سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
صبر یک الگوی اخلاقی است. یک ادب است. این الگوی اخلاقی با نوشته و کتاب منتقل نمیشه. این باید فقط و فقط در الویتش، الگو و اسوه دیده شود. اگر معلمین مدارس ما خودشان صبور، بردبار و شکیبا بودند م...
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : مریم طالبی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

آموزش صبر از خانه تا مدرسه


مصاحبه با علیرضا مهدوی ،کارشناس ارشد تعلیم و تربیت ، معلم و مشاور خانواده و سردبیر سایت تبیان. 


آقای علیرضا مهدوی

 

ممنون که در این مصاحبه همراه ما شدید.سوال ما در خصوص صبر و تاب آوریست.به نظر شما مدرسه چه نقشی می تواند در این زمینه داشته باشد؟

خیلی ممنون که این فرصت را برای من فراهم نمودید. امیدوارم  گفت گویی که در پیش داریم بتواند به همکاران مان و معلمین عزیز، زحمت کشان عرصه تعلیم و تربیت کمک کند تا الگوهای مدرسه داری ما را کمی اخلاقی تر و تربیتی تر بشود.

قبل از اینکه وارد موضوع صبر بشوم و نقش صبر را در مدرسه و مدرسه داری بیان کنم ، بد نیست که یک نکته ای را خدمت شما عرض کنم و آن مسئله ی اخلاق معلمی است.

معمولا ما با  مفهوم اخلاق و تربیت آشنا هستیم. اما کمتر با مسئله اخلاقِ تربیت کار کردیم.  هر چیزی به اصول اخلاقی خاص خودش  نیاز دارد.پزشکی به  اخلاق پزشکی،خبرنگاری به اخلاق خبرنگاری، رانندگی به اخلاق رانندگی، مدیریت به اخلاق مدیریت و سیاست به اخلاق سیاست.

من فکر می کنم که تربیت هم از آن اموری است که اخلاق خاص خودش را می طلبد و اگر ما به همین یک نکته توجه کنیم یک بخش عمده ای از  مشکلات تعلیم و تربیت حل می شود. اینکه ما بدانیم تربیت هم مثل مسائل دیگر نیاز به اخلاق خاص خودش را دارد.

به نظر من در بحث اخلاقِ تربیت، یکی از مهمترین و اساسی ترین مفاهیم صبر است. یعنی اینکه یک شخصی که می خواهد تربیت کند در مقابل مرَبی خودش چه اخلاق و رفتار و منشی را باید داشته باشد . در مقابل جامعه چه منشی را باید داشته باشد.

 

ما در مدل تربیت یک رابطه رفت و برگشتی را بین چند گروه تصور می کنیم:

*یکی بین معلم و دانش آموز

*یکی بین معلم و خالق اش (خدای متعال)

*یکی بین معلم و خودش.

 

معلم با خودش چه رابطه ای باید داشته باشد؟ رابطه او  با نفسش چیست؟ رابطه معلم بر اساس یک اعتماد به نفس است یا بر اساس یک اشتیاق و علاقه به نفسش است؟ براساس بندگی خداست؟ براساس اومانیسم و انسان گرایی است؟

در این مدل که انسان نگاه می کند یکی از مهمترین عناصر آن صبر است. چه رابطه معلم با نفسش، چه رابطه مربی با متِرَیی اش اینجا هم خیلی خیلی صبر نقش مهمی را ایفا می کند.

 کوته کلام اینکه صبر از عناصر بسیار مهم اخلاق تربیت و اخلاق معلمی است. اگر صبر به صورت عملی در رفتار معلم و مربی دیده شود به طور خودکار و به طور مستقیم در گوشت و پوست و خون متِربی اش رسوخ می کند.

اگر بچه ها در رفتار معلمشان خدا ترسی ببینند، در رفتار خودشان خداترسی چه بخواهند چه نخواهند دیده و ایجاد می شود.

اما نه، اگر صبر به عنوان یک امر زائد در ذهن مربی تلقی شود ما نباید توقع داشته باشیم مُترَبی ما یک شخصیت صبور و بردبار و شکیبا باشد.

ذات نایافته از هستی بخش                                          کی تواند که بُود هستی بخش

معلمی که خودش صبور نیست چگونه می تواند کسی را به صبر دعوت کند.

 

مدرسه  به عنوان یک جایگاه تربیتی مطرح است، چه فاکتور هایی را باید لحاظ کند از جهت اینکه این صبوری چه در مربی و چه در مُتربی تجلی پیدا بکند؟

** مدرسه  بستری است برای انتقال رفتار، انتقال ارزش ها و انتقال آداب. هر چند الان انتقال آداب کمتر دیده می شود و  بیشتر انتقال عادات مرسوم است. درس خواندن هم  به عنوان یک عادت مطرح میشود.

کسی که زیاد می خواند، خیلی موفق است. کسی که خواندن برایش عادت شده است ، صبح که می آید مدرسه می خواند،عصر که میرود خانه می خواند و فکر می کند که خواندن به او ارزش می دهد. این برایش شده مثل یک عادت. دیگر مهمانی نمی رود، تفریح نمی کند، استراحت نمی کند، برنامه های جانبی ندارد و صرفا به اینکه یک موجود فقط و فقط درس خوانی باشد بسنده می کند و لذت می برد . این می شود یک عادت.

مدلی که در مدارس امروز  وجود دارد مدل انتقال آداب نیست، بیشتر مدل انتقال عادات است. لذا متاسفانه ما خیلی خوش بین نیستیم که مسئله صبر مثل خیلی از مسائل دیگر به بچه  ها منتقل شود. کمااینکه بسیاری از الگوهای اخلاقی و رفتاری و آداب پسندیده و فضایل اخلاقی به بچه ها منتقل نمیشود. در مدارس صبر هم به همین سرنوشت دچار شده است.

معلم و دانش آموز

کدام فعالیت آموزش و پرورش ما ، دانش آموز را به توکل می رساند؟ کتاب های درسی!؟کدام فعالیت نهاد تعلیم و تربیت فعلی کشورمان ما را می رساند به اینکه بچه های ما یک حس و یک عشق و یک علاقه ای را به نماز، به بندگی خدا و راز و نیاز خدا پیدا کنند. مدارس  معمولا چیزی نمی دهند. اگر خانواده ها چیزی داشته باشند و ارائه بکنند که برده اند. مدارس  چیزی برای عرضه ندارند مگر اینکه یک معلمی یا یک مدیر دلسوزی باشد ، یک شرایط خاصی در آن مدرسه حاکم باشد وبه صورت غیر ساختار یافته یک استثنایی ببینیم. امروزه شرایط جوری است که صبر خیلی جزو برنامه هایی الویت دار نظام آموزشی کشور ما نیست.

 

 در حال حاضر چه موانع و چالش هایی در این زمینه وجود دارد؟

** صبر یک الگوی اخلاقی است. یک ادب است. این الگوی اخلاقی با نوشته و کتاب منتقل نمیشود.  باید فقط و فقط در اولویتش، الگو و اسوه قرار داده باشد. اگر معلمین مدارس ما خودشان صبور، بردبار و شکیبا بودند می توانیم توقع داشته باشیم که دانش آموزان هم صبر را در وجود خودشان نهادیه می کنند.

ولی معلمی که به محض دیدن یک ناملایمت ، فریاد می کشد، پرخاش می کند، یا خدایی نکرده اهانت می کند، تندی می کند نمی توانیم توقع داشته باشیم که دانش آموزش و متربی او صبور بار بیاد.باید بچه ها رفتاری را در معلم شان ببینند تا برای شان الگو شود. اگر بچه ها در رفتار معلمشان خدا ترسی ببینند، در رفتار خودشان خداترسی چه بخواهند چه نخواهند دیده و ایجاد می شود.

بد نیست که من یک مثالی بزنم از یکی از معلمین خوش نام و خوش سابقه دوران خودمان که ایشان روی  مسئله حق الناس بسیار  مُقید بود و دقت داشت. جالب است که ویژگی بارز تمام شاگردان این معلم برجسته را در همین نکته می بینیم. همه شاگردان او هم  به تبع استادشان نسبت به حق الناس حساسیت دارند. این معلمی که من دارم نام می برم شخصیتی بود که نسبت به مسئله بقای روح خیلی معتقد بود .می گفت که دل به این دنیا نبندید اینجا ته خط نیست، ته خط یک جای دیگریست. اینجا فقط یک مرحله عبوری است. وقتی به رفتار شاگردان این معلم پیشکسوت و قدیمی و ارزشمند نگاه می کنیم ، می بینیم شاگردان او هم به عنوان یک الگوی بسیار مهم به بقای روح باور دارند.

صبر هم همین است. وقتی صبر را در رفتار یک معلمی ما نهادینه کنیم ، می بینیم در شاگردان او هم سرایت می کند.

یکی از نکاتی که من فکر می کنم بتواند صبر را در فرزندان ما نهادیه بکند،رفتار پدر و مادر است. پدر و مادری که در خانه داد می زنند و پرخاش می کنند نباید انتظار داشته باشد که فرزندی غیر پرخاشگر داشته باشد. بچه های ما آن چیزی نیستند که ما می خواهیم بلکه کسی هستند که ما هستیم.

من فکر می کنم علاوه بر اینکه معلمین و والدین باید خودشان صبور باشند، باید یک سری از الگوی های صبر را هم به بچه ها معرفی بکند.

یکی از بهترین الگوی های صبر، که یک تابلوی بسیار زیبا و کامل از مسئله و مفهوم صبر است تابلویی است که توسط امام حسین علیه السلام و حضرت زینت سلام الله علیها در کربلا و ماجرای عاشورا ترسیم و تصویرگری شده است.

مسئله صبر در اوجش  در این تابلوی بسیار زیبا دیده می شود. می بینیم که تمام سختی ها بر حضرت زینب سلام الله علیها روا داشته می شود تمام مصیبت ها بر امام حسین علیه السلام نازل می شود. اما وقتی امام حسین علیه السلام در گودال قتلگاه قرار می گیرد تمام چیزی که بر خداوند متعال عرضه می دارد این است که : خدایا، تمام این چیز ها را دیدم ولی صبر می کنم.

و تنها جمله ای که ما از حضرت زینت سلام الله علیها می شویم: خدایا من تمام این سختی ها را دیدم اما همه را زیبا می بینم . همه این اتفاقات مقابل چشمان خداوند است و او غافل نیست. این مسئله ای است که ما در رفتار امام حسین علیه السلام می توانیم ببینیم.

وقتی همین یک نکته را ما به دانش آموزمان منتقل می کنیم، می توانیم امیدوار باشیم که بخشی از آن صبر، بردباری و حِلم در دانش آموز ما ایجاد می شود.  یا مثلا ما در سیره حضرت زهرا سلام الله علیها نکات خیلی قشنگی را می بینیم.

مثلا می بینیم که زنی خدمت حضرت زهرا سلام الله علیها می رسد و می گوید من سوالی از شما دارم. سوالش را می پرسد حضرت زهرا سلام الله علیها با صبوری جواب سوالش را می دهند.

ظاهراً در تاریخ داریم که ده سوال،آن هم سوالهای طولانی از حضرت زهرا سلام الله علیها می پرسد. در پایان این سوالات، با یک خجالت و شرمندگی ای می گوید: من خیلی شرمنده شدم و شما خیلی بزرگوارانه جواب من را دادید.

معلم و دانش آموز

حضرت زهرا سلام الله علیها می فرمایند خجالتی ندارد. حالا قریب به این مضمون که تو نمی دانی که در مقابل هر سوالی که از من می پرسی خدا چه اجری به من می دهد.

گرفتاری انبیاء هم خود مصداق مناسبی برای صبراست. گرفتاری ای که برای حضرت ایوب پیش آمد. فرزندانش یک به یک از دنیا رفتند.بیماری خاصی که نصیب خودش شد. ولی در مقابل تمام این سختی ها و مشکلات صبوری کرد. مشکلاتی که پیغمبر اکرم با آن مواجه بودند.   نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از مدینه بیرون میرود تا طائف. تائف با سنگ و گلوخ و خاکستر و شکمبه گوسفند از پیغمبر استقبال می کند ولی پیغمبر خم به ابرو نمی آورد. میخواهد حرف بزند مسخره اش می کنند. تا اینکه برای استراحت می آید زیر یک درختی، یک غلام نصرانی به نام عِداس مسیحی مذهب بوده دلش می سوزد می بیند پای این مرد مجروح شده و از فرق سرش دارد خون می آید یک تغذیه ای برای پیغمبر اکرم می برد و پیغمبر اکرم با یک کلمه بسم الله الرحمن الرحیمی که در موقع خوردن این خوراکی و تغذیه بر زبان جاری می کند او را متوجه خدا می کند و متوجه توحید و یکتا پرستی می کند همین باعث می شود که پیغمبر اکرم یک رفتار صبورانه بکند ولی یک عداس تحویل بدهند به جامعه. یک عداسی که موحد است.

 

گرفتاری که ائمه ما، انبیای الهی ما داشته اند ،به ما مقام صبر و جایگاه صبر را نشان می دهد. اگر ما بتوانیم همین الگوها را علاوه بر اینکه در خودمان ایجاد  کنیم ،بیان هم بکنیم، داستان ها را ، حکایت ها را بگوییم برای بچه ها آیات قرآن را مطرح بکنیم این در صبور بار آمدن بچه ها موثر است.

 چه نکته دیگری را برای یک معلم و یا مدیر آموزسی در این زمینه مفید و موثر می دانید؟

** چند تا نکته در این زمینه مهم است:

یکی اینکه یک معلمی که به مدرسه و سر کلاس می رود اول این نکته را باید در ذهن خودش جا بندازدکه من دارم وارد مدرسه می شود .مدرسه هم دنیایی است متشکل از دنیاهای مختلف.

یعنی یک دانش آموز من پرخاشگراست، یکی گوشه گیراست، یکی وسواسی، یکی مضطرب، یکی درس خوان و ...  ویژگی ها مختلفی دارند. من نمی توانم با یک خط کشی همه این ها را تربیت کنم. مهمترین چیزی که می تواند من را در تربیت این ها کمک کند صبر و شکیبایی است. من باید صبر کنم. 

یکی از نکاتی که می تواند این صبر را نهادیه کند اینکه من بپذیرم که مدرسه جایی است متشکل از دنیاهای مختلف. هیچ دو نفری مثل هم نیستند .تفاوت های فردی یعنی هر دو نفری با هم متفاوت هستند. این را اگر پذیرفتم خودمان صبور می شویم. وقتی من صبور باشم دانش آموز من هم صبور می شود. این یک نکته است.

یک نکته دیگری که در باب صبوری، شکیبایی و بردباری دیده می شود در مدارس باید به آن پرداخته شود، مسئله افق بلند تربیت است.

تبعاتی که صبر نکردن و تاب نیاوردن یک معلم می تواند داشته باشد یکی دوتا نیست. یک معلمی که صبور نباشد علاوه بر اینکه دارد خودش را مکدر می کند و  امروز دانش آموز را مخدوش می کند، آینده دانش آموز را هم مخدوش می کند

اگر من نگاهم  به شاگرم به عنوان یک عنصر آینده ساز باشد و  بگویم این بچه قرار است بشود پرفسور فلان، آیت الله فلان. وقتی این نگاه را به او داشته باشم و افق من بلند و عالی باشد ،دیگر با یک پرخاش و بی صبری او را از خود نمی رانم. یعنی با یک صبوری به او نگاه می کنم. یک صحبتی می کند سر کلاس سرش داد نمی زنم، شخصیتش را خورد نمی کنم .تبعاتی که صبر نکردن و تاب نیاوردن یک معلم می تواند داشته باشد یکی دو تا نیست. یک معلمی که صبور نباشد علاوه بر اینکه دارد خودش را مکدر می کند و  امروز دانش آموز را مخدوش می کند آینده دانش آموز را هم مخدوش می کند. این دانش آموز نه حال دارد نه آینده.

 در زمینه صبوری و تربیت آیات و روایات زیادی  هست. میشود چند نمونه اش را برای ما بیان کنید.

** شاید یکی از زیباترین روایاتی که ما در اختیار داریم این روایت است:

کاد الحلیم ان یکون نبیا

 یعنی چه نزدیک است که آدم حَلیم پیامبر باشد .یعنی می خواهد بگوید از مهمترین صفات پیامبران حلم و بردباری است. انقدر این نکته مهم است در پیامبران که یک آدمی حلیم و بردبار باشد درهمسایگی نبوت قرار می گیرد. یعنی اگر من حلم را در خودم تقویت بکنم به عنوان یک معلم نزدیک به آن خط مرز پیامبر می رسم. خیلی مهم است. لذا این را باید ما بهش توجه ویژه بکنیم که معلم زمانی می تواند ادعا کند که من معلم هستم که رسالت انبیاء را داشته باشد. اگر نه، من بخواهم معلمی بکنم به خاطر امرار معاش نمی توانم خودم را در شغل انبیاء قلمداد بکنم. و کی ما می توانیم در شغل انبیاء باشیم؟ وقتی که مثل آن ها حلم و بردباری و صبر داشته باشیم .

امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: می خواهید خبر بدهم  که شبیه ترین شما به من کیست؟ گفتند بله. چند تا نکته راگفتند که یکی از آن ها این بود: کسی از شما به من شبیه تراست که حلم بزرگ تر و بیشتری داشته باشد.

یکی از نکاتی که بد نیست معلمین عزیز و همکاران خوب ما بدانند این است که وقتی ما میگوییم صبر و شکیبایی یکی از مهمترین ویژگی ها و مختصاتش این است که انسان از خدای متعال شکایت نکند.

الان متاسفانه در جامعه ما این نکته خیلی دیده می شود. افراد همه گله مند هستند. همه شکوه می کنند. سوار تاکسی می شویم، توی صف نانوایی هستیم، توی صف نماز هستیم، در صف اتوبوس هستیم و.... شکایت می شنویم.

معلمی آن صبری را می طلبد که در آن شکایت خصوصا شکایت از خدا دیده نشود.این نکته مهمی است که حالا به نظر من باید یک فکر اساسی برایش کرد. واقعا ما فرصت هایمان را با بی صبری و ناشکیبایی نسوزانیم. انشاالله.

 

 

مصاحبه : مریم طالبی

بخش خانواده ایرانی تبیان


مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین