سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
حوزه علمیه هم چون آسمان مملو از ستارگان همیشه فروزان است.ستارگان این آسمان مقدس را نمی توان برشمارد.یکی از این ستارگان درخشان ،علامه محمد تقی جعفری است.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : حسن رضائی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

بشنو از نی!

علامه جعفری

حوزه علمیه هم چون آسمان مملو از ستارگان همیشه فروزان است.ستارگان این آسمان مقدس را نمی توان برشمارد.یکی از این ستارگان درخشان ،علامه محمد تقی جعفری است.

 

 حوزه علمیه هم چون آسمان مملو از ستارگان همیشه فروزان است.ستارگان این آسمان مقدس را نمی توان برشمارد.یکی از این ستارگان درخشان ،علامه محمد تقی جعفری است.

 

 فخر کائنات حضرت محمد  صلی الله علیه و آله در کلامی والا درباره مقام بی نظیر علما این گونه می فرماید:

 

ان مثل العلماء فی الارض کمثل النجوم فی السماء یهتدی بها فی ظلمات البر و البحر ، فاذا انطمست النجوم اوشک ان تضل الهداة.دانشمندان در زمین مانند ستارگان آسمانند که در ظلمات خشکی و دریا به کمک آن راه جویند و همین که ستارگان نهان شدند ممکن است ره یافتگان نیز گمراه شوند.(نهج الفصاحه/ص480/ح2536)

 

علامه محمد تقی جعفری اگر چه از میان ما رخت بر بست و مهمان خوان الهی شد اما هنوز نور علم او روشنی بخش شب های تاریک ماست.

 

پویندگان حق و حقیقت هنوز می توانند آوای نی را از کتاب های آن عالم الهی بشنونند.

امام علی علیه السلام می فرماید :العلماء باقون ما بقی اللیل و النهار.تا گردش شب و روز هست ، علما هستند.(میزان الحکمه/ج8/ص20/ح13824)

در متن زیر سه خاطره زیبا و پند آموز از آن فیلسوف مشرق زمین را برای شما بیان می کنیم:

 

1-   زنده یاد محمدباقر نجفی این خاطره را این گونه بیان می کند:

وقتی كنگره هفتصدمین سال مولوی (دهه 50) در دانشگاه تهران برگزار شد، برگزاركنندگان كنگره ـ به عمد یا به سهو ـ از استاد جعفری به عنوان یك محقق ایرانی مثنوی دعوت به عمل نیاوردند! ایشان خطاب به ما كه بسیار ناراحت شده بودیم ، به آرامی گفت : بروید سخنرانی ها را گوش كنید و در پی مطالب باشید، نه در پی شخص و نام .

 

به یاد دارم در این كنگره ، شادروان مجتبی مینوی در متن سخنرانی خود، از نظر نسخه شناسی شك داشت كه در بیت اول مثنوی ، بشنو از نی چون «حکایت» می كند درست است ، یا بشنو از نی چون «شکایت» می كند؟

 

 من وقتی موضوع «حکایت» و «شکایت» را با ناراحتی و طنز نقل كردم ، ایشان گفت : آقای مینوی در واژه شناسی و نسخه شناسی استادی بزرگ هستند، صحیح نیست به تحقیر از او یاد كنی !

 

اگر از این كه مرا دعوت نكرده اند، آزرده خاطر هستی ، نباید نسبت به كسانی كه دعوت شده اند، بی حرمتی كنی ! حالا به من بگو: آیا در جلسات كنگره ، آوای «نی» را شنیدی یا نه؟ گفتم : نه . گفت : اگر صدای «نی» را شنیده بودی، نه در پی «شکایت» بودی و نه «حكایت !» من همان جا منقلب شده و بی اختیار گریستم .

 

2-آقای محمود زیبا این خاطره از استاد بیان می کند :

 

 سال ها پیش، یك بار در تهران باران شدیدی آمد كه به سیل تبدیل شد و تمام جوی ها را آب گرفت . در خیابان خراسان ، خیابان زیبا، توله های یك سگ از سرما و ترس سیل به گوشه ای خزیده بودند و سگ ماده با ترس و اضطراب ، می رفت و تك تك آن ها را از آب بیرون می آورد. این در حالی بود كه با این سیل شدید، احتمال غرق شدن آن ها زیاد بود.

استاد جعفری با دیدن این صحنه، بی تاب شد و از افرادی كه بی خیال به آن صحنه نگاه می كردند، خواست

جلوی آب را ببندند تا این ماده سگ بتواند توله های خود را از سیل نجات بدهد.

 

ایشان وقتی دید مردم بی اعتنا هستند، آن قدر اصرار كرد و داد و فریاد به راه انداخت ، تا این كه مردم مجبور شدند با یك چوب بزرگ ، مسیر آب را منحرف كنند تا ماده سگ بتواند به راحتی توله های خود را نجات بدهد.

 

3-این خاطره را آقای رسول مسعودی این خاطره این چنین بیان می دارد:

 

ما افتخار داشتیم چند سال در همسایگی استاد جعفری واقع در فلكه دوم صادقیه ، بلوار آیت الله كاشانی سكونت داشته باشیم . در همسایگی ما و ایشان، پیرمردی آهنگر وجود داشت كه در منزل خود كار می كرد.

 

من در یك روز گرم تابستانی ـ حدود ساعت 5 بعد از ظهرـ با هماهنگی قبلی برای طرح موضوعی به خدمت او رسیدم . ایشان طبق معمول در كتابخانه خود، مشغول مطالعه و نوشتن بودند.

 

در حین طرح سۆالم ، صدای پتك همسایه كه به آهنگری مشغول بود، به گوش می رسید. به ایشان عرض كردم : اگر صدای پتك و چكش این شخص مزاحم كار شماست ، من می توانم بروم و به ایشان تذكر بدهم تا حال شما را مراعات كند.

 

وی در جواب این سخن من گفت: نه ، مبادا به او چیزی بگویید. چون من وقتی در كتابخانه ام از مطالعه و نوشتن احساس خستگی می كنم ، صدای پُتك و چكش این پیرمرد، نهیب می زند و به من قدرت می دهد، و با خود می گویم : آن پیرمرد در مقابل كوره گرم آهنگری چكش می زند و خسته نمی شود، اما تو كه نشسته ای و مطالعه می كنی و می نویسی ، خسته شده ای؟

 بنابراین ، صدای كار این پیرمرد نه تنها مایه اذیت نیست ، بلكه با شنیدن صدای چكش او، قدرت مجدّد می گیرم و دوباره مشغول مطالعه یا نوشتن می شوم !


منابع:

1-نهج الفصاحه/تصحیح و تنظیم پیمانی و شریعتی/خاتم الانبیاء/85

2-میزان الحکمه/محمدی ری شهری/دارالحدیث/87

3-پایگاه علمی فرهنگی  استاد جعفری

تهیه و فرآوری: مهدی صدری، گروه حوزه علمیه تبیان

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین