سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
صدای اذان از گلدسته های مسجد برخاست و...
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

سرمای گرم یک شب زمستانی


نام شفایافته : خانم زهرا . ن ، اهل : اصفهان ، سن : 19 سال ، نوع بیماری : التهاب و زخم روده ( بیماری کرن )

تاریخ شفا :10/10 /1383

صدای اذان از گلدسته های مسجد برخاست و پس از عبور از کوچه های تاریک خفته در شبی سرد و زمستانی, از درز پنجره اتاق بیمارستان تو آمد و بر پره گوش زهرا نشست.


او هنوز در خواب بود و اثر قرصهایی که شب قبل مصرف کرده بود , چنان گیج و منگش کرده بود , که تمام شب را تا اذان صبح از دنیا جدا بود . اما همینکه لطافت اذان صبحگاهی پره های گوشش را نوازش داد , گیجی و رخوتی که در وجودش ریشه دوانده بود , از تنش جدا شد.

به آرامی چشمانش را باز کرد و نگاهش را از پنجره اتاق، به درخت بی برگی داد که شاخه های عریانش زیر شلاق سنگین برفی که تا خود صبح باریده بود, خم شده و هر لحظه بیم آن می رفت که بشکند و فرو افتد. سعی کرد فهم رویایی را که در بیهوشی خواب شبانه اش دیده بود, به ذهن بیاورد. پلکهایش را روی هم گذاشت و پشت چشم بسته اش خوابش را مرور کرد. بغضش که صدایی نداشت, آرام ترکید و قطره ای اشک از لای پلکهای بسته اش بیرون زد و در شیب گونه زرد و لاغرش سرعت گرفت و گم شد. کبوتر سپیدی بر شاخه پر برف درخت نشست و تکه ای از برفهای یخ زده و سنگین سر شاخه بر زمین ریخت و صدا داد و زهرا را از تفکر رویایش بیرون آورد. چشمهایش را باز کرد و لحظه ای به کبوتر خیره نگریست و با خود اندیشید که این کبوتر باید حامل پیامی درباره آن رویای نیمه شب زمستانی او باشد . از این تفکر به وجد آمد و بغض بی صدای گلویش را فرو خورد و نگاهش را از کبوتر گرفت . دوباره پلکهایش را بست و در خیال رویای شیرین شبانه اش فرو رفت .

شفایافتگان / سرمای گرم شب زمستانی

در اتاق بسته بود . او از پشت در صدای قدمهایی را که نزدیک می شدند, شنید. با چشمهای وحشت زده به در خیره ماند. در بی صدا و آرام, بی آنکه دستگیره آن بچرخد, باز شد و نوری خیره کننده همه فضای اتاق را پر کرد. مردی با لباس سبز وارد اتاق شد و خطاب به زهرا پرسید :

- ترا چه شده است ؟

زهرا گویی که سنگ صبوری یافته باشد, شروع كرد به تعریف آنچه بر او رفته بود .

- بیمارم آقا. یکسال و اندی است که درد ( ورم روده ), امانم را بریده است. از شدت درد, گویی همه غمهای دنیا به دلم نشسته است. در این مدت با قرص و آمپول و دوا و هر چه گفته اند و شنیده ام , درمانم را ادامه داده ام , اما افاقه نکرده است و تغییری در حالتم به وجود نیامده است. دکترها می گویند باید عمل جراحی شوم. اما من به شفا امید دارم. به عنایت شما و به کرم خدا امیدوارم. پس کمکم کنید . کمکم کنید تا از این درد جانکاه که شادی را از زندگی من ربوده و اندوه و ملال را جایگزین آن کرده است , رهایی یابم .

مرد نورانی گفت :

- به مشهد بیا. شفای تو در آنجاست .

اندیشه های سیاه به ذهن زهرا هجوم آوردند :

- این حقیقت نیست . وهم و خیال است . زاییده ذهن بیمار و پر خواهش است . هرگز آنرا باور نکن. حقیقت , بیماری لاعلاجی است که هر روزه از وجود تو می کاهد و با قدمهای شومش به مرگ نزدیکترت می کند .

از این اندیشه سرد , احساس یاس و سرما کرد. پتو را به صورتش کشید و چشمانش را بست. اندیشه اش را به چیزهای دیگر مشغول کرد تا از این خیال وهم آلود نجات پیدا کند . خواب دوباره بر او مستولی شد و او بار دیگر همان رویای شیرین را دید . سراسیمه از خواب بیدار شد و با خود گفت :

نه این نمی تواند زاییده تخیل و گمان باشد. این یک احساسی حقیقی و مثبت است. یک نیرویی معنوی که مرا به خویش می خواند .

توفانی از امید و یاس در درونش وزیدن گرفت . از جا برخاست . وضو گرفت و به نماز ایستاد . نماز بلندترین فریادی بود که کشتی توفان زده اندیشه او را به ساحل آرامش می رساند.

***

شفایافتگان / سرمای گرم شب زمستانی

نسیمی مرطوب و خنک صورتش را نوازش داد . بادی که از آنسوی گلدسته های حرم وزیدن آغازیده بود , ابرهای تکه تکه آسمان را با خود می برد و ماه, از پس عبور ابرها , رخ نقره ی خویش را به نمایش می گذاشت. حرم در یکشب مرطوب و سرد زمستانی, خلوت تر از همیشه بود. زهرا با آنکه تب و لرز داشت, در فضای بیرونی حرم و کنار پنجره فولاد نشسته بود و با همه حس و حالش دعا می خواند. ناگهان احساس کرد که دستی بازویش را گرفت و به او کمک کرد که از جا برخیزد. برخاست و هر چه در اطرافش نگریست, کسی را در آن حوالی ندید. احساس کرد که دیگر هیچ دردی به کار آزارش نیست. خود را به مشبک ضریح چسبانید و با همه وجودش گریست.

وقتی به اصفهان برگشت و نزد دکتر معالجش رفت , ایشان پس از معاینه و چکاب وی , در پرونده معالجاتی اش چنین نوشت :

(با توجه به اینکه توصیه عمل جراحی به بیمار گردید , و ایشان شخصا عمل جراحی را انتخاب ننموده و از طرفی پزشک تصریح نموده که داروهای مختلف تاثیر نداشته است , با توجه به عدم مصرف دارو و همچنین ممانعت از عمل جراحی , آزمایشات بعمل آمده , بهبودی ایشان را تایید می نماید . )

دکتر محمد رضا ثقفی – متخصص داخلی و دارای نظام پزشکی شماره 10914


بخش حریم رضوی

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین