بنی آدم در هر مخصمه ای که بیفتد یک راه چاره برای آن می اندیشد و بیرون می آید اما یک مخمصه ای در پیش روی اوست که دامنگیر همه افرادش می شود و راه گریزی هم از آن نیست. و آن مرگ است و تنها چاره اش غنیمت دانستن زمانی است که هنوز نیامده است.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

سرنوشتى که راه فرار از آن نیست


بنی آدم در هر مخصمه ای که بیفتد یک راه چاره برای آن می اندیشد و بیرون می آید اما یک مخمصه ای در پیش روی اوست که دامنگیر همه افرادش می شود و راه گریزی هم از آن نیست. و آن مرگ است و تنها چاره اش غنیمت دانستن زمانی است که هنوز نیامده است.

مرگ

امام علی علیه السلام در این زمینه رهنمودهای روشنگر و تأثیر گذاری دارند می فرمایند : «تا هنگامى که فرصت براى قبولى اعمال دارید، و توبه سودمند است و دعا به اجابت مى رسد و در آرامش به سر مى برید و قلمها (ى فرشتگان براى نوشتن اعمال صالح) در جریان است، عمل کنید»؛ (فَاعْمَلُوا وَ الْعَمَلُ یُرْفَعُ، وَ التَّوْبَةُ تَنْفَعُ، وَ الدُّعَاءُ یُسْمَعُ، وَالْحَالُ هَادِئَةٌ، وَ الاَْقْلاَمُ جَارِیَةٌ)

ولى اگر این فرصت از دست رود و در آستانه مرگ قرار گیرید تمام این امکانات پنجگانه از شما سلب مى شود و جز حسرت و اندوه متاعى نمى خرید.

سپس امام(علیه السلام) در توضیح سخن بالا و تکمیل آن مى فرماید: «و به انجام اعمال صالح مبادرت ورزید پیش از آنکه عمر پشت کند (و مرحله پیرى و ناتوانى برسد) یا بیمارى مانع از عمل گردد، یا مرگ (همه چیز را از شما) برباید»؛ (وَ بَادِرُوا بِالاَْعْمَالِ عُمُراً نَاکِساً، أَوْ مَرَضاً حَابِساً، أَوْ مَوْتاً خَالِساً)

در واقع امام همه مخاطبان خود را تشویق مى کند که بر این سه امر پیشى گیرند. دوران کهولت که تمام اعضا نیرو و توان خود را از دست مى دهد و قرآن مجید آن را «ارذل العُمُر» (نامطلوبترین دوران زندگى) نامیده و بیماری هایى که گاه طولانى مى شود و تاب و توان را از انسان مى گیرد، نه قادر بر عبادات به صورت کامل است، نه خدمت به انسان ها و قضاى حوائج مۆمنان و همچنین مرگ که امام(علیه السلام) آن را تشبیه به سارقى کرده که همه چیز را ناگهان از انسان مى رباید.

در ادامه با ذکر شش وصف براى مرگ، حقیقت آن را براى همگان روشن مى سازد. همان مرگى که گریزى از آن نیست و هرکس سرانجام با آن ملاقات مى کند، مى فرماید: «زیرا مرگ ویران کننده لذات شماست و خواسته هاى دل شما را تیره و تار مى سازد، و منزلگاه هاى سفرتان را دور مى سازد. (و از رسیدن به اهداف باز مى دارد) دیدار کننده اى است که هرگز دوست داشتنى نیست، و حریفى است شکست ناپذیر، و جنایتکارى است غیر قابل تعقیب» (فَإِنَّ الْمَوْتَ هَادِمُ لَذَّاتِکُمْ، وَ مُکَدِّرُ شَهَوَاتِکُمْ، وَ مُبَاعِدُ طِیَّاتِکُمْ. زَائِرٌ غَیْرُ مَحْبُوب، وَ قِرْنٌغَیْرُ مَغْلُوب، وَ وَاتِرٌ غَیْرُ مَطْلُوب)

 

به این ترتیب امام(علیه السلام) به همگان هشدار مى دهد که این دیدار کننده به سراغ همه شما مى آید و کماندارى است که همه را نشانه مى رود و هماورد و حریفى است که نیرومندترین انسانها در مقابله با او ناتوانند. او مى آید همه چیز را بر هم مى ریزد، بساط عیش و نوش را بر مى چیند و سفره غذا به جاى آن مى گستراند و تمام برنامه هاى لذت بخش را نیمه تمام مى گذارد و انسان را با خود مى برد، و از همه مهم تر آنکه هیچ زمان و مکانى را به رسمیّت نمى شناسد.

مرگهاى ناگهانى سکته ها و ایست قلبى یا مغزى و حوادث مختلف دردناکى که در یک لحظه عمر انسان را پایان مى دهد، اشاره کرده است. مرگهایى که نه موقعیت اشخاص را مى شناسد و نه سن و سال را و حتّى به سراغ پیامبران الهى نیز رفته است

این تعبیرات گویا و پرمعنا به راستى تکان دهنده و بیدارگر است. غافلان را بیدار و مستان را هوشیار مى سازد.

باز در ادامه به شش ویژگى دیگر درباره مرگ پرداخته و گفتار پیشین را کامل تر مى سازد و مى فرماید: «دام هایش بر دست و پاى شما افتاده (و به صورت بیماری ها و حوادث دردناک ظاهر شده) و مصائب و مشکلاتش سراسر وجود شما را احاطه کرده (و از لابه لاى آنها چنگ و دندان نشان مى دهد)، تیرهایش شما را هدف قرار داده (و هر لحظه ممکن است به سوى شما پرتاب شود) و هیبت و صولت آن بر شما عظیم است، و تجاوزش پى در پى بر شما وارد مى گردد (و هر لحظه گرگ اجل یکایک از این گله مى برد)»(قَدْ أَعْلَقَتْکُمْ حَبَائِلُهُ، وَ تَکَنَّفَتْکُمْ غَوَائِلُهُ، وَ أَقْصَدَتْکُمْ مَعَابِلُهُ. وَ عَظُمَتْ فِیکُمْ سَطْوَتُهُ وَ تَتَابَعَتْ عَلَیْکُمْ عَدْوَتُهُ، وَ قَلَّتْ عَنْکُمْ نَبْوَتُهُ).

امام(علیه السلام) در این تعبیرات پرمعنا گاه مرگ را به صیّادى تشبیه کرده که براى همه انسانها دام گسترده است، و گاه به تیراندازى که تیرهایش به خطا نمى رود، یا شمشیرزنى که شمشیرش کارگر است.

آرى، انسان در هر چیز شک و تردید کند در مرگ و پایان زندگى تردید نخواهد کرد. قوى ترین قهرمانان جهان در برابر آن زانو مى زنند و هوشمندترین انسانها در دام آن گرفتار مى شوند و همین بس که انبیا و اولیاى الهى نیز از آن مستثنا نشدند و به فرموده قرآن: (کُلُّ نَفْس ذَائِقَةُ الْمَوْتِ).

ویژه نامه مرگ بی خبر می‌آید

سپس امام(علیه السلام) به هفت نکته دیگر درباره حملات مرگ به انسانها و ناتوانى انسان در برابر آن اشاره کرده، مى فرماید: «نزدیک است سایه هاى تاریک مرگ شما را بپوشاند، و شدّت بیماریش شما را فرا گیرد، و ظلمت شدید آسیبهاى آن بر شما مسلّط شود، و تاریکى سکرات مرگ بر شما چیره گردد، و دردهاى جانکاه خروج روح از بدن بر شما عارض گردد (و به سرعت به سراغ شما آید) و پرده هاى تاریک آن بر شما فرو افتد، و شربت ناگوار مرگ بر شما چشانده شود»

آنگاه مخاطبان خود را در برابر نزول ناگهانى مرگ هشدار مى دهد که به هوش باشند مرگ همیشه با مقدمات طولانى و بیماریهاى مزمن روى نمى دهد، بلکه بسیار مى شود که در یک لحظه همه چیز پایان مى یابد، مى فرماید: «گویى ناگهان مرگ بر شما وارد مى شود و با ورود خود، شما را حتّى از سخنان آهسته و در گوشى، ساکت مى سازد. اهل مجلستان را پراکنده مى کند. آثارتان را محو و خانه هایتان را بى صاحب مى سازد. وارثان شما را بر مى انگیزد تا اموالتان را در میان خود تقسیم کنند» (فَکَأَنْ قَدْ أَتَاکُمْ بَغْتَةً فَأَسْکَتَ نَجِیَّکُمْ، وَ فَرَّقَ نَدِیَّکُمْ وَ عَفَّى آثَارَکُمْ، وَ عَطَّلَ دِیَارَکُمْ، وَ بَعَثَ وُرَّاثَکُمْ، یَقْتَسِمُونَ تُرَاثَکُمْ)

مرگ ناگهانى که همیشه و در هر زمان بوده و در عصر و زمان ما به عللى بیشتر شده است از تمام انواع مرگها عبرت انگیزتر است، زیرا صغیر و کبیر نمى شناسد و انسان در هر حالى که باشد ممکن است به سراغ او آید.

مرحوم علاّمه شوشترى در شرح نهج البلاغه خود جمعى از انبیا را مانند موسى و داود و سلیمان ذکر مى کند که همگى به مرگ ناگهانى و فجأه از دنیا رفتند(. شرح نهج البلاغه مرحوم شوشترى، ج 11، ص 275)، البتّه در مورد سلیمان ظاهر قرآن گواه بر آن است که در حال ایستاده و تکیه بر عصا کرده، فرشته مرگ به سراغش آمد و جان او را گرفت: (فَلَمَّا قَضَیْنَا عَلَیْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلاَّ دَابَّةُ الاَْرْضِ تَأْکُلُ مِنسَأَتَهُ)

انسان در هر چیز شک و تردید کند در مرگ و پایان زندگى تردید نخواهد کرد. قوى ترین قهرمانان جهان در برابر آن زانو مى زنند و هوشمندترین انسانها در دام آن گرفتار مى شوند و همین بس که انبیا و اولیاى الهى نیز از آن مستثنا نشدند و به فرموده قرآن: (کُلُّ نَفْس ذَائِقَةُ الْمَوْتِ)

سپس امام(علیه السلام) در پایان این فقره بازماندگان را به سه گروه تقسیم مى کند: گروهى که «از دوستان خاصّ انسان هستند ولى در آن لحظه دوستى آنها اثرى ندارد (و مشکلى را حل نمى کند)» (بَیْنَ حَمِیم خَاصٍّ لَمْ یَنْفَعْ)

گروه دوم «خویشاوندان دلسوز و غمگینى هستند که قدرت بر دفع مرگ ندارند» (وَ قَرِیب مَحْزُون لَمْ یَمْنَعْ)

گروه سوم «دشمنان شماتت گرى هستند که از مرگ شما جزع و فزعى ندارند (و غمى به خاطر راه نمى دهند)»; (وَ آخَرَ شَامِت لَمْ یَجْزَعْ)

امام(علیه السلام) در این بخش اخیر از سخنانش به مسئله مرگهاى ناگهانى سکته ها و ایست قلبى یا مغزى و حوادث مختلف دردناکى که در یک لحظه عمر انسان را پایان مى دهد، اشاره کرده است. مرگهایى که نه موقعیت اشخاص را مى شناسد و نه سن و سال را و حتّى به سراغ پیامبران الهى نیز رفته است.

این مرگها که تعداد آن کم نیست، بلکه روز به روز بر تعداد آنها افزوده مى شود، بسیار عبرت انگیز است. در یک لحظه کوتاه ورق بر مى گردد و همه چیز عوض مى شود. جمعیّتها متفرّق مى گردند، دوستان غرق ماتم و عزا و دشمنان غرق شادى مى شوند.

چقدر غافل و بى خبرند کسانى که این گونه حوادث را نادیده گرفته و به هوسرانى و گناهان مشغول اند و یا براى به دست آوردن مال و مقام به انواع بلاها تن در مى دهند.

فرآوری: محمدی     

بخش نهج البلاغه تبیان


منبع: کتاب پیام امیر المۆمنین ،آیت الله مکارم شیرازی

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .