سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
رمان دیدا ماجرای عشق طاهر ذو الیمنین از سلسله طاهریان است به دختری به نام دیدا که این عشق سوزان بر فکر و اندیشه و آینده وی تاثیر فراوان می گذارد.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : فاطمه شفیعی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

دو دست راست


رمان دیدا ماجرای عشق طاهر ذو الیمنین از سلسله طاهریان است به دختری به نام دیدا که این عشق  سوزان بر فکر و اندیشه و آینده وی تاثیر فراوان می گذارد.

دیدا.

دیدا. ابراهیم میرقاسمی.نشرآموت.چاپ اول . تهران1389. 2200نسخه.256صفحه.5500تومان.

«طاهر چله جوانمردی را شروع کرده بود اما هر لحظه که چشم روی هم می گذاشت، چهره مهربان و دوست داشتنی دیدا در نظرش مجسم می شد که او را به سوی خود می خواند. خنده زیبای او، چالی که روی زنخدانش می افتاد، مژگان بلند و عاشق کشش که هستی طاهر را به باد فنا داده بود، حرکات دستان بلورینش روی تارهای تنگ، همه و همه لحظه ای طاهر را به حال خود نمی گذاشتند... دیدا هم حال و روز خوشی نداشت، در تب و تاب دیدار طاهر می سوخت اما نمی توانست با کسی چیزی بگوید دیگر کسی صدای ساز افسانه ای او را به ندرت می شنید.» [1]

دیدا رمانی است که داستانی تاریخی دارد و به زمان سلسله طاهریان بر می گردد. داستان این رمان مربوط است به دلداگی طاهر دو الیمینین به زنی به نام دیدا. طاهر ذو الیمینین وقتی برای بیعت نزد امام رضا(ع) می رود، دست چپ خود را به سوی او می گیرد و می گوید من دست خود را برای بیعت با مامون دراز کرده ام و همین صداقت باعث می شود که مورد توجه امام قرار گیرد. طاهر با اینكه ایرانى بوده و اسلام توسط خلفاى اهل تسنن به ایران وارد شده بود، علاقه داشت تا خلافت غصب شده از علویان را به آنها بازگرداند. به دلیل همین بیعت است که لقب ذوالیمینین را به دست آورده: «مردى با دو دست راست».

موضوع این رمان به این بیعت بر می گردد و در لابه لای داستان تاریخی سلسله طاهریان که اولین سلسله ایرانی بوده اند که به خلافت رسیده اند، داستان عشق طاهر به دیدا نیز مطرح شده و تاثیر شگفت این عشق بر زندگی و آینده طاهر نیز بیان می شود.

طاهرذوالیمینین، سردارایرانی مامون (خلیفه عباسی)، در سال 200هجری می‌زیست. او توانست امین،برادر مامون را شکست دهد و مامون را به خلافت برساند. مامون در سال 205 هجری،طاهرذوالیمنین را به فرمانروایی سرزمین‌های شرقی عباسیان گماشت و طاهر،حکومتی موروثی را تشکیل داد که فقط در ظاهر تحت فرمان خلیفه بود.

پس ازحضور اعراب بر ایران، این نخستین بار بوده که فرمانروایانی از یک خاندان ایرانی، به شکل موروثی و نیمه‌مستقل حکومت می‌کردند.

موضوع این رمان به این بیعت بر می گردد و در لابه لای داستان تاریخی سلسله طاهریان که اولین سلسله ایرانی بوده اند که به خلافت رسیده اند، داستان عشق طاهر به دیدا نیز مطرح شده و تاثیر شگفت این عشق بر زندگی و آینده طاهر نیز بیان می شود.

در این رمان كه با پس زمینه تاریخى قرن دوم هجرى جریان یافته، به مشكلات اجتماعى ایرانیان و زمینه‌هاى روانشناختى قیام مردم خراسان در برابر حكومت اعراب كه با ظهور عباسیان به اوج خود رسید پرداخته می‌شود.

میر قاسمی خود درباره تحقیقات این کتاب می گوید برای نوشتن آن به کتاب های «تاریخ طبرى» نوشته محمد بن جریر طبرى و «تاریخ خاندان طاهرى» اثر نفیس استاد سعید نفیسى مراجعه کرده است. با وجودی که این رمان یک رمان احساسی و عشقی است تا یک رمان تاریخی اما خواننده با تاریخ،فرهنگ و سیاست قرن دوم هجری به خوبی آشنا می شود.

ماجرای عشق طاهر و دیدا ماجرایی است که در کتاب تاریخی تنها به آن اشاره شده و میرقاسمی این اشاره را موضوع اصلی رمان خود کرده است. زبان رمان آرکائیک نیست اما حال و هوایی قدیمی دارد و خواننده امروز به خوبی می تواند با آن همراه شود.

دیدا اولین رمان میر قاسمی است و با اولین رمانش نشان داده توانایی قصه پردازی را دارد. این رمان دارای بیست و هفت فصل است که برخی از این فصول عبارتند از: رسیدن نامه صاحب برید، حمزه پسر آذرک، دیدا دردانه شهر نیشابور، چله جوانمردان، رهایی خراسان و اندیشه فردا، لشگر کشی ابن ماهان به خراسان ، جنگ با ابناوی و... .

دیدا بی جبهه گیری نیست و همسویی نویسنده با شخصیت اول داستان و اعتقادات مذهبی او  بر سو گیری رمان اثر گذاشته و جا به جا حضور نویسنده را می شود در سطرهای رمان احساس کرد.

شاید اگر نویسنده حضور خود را در ماجراهایی که برای طاهر اتفاق می افتد کم رنگ می کرد تاثیر رمان دو چندان می شد.

« مردم با شروع جنگ و طنین انداز شدن صدای چکاچاک شمشیرهای دو سپاه، دروازه های شهر را بستند. طاهر با شنیدن این خبر فریاد زد:" یاران من! آنان را که در پیش روی شمایند از آنان که در پس شمایند، بازدارید و به خود سرگرم کنید! بدانید که جز کوشش و راستی چیزی شمارا به کار نیاید" طاهر نگران مردم ری بود و می ترسید که با کشیده شدن جنگ به داخل شهر، از سپاه بغداد پشتیبانی کرده و طاهر و سپاهش را دو دستی به این ماهان پیشکش کنند. »[2]

 

پی نوشت:

[1]پشت جلد کتاب از متن رمان

[2]صفحه 124 کتاب

فاطمه شفیعی

بخش کتاب و کتابخوانی تبیان

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین