سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
اجماع امم و ملل بر این که پایان جهان، سعادت عمومی است و در دنبال آن تاریکی ها، روشنایی است، این یک اصل فطری است که با سنت جهان و حرکت عالم و با بنیاد جهان که با حق استوار است موافق می‌باشد. این اندیشه اختصاصی، مخصوص انسان است، کافر و مؤمن نمی‌خواهد.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

آیا بحث منجی ساخته ذهن بشر است؟!

منجی

پرسش :

بحث منجی در تمام ادیان از جمله ادیان بشری وجود دارد. پس این احتمال وجود دارد که این اندیشه ساخته ذهن بشری باشد که در ادیان دیگر و از جمله اسلام نفوذ کرده باشد، اسلام در این باره چگونه پاسخ می‌دهد؟

 

پاسخ :

اشاره: این یک واقعیت است که عقیده به مصلح کل، یک فکر و عقیده جهانی بوده و اختصاص به یک ملت و یا مذهب و دین ندارد. بلکه تمام ادیان آسمانی در این عقیده مشترک‌اند. و پیروان همه ادیان معتقدند که در یک عصر تاریک و بحرانی، که جهان را فساد، بی‌دینی و بیدادگری فرا گرفته، نجات دهنده‌ای بزرگ طلوع می‌کند و به واسطه نیروی قوی فوق العادة غیبی، اوضاع آشفته جهان را اصلاح می‌کند. و خداپرستی را بر بی‌دینی غلبه می‌دهد. و همه در انتظار چنین موعود نیرومند غیبی به سر می‌برند. ولی در مصداق آن نظرهای گوناگونی وجود داشته و هر ملتی آن رابه لقبی مخصوص می‌شناسند.

امّا این که این اندیشه ساخته ذهن بشری باشد، یا این که از ادیان و ملل گذشته در اسلام نفوذ کرده باشد، بدور از واقعیت است. بلکه این یک وعده بر حق خداوند است که در نهاد بشری نهفته شده است. بدلیل اینکه:

1-      اگر اندیشه بشری و دینی بر اساس آن استوار گردیده باشد، هیچ گاه بقاء و ثبات نخواهد داشت. زیرا در اثر تحولات بشری و نقض و ابرام‌‌های اندیشه دیگران بر آن، و زمینه رشد فکری بشر در عالم، خاصیت اولیه خود را از دست داده، کم کم رو به فراموشی سپرده می‌شود که نمونه بارز آن، دین فرعونی است که تاریخ و تجربه نشان داده که هیچ گونه اثر از آن در دنیای فعلی وجود ندارد تا تحت عنوان دین فرعونی مطرح باشد.

2-      ایمان به ظهور مصلح دینی در عالم و برپا داشتن حکومت عدل الهی در تمام نقاط زمین، از اهداف همه انبیاء گذشته بوده و نسل به نسل آن را تقویت نموده‌اند(1)

و هم چنین، از اندیشه‌های ادیان معروف در جهان و ملل گذشته، بشارت به ظهور خاتم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و مصلح و منجی بشری در آخر الزمان که تحقق سعادت بشری در آن است داده شده است.(2) و در طول تاریخ بشری علاوه بر بشارتهای انبیاء به مصلح کل ومنجی بشری، آرزوی همه انسانها بوده است. و حتی آنهایی که پایبندی به دین نداشته و گفتار انبیا را تکذیب می‌کردند، در لابلای گفتار و اندیشه‌های آنان نیز، وجود داشته و انتظار یک چنین مصلحی را داشته‌اند.(3)

ایمان به مصلح موعود، خواستة فطری همه انسانهاست. و همه انسانها فطرتاً قایل به کمال بوده و در جستجوی آن می‌باشند. و همه انسانها، فطرتاً عدالتخواه بوده و از ظلم و جور بیزارند و حاجتی بشری که خواهان عدالت وکمال است، در نهاد هر انسان پوشیده بوده و در زمانهای گوناگون ابراز گردیده است

3-      ایمان به مصلح موعود، خواسته فطری همه انسانهاست. و همه انسانها فطرتاً قایل به کمال بوده و در جستجوی آن می‌باشند. و همه انسانها، فطرتاً عدالتخواه بوده و از ظلم و جور بیزارند و حاجتی بشری که خواهان عدالت و کمال است، در نهاد هر انسان پوشیده بوده و در زمانهای گوناگون ابراز گردیده است. چنان که در این باره محققین دینی اینگونه می‌فرمایند:

الف. آیت الله سید محمد باقر صدر: «کمال و دوری از نقض و تنفر از زشتی‌ها خواسته فطری همه انسانها بوده است. و بر اساس فطرت انسانی و وعدة بر حق خداوند، کمال نهایی و برچیده شدن ظلم کامل به وجود مبارک امام مهدی (عج) تحقق خواهد یافت. لذا همه انسانها اعم از موحد و غیرموحد، بر اساس آن نهاد خدادادی به دنبال تحقق یک چنین اندیشه بود، و در طول تاریخ بشری انتظار آن را کشیده‌اند. و این خواسته، خواسته نوع انسان بوده است، امّا در اسلام، جهت‌دار می‌گردد.»(4)

ب. علامه طباطبایی (ره): … از روزی که بشر در زمین سکنی گزیده، پیوسته در آرزوی یک زندگی اجتماعی مقرون به سعادت، و آن هم، به تمام معنی می‌باشد. و به امید رسیدن چنین روزی قدم بر می‌دارد. و این خواسته همان خواستن آدم تشنه است که فطرتاً قایل به آب بوده و اگر آب نبود تشنگی آن برطرف نمی‌شد. و یا اگر فطرتاً تمایل به بقای نسل بشر نبود، تمایل جنسی تصور نمی شد. از این رو، به حکم ضرورت و فطرت، آینده جهان روزی را دربرخواهد داشت که در آن روز جامعه بشری پر از عدل و داد شده و با صلح و صفا و همزیستی، غرق در فضیلت و کمال شوند و استقرار چنین وضعی به دست خود انسان خواهد بود. و رهبری چنین جامعه‌ای منجی جهان بشری و به لسان روایات مهدی(عج) خواهد بود. که موعود و منتظر همه ادیان و مذاهب گوناگون در جهان بوده است. و از کسی که نجات دهندة بشریت است، در میان همه بشریت سخن به میان آمده و عموماً ظهور او را نوید داده‌اند. گر چه در تطبیق آن اختلاف دارند. ولی حدیث متفق علیه در میان امت اسلامی، قول رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ است که فرموده: «المهدی من ولدی».(5)

ج. آیت الله صافی گلپایگانی

مهدویت

حقیقت مهدویت، منتهی شدن سیری جوامع جهانی به سوی جامعه واحد، حکومت حق و عدل جهانی، رهبری ابرمرد الهی که موعود همه انبیاء و ادیان بوده و با دوازدهمین وصی پیغمبر آخر الزمان تحقق می‌یابد، مطلوب هر فطرت و خواسته‌ هر وجدان انسانی است. اجماع امم و ملل بر این که پایان جهان، سعادت عمومی است و در دنبال آن تاریکی ها، روشنایی است، این یک اصل فطری است که با سنت جهان و حرکت عالم و با بنیاد جهان که با حق استوار است موافق می‌باشد. این اندیشه اختصاصی، مخصوص انسان است، کافر و مۆمن نمی‌خواهد.(6)

بنابراین، اگر اندیشه مصلح کل و موعود امم و ملل، بر اساس حکمت الهی و وعدة بر حق و بر مبنای فطرت استوار نبود، هیچ گاه اندیشه بشری در تمام جوامع و ملل، اینگونه هماهنگ و بر مدار واحد قرار نمی گرفت.

4-      ایمان به مصلح جهانی در تفکر غیر دینی؛ چنان که در بیان بزرگان آمده است، اندیشه اصلاح جهانی مربوط به نوع انسان بوده و مختص مۆمنین و متدینان نیست. «برتراند راسل» که یک انسان غیردینی است می‌گوید: «عالم در انتظار مصلح است که همه را به وحدت دعوت نموده و در تحت یک پرچم و یک شعار فراخواند.»(7)

و همچنین، انیشتاین نیز می‌گوید: «بعید نیست، روزی بر جوامع عالم بیاید که همه با صفا و سلام و محبت زندگی کنند.»(8)

5-      بشارت‌های ادیان گذشته؛ دلیل دیگری در این جهت که اندیشه مصلح کل و یا مهدویت، خلاق ذهن بشری نمی‌باشد، بشارت‌های ادیان گذشته است. بسیاری از کتب ادیان، بشارتهائی از پیغمبر خاتم ـ صلّی الله علیه و آله ـ داده است و وعده داده‌اند که سلسله نبوت در او پایان یافته و نبی و پیامبر دیگر، بعد از او نخواهد بود و قرآن کریم نیز این وعده‌ها را تأیید کرده و از جمله قول عیسی بن مریم ـ علیه السّلام ـ را اینگونه می‌فرماید: حضرت عیسی بن مریم ـ علیه السّلام ـ فرمود: «ای فرزندان اسرائیل، من فرستاده خدا به سوی شما هستم، آنچه از تورات در دست دارم تصدیق کنید. و بعد از خودم به رسولی بشارت می‌دهم که اسم او احمد است.(9) و همان گونه که ادیان گذشته و پیامبران الهی از نبی خاتم ـ صلّی الله علیه و آله ـ خبر داده و از اوصیاء او نیز بشارت داده‌اند که به نمونه آن اینگونه اشاره می‌گردد:

اجماع امم و ملل بر این که پایان جهان، سعادت عمومی است و در دنبال آن تاریکی ها، روشنایی است، این یک اصل فطری است که با سنت جهان و حرکت عالم و با بنیاد جهان که با حق استوار است موافق می‌باشد. این اندیشه اختصاصی، مخصوص انسان است، کافر و مۆمن نمی‌خواهد

کتاب مقدس در متن عبری و در سفر تکوین آیات: 17 ـ 20 اینگونه می‌گوید: «وعده باری تعالی خطاب به حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ : «محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ خاتم رسولان و ائمه دوازده گانه، اوصیاء او می‌باشد. او از صلب تو و از نسل اسماعیل به وجود خواهد آمد.(10)» و این بشارت گذشتگان، از زبان پیامبر گرامی اسلام که زبان وحی است، تأیید گردیده و منابع دینی اعم از تمام فرق مسلمین از آن خبر داده است. و ممکن است شبهه‌ای به وجود بیاید که کتب انبیاء گذشته تحریف شده است. فلذا، بشارت‌های آنان نیز اعتبار ندارند، پاسخ این است که تحریف، یک امر مسلم و قطعی است. ولی مواردی را که قرآن و یا رسول گرامی ـ صلّی الله علیه و آله ـ آن را تأیید کرده، این نیز امر قطعی دیگری است که آن گونه موارد، از تحریف مصون مانده است. والّا قرآن و یا رسول گرامی ـ صلّی الله علیه و آله ـ از عمل تحریف شده هیچ گاه خبر نداده و آن را تأیید نمی‌کند. و در ثانی، اگر تمام کتب آسمانی را تحریف شده بدانیم، کلام رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقض می‌گردد.

چون پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ در ابتدای رسالت، رسالتش را استناد می‌کرد به بشارتهای انبیاء قبل از خودش، فلذا مواردی را که قرآن و پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ خبر داده است. امر مسلم و قطعی خواهد بود.

بنابراین، اندیشه مصلح موعود و یا مهدی منتظر، یک اندیشه بشری و زاییده ذهن ملل و جوامع نمی‌باشد و چنین نیست که این اندیشه زاییده ذهن بوده و در اسلام نیز نفوذ کرده باشد. بلکه این اندیشه اگر در جوامع قبل از اسلام بوده بر اساس وعده الهی و حکمت حکیمانه او و بر مبنای فطرت بشری استوار بوده است. و این اندیشه فطری در زمانهای گوناگون بروز داده شده است. و علاوه بر آن، همه انبیاء گذشته و کتب آسمانی از آن خبر داده و به آن بشارت و وعده داده‌اند و قرآن کریم که کلام الهی و وحی منزل است، ریشه‌های این وعده الهی را بازگو نموده و با تأویل و تفسیر روایات عترت ـ علیهم السّلام ـ تبیین گردیده است.

 

 

پی نوشت:

1 . دکتر احمد امین، مهدی و مهدویت، ص 13، انتشارات مکتب الاسلام، تهران.

2 . آیت الله مرعشی نجفی، شهاب الدین، ملحقات احقاق الحق، ج 13، ص 621، انتشارات مرعشی.

3 . صادقی، محمد، نصوص خاصة مهدی موعود، از «بشارت عهدین»، ص 270,

4 . صدر، آیت الله سید محمد باقر، بحث حول المهدی، ص 7 ـ 8، انتشارات جامعه مدرسین.

5 . علامه طباطبایی، محمد حسین، شیعه در اسلام، ص 150، انتشارات دار الکتب الاسلامی، تهران؛ همان، تفسیر المیزان، ج 15، ص 155، موسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت.

6 . صافی گلپایگانی، لطف الله، امامت و مهدویت، ج 2، ص 139، جامعه مدرسین.

7 . شهرستانی، عبدالرضا، مهدی موعود و دفع شبهات، ص 65، موسسه اعلمی، بیروت.

8 . همان، ص 7,

9 . صف، 60,

10 . واسطی، احمد، اهل بیت در کتاب مقدس، ص 105 ـ 107,

 

منابعی که در این جهت معرفی می‌گردد:

1, ادیان و مهدویت، محمد بهشتی.

2, امامت و مهدویت، آیت الله صافی گلپایگانی.

3, مجله الفکر الاسلامی، شماره 28 و 29، ربیع الثانی، 1418 ق.

4, اهل بیت در کتاب مقدس، احمد واسطی.

5, بشارات عهدین، شیخ محمد صادقی و…

حضرت علی ـ علیه السّلام ـ :

اراده حتمی خداوند بر این قرار گرفته است که ـ دیر یا زود ـ پایان حق، پیروزی و پایان باطل، نابودی باشد.

(نهج البلاغه، حکمت 281)

بخش مهدویت تبیان


منبع: اندیشه قم

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین