سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
عرب پیش‌ازاسلام در برابر برخی صفات‌پسندیده‌ی اندک، انبوهی از صفات پست و زشت دامنگیرش بود، که اگر آفتاب اسلام، بر قلبش نتابیده‌بود، مسلما طومار حیات انسانی او در هم‌ پیچیده‌می‌شد، و امروز هیچ اثری از انسانیت در میان عرب نبود.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : مهناز وکیلی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

خُلق‌وخوی بیابان‌نشینان عصر جاهلیت

جاهلیت

عرب پیش از اسلام دارای برخی اخلاق و آداب اجتماعی متمایز بود که در میان آنان رواج داشت. در برابر برخی صفات پسندیده ی اندک که باعث شد گاه از سوی ملت های دیگر ستایش شوند، انبوهی از صفات و عادات پست و زشت نیز دامنگیر شان شده بود، تا حدّی که اگر در اواسط قرن ششم میلادی، روزنه ای از غیب به روی آنان باز نمی شد و آفتاب روان پرور اسلام، بر دل های شان نتابیده بود، به طور مسلم طومار حیات انسانی آنها در هم پیچیده می شد، و امروز هیچ اثری از انسانیت در میان عرب مشاهده نمی شد. در این نوشتار، به نمونه هایی از این صفات نیک و بد اشاره می گردد.

 

صفات نکوهیده

با این كه عربِ عصر جاهلیت، در سفرهاى شام و یمن با اهل كتاب، و مردم متمدن روم و ایران و دیگر نقاط ارتباط پیدا مى ‏كردند، و كم و بیش با آداب و رسوم آنها شنا مى‏ شدند، ولی زندگى در منطقه دورافتاده بادیه و محیط تنگ مكه و مدینه و طائف، و انس و تعصب زایدالوصفى كه طى قرون متمادى به زندگى خود داشتند، به هیچ وجه آنها را تحت تاثیر قرار نمى ‏داد، و از آنچه مى ‏اندیشیدند باز نمى ‏داشت. در حقیقت به آنچه داشتند خوش بودند و جز آن چیزى نمى‏ شناختند، و چیزى نمى‏ خواستند.

امیرمۆمنان علی علیه السلام در یكی از خطبه های خود، اوضاع عرب پیش از اسلام را چنین بیان می كند:

«خداوند، محمد صلّی الله علیه وآله را بیم دهنده جهانیان، و امین وحی و كتاب خود مبعوث نمود. و شما گروه عرب در بدترین یین و بدترین جاها بسر می بردید. در میان سنگلاخ ها و مارهای كر (که از هیچ صدایی نمی رمیدند) اقامت داشتید. آب های لجن را می آشامیدید و غذاهای خشن (مانند رد هسته خرما و سوسمار) می خوردید و خون یكدیگر را می ریختید، و از خویشاوندان دوری می كردید، بت ها در میان شما سرپا بود، از گناهان اجتناب نمی نمودید ...».(نهج البلاغه، خطبه 26)

اعراب جاهلى مردار مى‏ خوردند و راهزنى مى ‏كردند، و از شراب و زنا و بى ‏بند بارى لذت خاصى مى ‏بردند. رسم دختركشى و زنده به گور كردن دختران یك رسم اشرافى بود. اوقات خوش و لحظات بیكارى آنان با نقل افكار جاهلانه و تخیلات شاعرانه كه از غارتگرى‏ ها و قتل نفس ‏ها و باده ‏گسارى ‏ها و عشق ‏بازى ‏ها و عیش و نوش ها حكایت مى ‏كرد، مى ‏گذشت.

هیچ یک از خصلت های مذکور شایسته تقدیر نیست و نمی تواند از فضایل اخلاقی و صفات انسانی باشد، مگر هنگامی که بر پایه اخلاق فاضله و بزرگ منشی انسانی یا تقوای الهی و شعور دینی انجام شود. در غیر این صورت بر عکس عمل کرده سزاوار مذمت و سرزنش خواهد بود

این سرگرمى‏ها و عادات و رسوم و بى ‏خبرى ‏ها دیگر فرصتى به اعراب بت پرست ثروتمند عیاش یا بینوایى تهیدست گرفتار نمى‏ داد تا به خدا و عالم بعد از مرگ بیندیشند، و پى به حقیقت ببرند. براى آنها زندگى جز اینها مفهومى نداشت.

 

صفات پسندیده

اوصاف پسندیده ای که در میان جامعه عرب پیش از اسلام رواج داشت، برخی از این رسوم در میان عرب گسترش پیدا كرده بود می توان در چند مولفه خلاصه نمود:

الف) مهمانداری و بخشندگی: در حقیقت این کار برای عرب فضیلت به شمار نمی رود. انگیزه عرب جاهلی غالبا دوری از ننک و عار و پرهیز از هجو شاعران مشهور نشدن در منطقه به لئامت و خساست، و حفظ آبرو و حیثیت خویش؛ یا به امید خوش نامی یا آرزوی رهبری قبیله یا رقابت با دیگران بوده است.

ب) شجاعت: با ملاحظه اهداف و مواردی که این خصلت پسندیده به کار می رود فرد شجاع سزاوار مدح و ثنا یا مذمت و سرزنش است. هرگاه از این خصلت در راه نیکی بهره برد، شایسته ستایش خواهد بود و الا در خور مذمت؛ چنانکه شجاعت برای شیر فضیلت نمی باشد.

جنگ

اوضاع سرزمینی و زندگی در صحرا بدون موانع طبیعی و بشری و رویارویی با خطرات مداوم از سوی حیوانات وحشی و انسان های دیگر موجب می شد تا هر یک از افراد عرب احساس کند که خود مسئول حمایت و دفاع از خویشتن است و کسی جز دست و شمشیرش از او در مقابل قتل، غارت و اخذ آثار (خون بهاء) حمایت و دفاع نخواهد کرد. علاوه بر این مرد عرب در اغلب اوقات جز به کمک دست و شمشیرش نمی خورد و الا خود خوراک دیگران خواهد شد. او معتقد بود اگر شجاع نباشد و به غفلت خونریزی نکند او را خواهند خورد و دست کم چیزی برای خوردن نخواهد یافت گویی با این منطق رفتار می کردند که اگر گرگ نباشی گرگ ها تو را خواهند خورد.

ج) شهامت، جسارت و سرعت عمل: سخن گفتن از این خصلت تفاوتی با بحث از شجاعت ندارد جز اینکه به اطمینان عرب جاهلی به عدم مسئولیت در قبال کارهای خود باز می گردد. او مطمئن است که در هر حال مظلوم باشد یا ظالم از سوی قبیله یاری خواهد شد. علاوه بر این، زندگی بادیه نشینی، جنگ ناگهانی و عملیات تروریستی آثار و دیگر خطرهایی که به طور مداوم عرب جاهلی را تهدید می کرد، مستلزم سرعت اقدام و اجرای فوری بود. هنگامی که احساس عدم مسئولیت نیز به این مسئله افزوده شود، بی باکی و اقدام جسورانه را بی‌تردید ویژگی ممتاز و حاکم بر کارهای عرب بیابان گرد می سازد. برهمین اساس کمتر فرد بردباری در میان آنان پیدا می شد که در مقابل حوادث خویشتن داری کند مگر برخی از افراد مسن یا بلند همتان یا ترسوها که می خواهند، شکست های خود را با بردباری و خویشتن داری پوشش دهند.

با این كه عربِ عصر جاهلیت، در سفرهاى شام و یمن با اهل كتاب، و مردم متمدن روم و ایران و دیگر نقاط ارتباط پیدا مى ‏كردند، و كم و بیش با آداب و رسوم آنها آشنا مى‏ شدند، ولی زندگى در منطقه دورافتاده بادیه و محیط تنگ مكه و مدینه و طائف، و انس و تعصب زایدالوصفى كه طى قرون متمادى به زندگى خود داشتند، به هیچ وجه آنها را تحت تاثیر قرار نمى ‏داد، و از آنچه مى ‏اندیشیدند باز نمى ‏داشت

د) غرور و عزت: سخن از این صفات و خصلت هایی چون: اعتماد به نفس، آزادگی، قدرت اراده، فصاحت و قدرت بیان، تفاوت چندانی با بحث از صفات پیش گفته ندارد. این خصلت ها هم با ملاحظه اهداف و انگیزه ها شایسته مدح یا سزاوار مذمت است. علاوه بر آنچه گذشت منشا این صفات گریز از پذیرش حکومت مرکزی است که می کوشید به هر طریقی شده به مردم عرب جاهلی سلطه پیدا کند و خود را بر آنان تحمیل کند.

هـ) وفای به عهد: این خصلت پسندیده است مگر اینکه پیمان به زیان جامعه باشد. طبع زندگی بادیه نشینی این خصلت را بر مردم عرب جاهلی تحمیل کرد. سرچشمه پیمان «حلف الفضول» که برترین و شریف ترین پیمان عرب جاهلی است در حقیقت بنی هاشم بودند. همین طور است پیمان عبدالمطلب با خزاعه. از این رو نباید از این دو در خلقیات عرب جاهلی سخن گفت.

و) حمیت و عصبیت: در حقیقت عصبیت و حمیت از صفات مذموم و زشت است زیرا عرب جاهلی معتقد است که باید فقط و فقط خویشاوندان و افراد قبیله را یاری کرد: خواه ظالم باشد و خواه مظلوم. قرآن مجید این اندیشه جاهلی راسرزنش کرده از آن به "حمیت جاهلی" تعبیر کرده است زیرا بر پایه جهل و نادانی مبتنی است:

«آن گاه که کافران در دل های خود تعصب (آن هم) تعصب جاهلیت ورزیدند» .(فتح: 26)

از آنچه گذشت روشن می شود که هیچ یک از خصلت های مذکور شایسته تقدیر نیست و نمی تواند از فضایل اخلاقی و صفات انسانی باشد، مگر هنگامی که بر پایه اخلاق فاضله و بزرگ منشی انسانی یا تقوای الهی و شعور دینی انجام شود. در غیر این صورت بر عکس عمل کرده سزاوار مذمت و سرزنش خواهد بود.

ابوالفضل صالح صدر            

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منابع:

تاریخ اسلام از غاز تا هجرت، استاد على دوانى.

فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام، استاد جعفر سبحانی.

سیره صحیح پیامبر اعظم صلی الله علیه واله، علامه سید جعفر مرتضی عاملی.

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین