وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
«دُرّرُ السّمطین»، این نام کتابی بود که علامه مدت ها در جستجوی آن بود. کتابی خطی و قدیمی که در کتابخانه هایی که مراجعه کرده بود، پیدا نمی شد.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

علامه امینی و الغدیر
علامه امینی

«دُرّرُ السّمطین»، این نام کتابی بود که علامه مدت ها در جستجوی آن بود. کتابی خطی و قدیمی که در کتابخانه هایی که مراجعه کرده بود، پیدا نمی شد. برای تکمیل بخشی از کتابش؛ به این کتاب نیاز داشت. بالاخره به حرم حضرت امام علی(ع) رفت و به دعا و مناجات پرداخت و از حضرت خواست ت ا کمکش کند.

در همین زمان، مردی روستایی و عرب وارد شد و با صدای بلند از حضرت خواست تا از خدا بخواهد که حاجتش را برآورده کند. علامه برای اجابت مرد روستایی هم آمین گفت و از حرم خارج شد. یک هفته بعد، علامه در حرم بود که مرد روستایی وارد شد و با اشک و زاری از حضرت تشکر کرد. علامه خیلی منقلب شد. احساس کرد که چندان مورد توجه امام(ع) نیست که خواسته اش اجابت نشده است.

اشک از چشمانش جاری شد و با دلی پر از اندوه به خانه برگشت. آنقدر ناراحت بود که خوابش نمی برد. نماز شبش را خواند و به ذکر و دعا نشست و تا نماز صبح با حضرت امام علی(ع) راز و نیاز کرد و سپس خوابید. میان خواب و بیداری بود که خود را در حرم امام (ع) دید؛ در حالی که نوری خیره کننده تمام حرم را روشن کرده بود. یک دفعه درها باز شد و حضرت علی(ع) داخل شد و با مهربانی به علامه لبخند زد و فرمود:«آن روستایی مرد شریف و زحمت کشی است ولی سست ایمان است و نمی توانست صبر کند.»

علامه از خواب بیدار شد. احساس خوشی داشت. حالا می دانست که اجابت نشدن خواسته اش دلیل بر بی توجهی امام(ع) نیست و باید صبر کند و برای رسیدن به خواسته اش، تحمل بیش تری داشته باشد. اما نمی دانست که این صبر چقدر کوتاه خواهد بود. صبح، سر سفره ی صبحانه نشسته بود که در خانه را زدند. مرد بنایی بود که در همسایگی آن ها منزل داشت. علامه به احترام او برخاست و اصرار کرد که با او صبحانه بخورد. مرد همسایه لقمه ای برداشت و گفت:«جناب امینی کار دارم و باید بروم. خانه ای بزرگ تر خریده ام و مشغول اسباب کشی هستیم.» بعد بقچه ای را که در دست داشت، جلوی علامه گذاشت و ادامه داد:«قبل از ما در این خانه ی جدید؛ مردی از اهالی حوزه منزل داشت. امروز که مشغول اسباب کشی هستیم در زیر یکی از این گنجه ها کتابی کهنه پیدا کردیم. من صاحبخانه ی قبلی را نمی شناسم و آدرسی هم از او ندارم. مثل این که چند سال است از عراق مهاجرت کرده است. همسرم گفت ما که سواد درستی نداریم پس بهتر است که کتاب را به شما بدهیم. شاید به کار شما بیاید.»

بعد به خواهش علامه لقمه ای دیگر خورد و رفت. علامه امینی با کنجکاوی بقچه را باز کرد و با دستمال گرد و غبار کتاب کهنه را پاک کرد. باورش نمی شد.نه! با خوابی که دیده بود؛ باید باورش می شد. کتاب «دُرّرُ السّمطین» بود.

وقتی علامه تصمیم گرفت که کتاب الغدیر را بنویسد به کشورهای زیادی مثل ایران، هند، سوریه، ترکیه و دیگر کشورهای عربی سفر کرد و از کتابخانه های این مناطق استفاده کرد

علامه امینی در سال 1281 شمسی در خانواده ای مذهبی و اهل علم، در تبریز به دنیا آمد. پس از تکیلل دروس متوسطه ی علوم دینی، به نجف رفت تا تحصیلات دینی خود را کامل کند. وخیلی زود به مقام عالی فقاهت رسید. ایشان علاقه ی خاصی به بیش تر دانستن و تحقیق داشت و درباره ی مسائل گوناگون علمی مذهبی و تاریخ پژوهش می کرد.

او تحقیقات و مطالعاتش در نجف را از کتابخانه ی جسینیه ی شوشتری ها آغاز کرد که در آن زمان، تنها کتابخانه ی عمومی نجف شمرده می شد و هزاران کتاب چاپی و خطی داشت. روزها به طور مستمر به کتابخانه می رفت و حتی کتابدار را راضی کرده بود که هنگام رفتن، در را به روی او ببندد و او را با کتاب ها تنها بگذارد. اما برای بیش تر دانستن باید سفر می کرد. وقتی علامه تصمیم گرفت که کتاب الغدیر را بنویسد به کشورهای زیادی مثل ایران هند سوریه ترکیه و دیگر کشورهای عربی سفر کرد و از کتابخانه های این مناطق استفاده کرد. ایشان کتاب های تالیفی متعددی دارد از آثار ایشان می توان به تفسیر فاتحه الکتاب، شهداء الفضیله، کامل الزیلره، سیرتنا و سنتنا، ریاض الانس، رجال آذربایجان، ثمرات السفار اشاره کرد ولی الغدیر شاهکار ایشان و افتخاری برای شیعیان است.

بیش از 50 سال است که از نگارش کتاب می گذرد اما در طول این زمان هنوز کسی نتوانسته صفحه ای در رد دلایل کتاب و یا نقدی که قابل اعتنا باشد، برای کتاب الغدیر بنویسد

 نگارش کتاب عظیم و ارزشمند الغدیر تقریباً حدود 40 سال طول کشید و علامه امینی برای نوشتن آن حداقل ده هزار کتاب را با دقت مطالعه و نسخه برداری کرد. ایشان در تمام این سال هایی که مشغول نگارش کتاب الغدیر بود چنان غرق در کارش می شد که گاه فراموش می کرد که چیزی نخورده است و یا هوا چقدر گرم یا سرد است. او با نوشتن الغدیر یک تنه در برابر کسانی که با روایات جعلی تاریخ را تحریف کرده بودند و مقام و شخصیت حضرت امام علی(ع) را زیر سوال برده بودند؛ ایستاد و با قلم توانا و دلایا منطقی و علمی خود، پرده ها را کنار زد و حقایق را روشن تر کرد. الغدیر کتابی است که در بیست جلد و به زبان عربی که با استفاده از روایات و دلایلی که در کتب خود اهل سنت ذکر شده، به حقانیت مقام و شخصیت حضرت امام علی(ع) پرداخته است. بیش از 50 سال است که از نگارش کتاب می گذرد اما در طول این زمان هنوز کسی نتوانسته صفحه ای در رد دلایل کتاب و یا نقدی که قابل اعتنا باشد، برای کتاب الغدیر بنویسد.

تمام شیعیان جهان به کتاب الغدیر و نویسنده ی بزرگش افتخار می کنند. ایشان در طی تحقیقات شان به اهمیت کتابخانه ای مفصل برای پژوهشگران پی برد و طی سفرهای شان اقدام به شناسایی، خرید و حتی نسخه برداری کتاب ها و نوشته های مهم نمود. سپس کتابخانه و پژوهشگاهی سه طبقه تاسیس کرد تا محققان به راحتی به پژوهش و تحقیق بپردازند.

تمام این تلاش های شبانه روزی جسم علامه را ضعیف کرده بود. بالاخره در تیرماه سال 1349 شمسی جناب علامه امینی در ایران بدرود حیات گفت و پس از تشییع مفصلی در ایران بنا بر وصیتش او را به عراق بردند و در قسمتی از کتابخانه ای که آن هم زحمت برایش کشیده بود و با نام امیرالمومنین علی علیه السلام مزین شده بود به خاک سپرده شد.

روحش شاد.

 

فرآوری:نعیمه درویشی

بخش کودک و نوجوان تبیان


منابع: مجله شاهد،پایگاه اطلاع رسانی شیعیان

مطالب مرتبط:

رابرت لویی استیونسن و قصه‌هایش

عطار نیشابوری

شهید همت، همتی بزرگ داشت

سیدبن طاووس کیست؟

ابوالحسن خرقانی

محمدرضا شفیعی کدکنی

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین