سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
در مطلب گذشته به بررسی برخی از اسناد ساواک پیرامون آیت الله آقا مجتبی تهرانی پرداختیم در این مطلب این موضوع را پی می گیریم
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

بیوگرافی آیت الله تهرانی در ساواک!

آیت الله مجتبی تهرانی به روایت ساواک (2)


در مطلب گذشته به بررسی برخی از اسناد ساواک پیرامون آیت الله آقا مجتبی تهرانی پرداختیم در این مطلب این موضوع را پی می گیریم

به دنبال دستور صریح ناصر مقدم در خصوص مراقبت از حاج آقا مجتبی، اداره کل سوم طی نامه‏ای به ساواک تهران در تاریخ 18/11/46 نوشت:

حاج آقا مجتبی تهرانی

«موضوع : شیخ مجتبی تهرانی

1-خواهشمند است دستور فرمایید با توجه به اهمیت اظهارات نامبرده، به منابع مربوطه آموزش داده شود که اعمال و رفتار و تماس‏هایش را تحت نظر قرار داده و در صورت مشاهده فعالیت مضر و مشکوکی از او مراتب را به موقع با تعیین خلاصه‏ای از سوابق و سوابق کامل مشارالیه اعلام دارند.

2ـ یک قطعه عکس وی را تهیه و ارسال نمایید.»

دو ماه بعد پرویز ثابتی مدیر کل بهایی ساواک که خصومت دیرینه با روحانیت داشت، به عنوان قائم مقام اداره کل سوم دستور تداوم مراقبت از حاج آقا مجتبی را صادر نمود:

« درباره شیخ مجتبی تهرانی فرزند حاج عبدالعلی

خواهشمند است دستور فرمایید ضمن تسریع در ارسال عکس نامبرده بالا به منابع مربوطه آموزش داده شود که کماکان اعمال و رفتار و تماس‏های مشارالیه را تحت نظر قرارداده و در صورت مشاهده عمل خلاف و مشکوکی از وی مراتب را به موقع به این اداره کل اعلام دارند.»

ساواک تهران نهایتاً در تاریخ 1/3/47 با ارسال یک قطعه عکس و فرم بیوگرافی اعلام نمود: «اعمال و رفتار مشارالیه تا حدود امکان تحت مراقبت قرار داد.»

نماینده امام خمینی(ره)

امام خمینی(ره) در نخستین سال اقامتِ در تبعیدشان در نجف، به جهت فضای خاص حوزه‌ی نجف از پرداخت شهریه به طلاب خودداری نمود و تنها به تقسیم وجوهی در ماه مبارک رمضان بسنده کرد. آن‌گاه حدود یک سال هر دو ماه یک‌بار شهریه می‏داد و سرانجام از تاریخ آبان 1347 به طور مرتب و رسمی به دادن شهریه پرداخت. بازتاب گسترده‌ی تقسیم بودجه‏ای از طرف امام(ره) در حوزه نجف اشرف، رژیم شاه و دستگاه جاسوسی ساواک را که با تمام قدرت می‏خواستند او را در نجف مطرود کنند و یاد او را از خاطره‏ها بزدایند، سخت پریشان کرد و بیش از پیش بر آن داشت که از رسیدن بودجه برای او از راه ایران پیشگیری کنند.کارشناسان ساواک گرد هم آمدند تا شاید بتوانند برای جلوگیری از بودجه‏هایی که مرتب از طرف مردم ایران به نجف فرستاده می‏شد، راه حلی بیابند، لیکن هر چه بیشتر تلاش می‏کردند کمتر نتیجه می‏گرفتند و برعکس مرتب گزارش‏هایی مبنی بر رسیدن بودجه بیشتری برای امام(ره) از راه ایران دریافت می‏کردند. ساواک در تاریخ 1/4/45 طی گزارشی آورده است:

« طبق اطلاع واصله همه ماهه وجوهی از طرف بازاریان به عنوان سهم امام و غیره جمع‏آوری و وسیله چند نفر از معممین داده می‏شود که به آقای خمینی مسترد دارند...»

در آستانه انقلاب اسلامی حاج آقا مجتبی تهرانی همگام با سایر علمای تهرانی و توده‏های مردم در برنامه‏ها و فعالیت‏ها انقلاب شرکت داشت و با ورود امام(ره) در 12 بهمن 1357 به دیدار پیر و مراد خویش شتافت

ساواک تلاش گسترده‏ای را جهت شناسایی افراد و منابعی که وجوهات در اختیار امام قرار می‏دادند آغاز کرد و این تلاش ها را تا روزهای آخر قدرت خود نیز ادامه دادند و کلیه مراکز و افرادی را که گمان می‏کردند برای امام پول می‏فرستند تحت کنترل گرفتند.

در طرف دیگر مبارزین و حضرت امام(ره) نیز با استفاده از شیوه‏های مختلف تلاش‏های ساواکی‏ها را بی‏ثمر و شگردهای آنها را خنثی می‏کردند. ساواک تهران طی گزارشی در تاریخ 17/11/53 به یکی از این شیوه‏ها اشاره می‌کند که ضمن آن نقش حاج آقا مجتبی تهرانی نیز به عنوان یکی از نمایندگان امام(ره) کاملاً مشهود است:

«اخیراً نامه‏ای از جانب خمینی به آدرس قم حاج محمد حسن اعرابی فرستاده شده و در داخل آن نامه‏ای دیگر به نام احمد خمینی موجود است. مفاد نامه به قرار زیر می‏باشد:

اگر چه تازه کاغذ نوشته‏ام لکن چون از شماها و دیگران اخیراً مکتوبی نمی‌رسد و شایع است که مکاتیب ممنوع است؛ لهذا از طریق دیگر نوشتم شاید برسد. شما اگر می‏خواهید کاغذ به آدرس‏های زیر بنویسید و نیز به وسیله آقای قرهی یا شخص دیگر به اشخاصی که در تهران هستند و می‏خواهند وجه برسانند بگویید که مکتوب از طریق سابق نمی‏رسد به این آدرسها بنویسند:

1ـ آقای غروی 2ـ آقای حق‏شناس 3ـ حاج سید محمد حسین لنگرودی 4 ـ حاج آقا مرتضی تهرانی 5 ـ حاج آقا مجتبی تهرانی 6 ـ آقای روحانی پسر مرحوم حاج سید احمد قمی اخوی مرحوم حاج میرزا محمود ظاهراً مسجدش در خیابان گرگان است. 7 ـ حاج سید محمد علی لواسانی 8 ـ حاج شیخ احمد مجتهدی و همین‌طور دیگران؛ لکن باید به طور خصوصی باشد و به آنها هم سفارش شود که فاش نشود. آقای قرهی هم به همین نحو مکاتبه کنند. آدرسها از این قرار است:

1ـ کویت صندوق پستی 100 حاج سید اسماعیل بهبهانی 2ـ بیروت شارع النبی وسیله سید کمال المرعشی حجت الاسلام آقای خلخالی 3ـ الدوحه قطر ص پ 2352 شیخ عیسی عبدالحمید الخاقانی

البته هر دفعه به یکی از این وسائل کاغذ خودتان را در پاکتی بگذارید و آن پاکت را جوف پاکت دیگر و به اسم یکی از این اشخاص بفرستید شاید ان‌شاءالله برسد.»

مجتبی تهرانی

در سند دیگری که ساواک تهران با عنوان « نمایندگان خمینی» برای ریاست ساواک و اداره کل سوم ارسال داشته به این موضوع اشاره دارد:

«... ضمناً ساواک جنوب شرق گزارش نموده است با تحقیقات مجددی که پیرامون شناسایی افراد منظور و چگونگی طریقه دریافت و پرداخت وجوهات مورد نظر به عمل آورده ، افراد منظور و چگونگی طریقه دریافت و پرداخت وجوهات موردنظر به عمل آورده، افراد مشروحه زیر شناخته گردیده‏اند:

1ـ مرتضی آشتیانی، پیشنماز مسجد بزازها

2ـ مجتبی تهرانی، پیشنماز مسجد جامع

شخصی به نام سید مهدی لواسانی پیشنماز مسجد گذر لوطی صالح که از سادگی پاره‏ای مردم سوء استفاده کرده و به نام خمینی وجوهات دریافت می‏دارد...»

مروج امام خمینی(ره)

یکی از اهداف رژیم شاه از تبعید امام خمینی(ره) زدودن نام و یاد او از اذهان و خاطره‏ها بود. آنها گمان می‏کردند با دور شدن امام از میهن به‌تدریج، روحانیت و مردم دچار فراموشی شده، شعله مقدسی که او برافروخته بود، خاموش و سرد می‏شود. روحانیون مبارز که نسبت به این توطئه شناخت و آشنایی کامل داشتند از راه‏های مختلف یاد و خاطره امام(ره) را زنده نگاه داشته، در سخنرانی‏های خود به مناسبت،‏ نام امام را به زبان می‌آوردند و یا با بیان مسائل شرعیه از رساله‌ی عملیه‌ی امام خمینی(ره) و حتی دعا کردن برای ایشان، همیشه یاد و خاطره‌ی او را زنده نگه می‌داشتند. از همین رو بود که داشتن رساله‌ی عملیه‌ی امام(ره) و حتی بردن نام امام جرم محسوب شده، زندانی شدن در پی داشت. مأموران ساواک توسط منابع خود در هر گوشه‏ای اگر نام امام(ره) برده می‏شد آن را رصد کرده و گزارش آن را برای سلسله مراتب خود ارسال می‌نمودند. ساواک جنوب شرق در یکی از گزارش‏های خود با عنوان « مروجین خمینی» چنین می‏نویسد:

« سید محسن رفیعی اظهار داشته است: بعد از پدرم شخص خودم، مقلد خمینی هستم و علاوه بر آن پدرم به من دستور داده‏اند که خمینی اعلم بر تمام مراجع تقلید است.

نظریه شنبه: در این صورت( در) مسجد جامع هم‏اکنون سه نفر ترویج خمینی را می‏نمایند 1ـ سید محسن رفیعی 2ـ خلیلی 3ـ شیخ مجتبی تهرانی و خارج از مسجد لاهوتی که امام جماعت مسجد کوچک بین‏الحرمین شده و دیگر مرتضی تهرانی است که امام جماعت مسجد بزازها می‌باشد...»

در گزارش دیگری به تاریخ 9/7/54 که به فعالیت‏های مرحوم آیت‏ الله سید‏عبدالمجید ایروانی از روحانیون منطقه جنوب تهران اشاره دارد، در همین خصوص آمده است:

« سید عبدالمجید ایروانی امام جماعت مسجد ابوالفضل، سمنانیهای مقیم مرکز، درباره خمینی فعالیت‏های زیادی نموده و حتی مقلدین مراجع دیگر را به او ارجاع می‏دهد؛ خاصه آنکه به مناسبت فرارسیدن موسم حج از حجاج پول زیادی دریافت و با شیخ مرتضی و شیخ مجتبی تهرانی امام جماعت مسجد بزازها و جامع همکاری دارد ...»

درباره شیخ مجتبی تهرانی فرزند حاج عبدالعلی

خواهشمند است دستور فرمایید ضمن تسریع در ارسال عکس نامبرده بالا به منابع مربوطه آموزش داده شود که کماکان اعمال و رفتار و تماس‏های مشارالیه را تحت نظر قرارداده و در صورت مشاهده عمل خلاف و مشکوکی از وی مراتب را به موقع به این اداره کل اعلام دارند.»

مقاله روزنامه اطلاعات

پس از شهادت حاج آقا مصطفی خمینی در اول آبان 1356 روحانیت و مردم، عشق و ارادت خود را بیش از پیش به ساحت مقدس حضرت امام خمینی(ره) ابراز داشته و با برگزاری مراسم و برنامه‏های مختلف یاد و خاطره‌ی امام را زنده نمودند. این جوش و خروش، دستگاه امنیتیِ رژیم و اربابانِ آنها را دچار ترس و واهمه نمود. به همین جهت در 17 دی ماه 1356 روزنامه اطلاعات مقاله‏ای سفارشی را با عنوان« ایران و ارتجاع سرخ و سیاه» با امضای مجعول «رشیدی مطلق» منتشر نمود. در این مقاله، ساحت مرجعیت شیعه مورد اهانت واقع گردید. این امر واکنش همگانی مردم، علما و طلاب حوزه‏های علمیه را در پی داشت .جامعه روحانیت تهران طی نامه‏ای خطاب به حضرات آیات عظام و مراجع عالیقدر شیعه ضمن اظهار تأسف از این اقدام رژیم، آن را محکوم نمودند. حاج آقا مجتبی یکی از امضا کنندگان این نامه بود. در بخشی از این نامه آمده بود:

«مطلب اهانت‏آمیز روزنامه اطلاعات در صفحه 7 روز شنبه 17 دی ماه 56 مطابق 27 محرم 98 به مقام شامخ روحانیت و مراجع عالیقدر تقلید، مخصوصاً حضرت آیت‏الله العظمی آقای خمینی دام ظلالهم موجب تأسف عمیق قاطبه مسلمانان گردید... جای کمال تأثر وتأسف است که مقامات مسئول به جای اقدام جدی برای تنبیه توهین کننده، جسورانه به روی مردم مسلمان و بی پناهی که برای ادای وظیفه دینی و وجدانی خود در قم اقدام کرده اند، آتش گشوده، جمعی بی گناه را مقتول و مجروح و متأسفانه مطلب در جراید تحریف و به گونه‌ای دیگر وانمود شده است...»

در آستانه انقلاب اسلامی حاج آقا مجتبی تهرانی همگام با سایر علمای تهرانی و توده‏های مردم در برنامه‏ها و فعالیت‏ها انقلاب شرکت داشت و با ورود امام(ره) در 12 بهمن 1357 به دیدار پیر و مراد خویش شتافت.

بخش تاریخ ایران و جهان تبیان

منبع : خبر انلاین

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین