه السلام) وی را می کشد چون زمینه کفر و گمراهی والدین خود را فراهم می آورد. از امیرمۆمنان علی(علیه السلام) این معنا درباره عبدالله بن زبیر آمده است که موجبات گمراهی پدرش زبیر را فراهم آورد و او را به جنگ با علی(علیه السلام) وادار کرد.

امتحان

خداوند در آیه 14 سوره تغابن از دشمنی برخی از فرزندان با پدران مۆمن خود در امر دین خبر می دهد (مجمع البیان، طبرسی، ج9 و 10، ص452) در همین آیه خداوند به مۆمنان توصیه می کند تا هوشیاری خود را حفظ کنند و از تأثیرات سوء فرزندان خود در امر دین بر حذر باشند؛ چنان که از ایشان خواسته است تا با عفو و گذشت و چشم پوشی همراه با هوشیاری زمینه بازگشت آنان به دین را فراهم آورده و اجازه ندهند تا ایشان به سبب تسلط عاطفی خود بر والدین آنان را گمراه کنند. در حقیقت مدارا با فرزندان باید به شکلی باشد که ایشان به دین بازگردند نه اینکه موجبات تزلزل دینی والدین را فراهم آورند و آنها را به راهی که می روند ببرند و در دام گمراهی افکنند.

اصولا یکی از روش های آزمون الهی، آزمون با نعمت است که از این جمله می توان به آزمون انسان ها با فرزندان اشاره کرد. از این رو خداوند در آیاتی از جمله 28 سوره انفال و 14 و 15 سوره تغابن نسبت به آزمایش مۆمنان از طریق فرزندان هشدار می دهد تا آمادگی روحی و روانی برای این آزمون سخت و خطرناک داشته باشند. این آزمون، اشکال گوناگونی دارد که از جمله آنها مرگ فرزندان است . (بقره، آیه 155)

خداوند در آیه 34 سوره ص، افکنده شدن جنازه فرزند سلیمان بر تختش را وسیله ای برای آزمایش او می داند و در آیات 83 تا 106 صافات، حضرت ابراهیم (علیه السلام) مأمور ذبح فرزندش می شود تا اینگونه، آزمون الهی را بگذراند.

از نظر بسیاری از مردم ارزش فرزند گاه حتی از دین و ایمان و آخرت نیز فراتر می رود و این گونه است که بسیاری از مردم دین و ایمان خویش را فدای فرزند می کنند.

از این رو خداوند به مۆمنان هشدار می دهد تا در مقایسه و ارزیابی خود به درستی حرکت کنند و فرزند را فراتر از ارزش های اعتقادی و اموری چون خدا و جهاد و آخرت قرار ندهند. بنابراین لازم است تا انسان های مۆمن با پایین قراردادن ارزش فرزند درمقایسه با ارزش های الهی، پیامبر(صلی الله علیه وآله)، جهاد و آخرت، درمسیر تعالی و کمال به درستی گام بردارند. (توبه، آیه 24)

البته از نظر قرآن، فرزند خود یک ارزش است به شرط آنکه درمسیر تعالی وکمال مورد ارزیابی قرار گیرد و عامل بازدارنده نباشد.

با این همه حتی اگر فرزند به عنوان یک ارزش و نعمت الهی با دیگر امور چون احسان و انفاق و محبت به خدا و اولیای الهی سنجیده شود، فرزند درمقایسه با آن باقیات صالحات، دارای ارزش محدود و ناچیزی است. (کهف، آیه46)

به سخن دیگر، امیدبستن به فرزند، درمقایسه با امیدواربودن به پاداش الهی امری کم ارزش و ناچیز است؛ بنابراین باید توجه بیشتری به دیگر باقیات صالحات داشت و برای ذخیره آخرت و دست یابی به کمالات از آن بهره برد.

خداوند در آیاتی از جمله 28 سوره انفال و 14 و 15 سوره تغابن نسبت به آزمایش مۆمنان از طریق فرزندان هشدار می دهد تا آمادگی روحی و روانی برای این آزمون سخت و خطرناک داشته باشند. این آزمون، اشکال گوناگونی دارد که از جمله آنها مرگ فرزندان است

حقوق طرفین

هریک از فرزند و والدین حقوق و تکالیفی دارند که لازم است آن را رعایت کنند. فرزند سالم و صالح فرزندی است که به این دو تکالیف و حقوق خویش به درستی آگاه باشد و براساس آن حرکت کند.

از وظایف والدین نسبت به فرزند آن است که نام خوب و زیبایی برای وی برگزینند تا در آینده از نام خویش شرمگین نشود. در روایات از جمله حقوق فرزند انتخاب نام خوب دانسته شده است.

از دیگر وظایف والدین تعلیم و تربیت فرزندان است. تعلیم و تربیت از هر چیزی حتی تغذیه نیز واجب تر است. البته این بدان معنا نیست که فرزندان از تغذیه و بهداشت مناسب و خوب برخوردار نباشند، بلکه به معنای توجه ویژه پدر و مادر به تربیت و تعلیم فرزندان است. بنابراین نباید عشق و علاقه به فرزندان، والدین را از تربیت و تعلیم درست غافل سازد.

خداوند در آیات 58 و 59 سوره نور، به والدین سفارش می کند تا در تربیت فرزندان کوشا باشند و مسائل مهمی چون آداب زندگی و ریزه کاری های آن را بیاموزند. از آن جمله بر ایشان است که به فرزندان بیاموزند که چگونه می بایست در خلوتگاه والدین رفت و آمد کنند و بی اجازه ایشان به هرجایی نروند.

در آیات 17 و 19 سوره لقمان، آموزش اخلاق و آداب معاشرت از مهمترین وظایف پدر نسبت به فرزندش بیان شده است. بنابراین محبت و عشق نباید مانع آموزش های سخت و ناخوش اخلاقی و آداب معاشرت شود.

حضرت علی(علیه السلام) می فرماید: «ما نحل والد ولدا نحلا افضل من ادب حسن؛ هیچ پدری هدیه ای بهتر از تربیت نیکو به فرزندش نداده است.»(نوری الطبرسی، میرزا حسین؛ مستدرک الوسائل ج15، ص165)

پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: «لأن یودب الرجل ولده خیر له من ان یتصدق کل یوم ینصف صاں اگر پدری فرزندش را تربیت کند، بهتر از این است که روزی یک و نیم کیلوگرم طعام صدقه بدهد.» (حرعاملی، محمدبن الحسن؛ وسایل الشیعه، ج15، ص195)

بخش قرآن تبیان


منبع: روزنامه کیهان ؛مقاله کریم صاقتی            

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین