سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
حسود پیوسته مریض است. به طوری که ازکلمات نورانی علی (علیه السلام) معلوم شد کسی که حسد می ورزد سلامت جسم وجان خود را به خطر می اندازد.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : زهرا انصاری
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

آیا می‌دانید حسد خطرات جسمی هم دارد؟!


 هر انسانی سعی دارد تا از دیگران پیشی گیرد وامتیازاتی به دست آورد،حس مسابقه و سرعت گرفتن یک احساس ظریف و زیبای روح آدمی است که عامل اصلی تحرک وتلاش است،اما اگر این غریزه هدایت نشود انسان دچار حسادت می گردد و در حسادت انواع دشمنی ها شکل می گیرد وآنگاه از پیشرفت دیگران به جای خوشحال شدن ناراحت می شود ورنج می برد.

حسادت

حسودان دو دسته‏اند

مبتلایان به بیمارى مهلک حسد دو دسته‏اند:

1-کسانى که بر یک نعمت مخصوص حسد مى‏برند و آن بر حسب شخص حسود ویا محیطى که در آن زندگى مى‏کند، مختلف مى‏باشد.بیش‏تر موارد این‏گونه حسد، جایى است که میان حاسد و محسود، جهت اشتراکى باشد، از قبیل خویشاوندى یا هم شهرى بودن یا باهم در رشته مخصوصى اشتغال داشتن ؛

 2- ولى گاهى هم کار پلیدىِ حسود بالا مى‏گیرد و با نبودن هیچ‏گونه اشتراکى، حسد مى‏برد و بدخواهى مى‏کند.

 این دسته از حسودان - که پلیدتر و شریرتر از دسته نخستین هستند- حسودانى مى‏باشند که بر همه نعمت‏ها حسد مى‏ورزند وحسدشان اختصاص به نعمت مخصوصى که با آنان ارتباط داشته باشد ندارد؛ بلکه بر هر نعمت و سعادتى که کسى دارا باشد، رشک مى‏برند: طبیب است، بر تاجر رشک مى‏برد؛ کارگر است، بر متنفذ سیاسى حسد مى‏برد. این دسته از حسودان آرزومندند که هر کس داراى هر نعمتى است از کفَش برود؛ هر چند خود حسود از آن نعمت بهره‏مند باشد، و زیان آن شخص را خواهان است؛ هر چند به زیان خودش تمام شود.

 

خطرات حسادت

 آفت حسد اگر ریشه کن نگردد می تواند سلامت جسم وروح انسان را تهدید کند؛قال علی(علیه السلام):" الْعَجَبُ لِغَفْلَةِ الْحُسَّادِ عَنْ سَلاَمَةِ الاْجْسَادِ"(1) از غفلت‏حسودان نسبت‏به سلامتى تن خویش در شگفتم.(چرا که‏حسد انسان را بیمار مى‏سازد).یا در جای دیگر می فرمایند:"صِحَّةُ الْجَسَدِ مِنْ قِلَّةِ الْحَسَدِ"(2) تندرستى مولود کمى حسادت است. "الْحَسَدُ یُذِیبُ‏ الْجَسَدَ" (3)حسد بدن حسود را ذوب می کند.

   قال علی(علیه السلام):" لاَ تَحَاسَدُوا، فَإِنَّ الْحَسَدَ یَأْکلُ الاْیمَانَ کمَا تَأْکلُ النَّارُ الْحَطَبَ"(4) حسد نورزید که حسد ایمان را به باد مى‏دهد آنچنانکه آتش هیزم را خاکستر مى‏کند.قال علی(علیه السلام):" الْحَسُودُ دَائِمُ‏ السُّقْمِ "(5)حسود پیوسته مریض است. به طوری که ازکلمات  نورانی علی (علیه السلام) معلوم شد کسی که حسد می ورزد سلامت جسم وجان خود را به خطر می اندازد.

آفت حسد اگر ریشه کن نگردد می تواند سلامت جسم وروح انسان را تهدید کند؛قال علی(علیه السلام):" الْعَجَبُ لِغَفْلَةِ الْحُسَّادِ عَنْ سَلاَمَةِ الاْجْسَادِ" از غفلت‏حسودان نسبت‏به سلامتى تن خویش در شگفتم.(چرا که‏حسد انسان را بیمار مى‏سازد)

راهنمایى امیرالمۆمنین(علیه السلام)

حضرت على(علیه السلام) مى‏فرمایند: " مواهب الهى همچون قطره‏هاى باران از آسمان به زمین مى‏باردو به هر کس‏سهمى زیاد یا کم مى‏رسد،بنابراین هنگامى که یکى از شما براى برادر خود برترى در مال‏و همسر و فرزند ببیند نباید موجب فتنه گردد، (و بر او حسد و رشک برد)زیرا مسلمان‏تا وقتى که دست‏به عمل پستى نزده که از آشکار شدنش شرمنده باشد،و مردم پست آن راوسیله هتک حرمتش قرار دهند،به مسابقه دهنده ماهرى مى‏ماند که منتظر است در همان دوراول ببرد و ضررى نبیند،همچنین مسلمانى که از خیانت‏بدور باشد،انتظار دارد یکى ازدو خوبى نصیبش گردد: یا عمر او پایان یافته و دعوت الهى فرا رسد،و آنچه خداوند درآخرت برایش مهیا کرده بهتر است،و یا خداوند او را روزى دهد و صاحب همسر و فرزند وثروت گردد،در عین اینکه دین و شخصیت‏خود را نگاهداشته است."(6) حال این حسدی که امیرالمۆمنین فرمودند مواردی دارد که در زیر به آن اشاره می شود: 

حسادت

موارد حسد

1- حسد بر جاه وجلال: نمونه کامل و بارز حسد، رشک بردن بر جاه وجلال است؛ این‏گونه حسود، از دیدن مقام شامخ دیگران رنج مى‏برد و با دارندگان آن، از در دشمنى داخل مى‏شود و به این بسنده نمى‏کند؛ بلکه با هر کس که آنان را به نیکى یاد کند، دشمن مى‏شود و طاقت شنیدن مدح و ستایش دیگران را ندارد.

2- حسد برثروت: کسى که در محیط مالى و زراعتى و تجارتى باشد و به طور کلى کسى که فکرش پست باشد و پیوسته در امور مالى دور بزند، بر ثروت حسد مى‏برد و بدخواه کسى مى‏شود که ثروتى دارد و آرزومند است که ثروت از دستش برود. براى رسیدن بدین آرزو، از هیچ اقدامى فروگذار نمى‏کند بلکه مى‏کوشد که مال او را از میان ببرد.

3- حسد بر دانش: کسانى که در محیط تحصیلى و رشته علم و دانش قدم مى‏زنند، بر برترى علمى دیگران حسد مى‏برند و مى‏کوشند که صیت علمى آن‏ها را از بین ببرند؛ یا اگر محصّلى را دیدند که با جدّیت مشغول تحصیل است وآینده درخشانى دارد، براى او ایجاد موانع مى‏کنند، وسائل تفریح وعیش و عشرت را براى او فراهم مى‏کنند و او را با لطائف الحیل از تحصیل باز مى‏دارند.

4- حسد برقدرت: کسانى که داراى نفوذ وقدرتى هستند، نمى‏گذارند که در منطقه قدرت و نفوذشان، دیگرى صاحب قدرت باشد و نفوذى مانند نفوذ آن‏ها یا کم‏تر از آن در آن منطقه پیدا شود. به هر وسیله‏اى که بتوانند، سعى مى‏کنند که رقیب را نابود کرده، قدرتش را از بین ببرند.اینان براى حفظ قدرت خویش به هر دست‏آویزى متشبّث مى‏شوند: در میان مردم ایجاد اختلاف و دو دستگى مى‏کنند؛ سران را به جان یکدیگر مى‏اندازند؛ مانع از رشد عقلى وعلمى جامعه مى‏شوند؛ از عمران و آبادى جلوگیرى مى‏کنند؛ از ارتباط مردم با قدرت‏هاى دیگر جلوگیرى مى‏کنند؛ حتى به جنایات دست مى‏زنند، تا قدرت خود را نگاه دارند.

5- حسد بر شجاعت: کسى که در محیط زد و خورد ومبارزه، پرورش یابد، بر دلیرى وشجاعت، حسد مى‏ورزد و با کسانى که داراى این غریزه عالى هستند بدخواهى مى‏کند و مى‏کوشد که شهرت آن‏ها را به شجاعت، از میان ببرد و آن‏ها را از شرکت در مبارزات یا حضور در میدان‏هاى نبرد باز دارد، و اگر در این راه پیروزى نیافت، به‏ قتل او همت مى‏گمارد.

نمونه کامل و بارز حسد، رشک بردن بر جاه وجلال است؛ این‏گونه حسود، از دیدن مقام شامخ دیگران رنج مى‏برد و با دارندگان آن، از در دشمنى داخل مى‏شود و به این بسنده نمى‏کند؛ بلکه با هر کس که آنان را به نیکى یاد کند، دشمن مى‏شود و طاقت شنیدن مدح و ستایش دیگران را ندارد

دشمنى خالد با علی بن ابیطالب(علیه السلام)

خالد بن ولید که در محیط سپاهى‏گرى و یغماگرى عرب پرورش یافته بود و جز زدن و کشتن و بردن؛ نمى‏دانست، از فضیلت‏هاى امیر المۆمنین(علیه السلام) دلیرى آن حضرت را درک کرده بود و بر دلاورى آن حضرت رشک مى‏برد و حسد مى‏ورزید فرصتى پیش آمد و غافل‏گیرانه عازم ترور آن حضرت گردید. خلیفه وقت (ابوبکر) نیز با او در این تصمیم هم‏پیمان بود. نقشه چنین بود که هنگامى که على(علیه السلام) در نماز جماعت سلام نماز را مى‏دهد، خالد بلافاصله جنایت خود را انجام دهد، ولى ابوبکر در حال نماز منصرف شد و در تشهد، پیش از آن که سلام نماز را بگوید چنین گفت «یا خالدُ لا تفعل ما أمَرتُک؛ اى خالد آن‏چه به تو فرمودم، انجام مده!» سپس سلام نماز را گفت.على(علیه السلام) به توطئه پى برد؛ جریان را از خالد پرسید؛ خالد به ناچار تفصیل را گفت. على(علیه السلام) پرسید: اگر ابوبکر از فرمان خود پشیمان نشده بود، تو به چنین کارى اقدام مى‏کردى؟ خالد گفت: آرى.(7)

 

نتیجه:

خداوند تبارک و تعالی مراتب زندگانی موجودات و ارزاق ظاهری و معنوی و مادی و روحانی آنها را تعیین و تقدیر فرموده و هر فردی را به مقتضای استعداد و بر اساس صلاح آنها مشمول رحمت و لطف خود در دنیا و آخرت قرار داده پس حسادت حسود نسبت به آنچه خدا داده بی فایده و در واقع مخالف مشیت پروردگار است.

 

پی نوشت ها:

1-نهج البلاغه،حکمت 225

2-همان،حکمت256

3-تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ،تمیمی آمدی ،ص300

4-نهج البلاغه،خطبه 86

5- تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ،ص301

6-نهج البلاغه،خطبه 23

7- کتاب سلیم بن قیس، ج‏2، ص‏871 .

  زهرا انصاری نسب        

بخش نهج البلاغه تبیان    


منابع:

نهج البلاغه،ترجمه آیت الله مکارم

حسد،سیدرضا صدر

اخلاق در نهج البلاغه،سید کاظم ارفع

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین