رابطه حوزه و جامعه رابطه بسیار مهمی ست که حوزه و مردم سعی در حفظ آن و دشمنان سعی در نابودی آن دارند. پس باید آفات و خطرات پیش رو را بشناسیم تا این رابطه قوی تر شده و امید گسستن آن در دل دشمنان از بین برود
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

آفات و خطرات تهدید کننده

حوزه و مردم

رابطه حوزه و جامعه رابطه بسیار مهمی ست که حوزه و مردم سعی در حفظ آن و دشمنان سعی در نابودی آن دارند. پس باید آفات و خطرات پیش رو را بشناسیم تا این رابطه قوی تر شده و امید گسستن آن در دل دشمنان از بین برود.

 روحانیت و جامعه از منظر رهبری (9)

 

رابطه حوزه و جامعه رابطه بسیار مهمی ست که حوزه و مردم سعی در حفظ آن و دشمنان سعی در نابودی آن دارند. پس باید آفات و خطرات پیش رو را بشناسیم تا این رابطه قوی تر شده و امید گسستن آن در دل دشمنان از بین برود.

 

در ادامه به برخی از این خطرات اشاره می کنیم؛

 

1-  جدایی از مردم

 

روحانیت همیشه با مردم زندگی کرده و در میان آن ها بوده است ، پس همیشه باید به این وش ادامه دهد و از مردم کناره گیری نکند.

 

گاهی اوقات دیده می شود که روحانیون به دلایلی از مردم فاصله می گیرند و با آن ها در جامعه دم خور نمی شوند. این، مردم را از حوزه و روحانیت دور می سازد.

 

روحانیون نباید بنابر دلایلی مانند هم شأن نبودن یا مخاطرات اجتماعی و امثال این ها از مردم جدا شوند و خود را تافته ای جدا بافته ببینند.

 

حوزه باید بداند همین مردم اند که برای حوزه احترام قائلند و جایگاه موثقی را به حوزه داده اند.

 

در نتیجه جدایی از مردم آفتی ست که اگر حوزه به آن دچار شود، رابطه اش با اجتماع به مرور قطع شده و دیگر نمی تواند نفوذی در مردم داشته باشد.

 

" روحانیت، باید با مردم زندگی كند. روحانیت، همان ماهی‌یی است كه در آب زندگی می‌كند؛ آب دریای عظیم و متلاطم توده‌ها. ما را نباید از آب خودمان و از دریای متلاطمی كه در آن بایستی شناكنیم، جدا كنند. اگر جدا كنند، وجود و حیثیتی نخواهیم داشت."[1]

 

2-      تجمل گرایی و اشرافیت

 

یک دیگر از خطراتی که موجب گسستن رابطه حوزه و مردم و روحانیت و جامعه می شود، اشراف گرایی ست.

 

روحانیت همیشه با ساده زیستی کنار مردم بوده است. مردم هنگامی که روحانی را ماننند خود درگیر مسائل اقتصادی و معیشتی بینند می توانند او را از خود بدانند، در غیر اینصورت هیچ رابطه ای با او برقرار نمی کنند.

 

روحانیت باید شیوه ائمه علیهم السلام را در شیوه زندگی بر گزیند تا بتواند عملا تربیت مردم را عهده دار باشد. حوزه اگر تجمل و تجمل گرایی داشته باشد نمی تواند مردم جامعه را درک کند، چه برسد به اینکه بخواهد رابطه ای با آن ها برقرار کرده و تأثیر گذرا هم باشد!.

 

" «آراستن سرو، ز پیراستن است». زیبایی ما، در بی‌پیرایگی ماست. محبوبیت روحانیت، در تجمل و اشرافگیریِ او نیست؛ در سادگی و بی‌پیرایگی اوست ... تجمل و اشرافیگری روحانیون، برایشان مضر است.

 آلوده شدن به برخی از پیرایه‌ها و ظواهری كه در زندگی معمولی مردم، عادی است، برای روحانیون مضر است. طلبه و روحانی، بایستی ساده باشند و مظهر سادگی روحانیت هم، سادگی طلبگی است."[2]

 

3-      برخورد طلبکارانه با مردم

 

روحانیت همیشه در خدمت مردم بوده است. خدمت رسانی علمی و معنوی به جامعه از وظایف اصلی روحانیت است و نباید هیچگاه فراموش شود.

 

اگر حوزه این وظیفه خود را فراموش کند به طور قطع دیگر جایگاهی درمیان مردم ندارد.

 

مردم مسلمان جامعه همیشه در مورد دین خود سوالاتی دارند که پاسخ خود را از روحانیون می خواهند و ممکن است بارهای متعددی به روحانیون مراجعه کنند. پس روحانیون باید همیشه آمادگی پاسخ گویی و خدمت به مردم را داشته باشد؛

 

" من در مشهد، مرجع رفت و آمد افراد، بخصوص جوانان بودم. گاهی نصف شب ـ ساعت یازده، دوازده ـ یك جوان، كار یا مسأله‌یی داشت، به من مراجعه می‌كرد.

 همیشه در خانه‌ام، به روی آنان باز بود و خودم می‌رفتم، در را باز می‌كردم. ما وقت نداشتیم. برای ما، خواب و استراحت، معنا نداشت. همه‌ی روحانیون، همین‌طور بودند."[3]

 

اما امروز ممکن است برخی روحانیون با توجه به قدرت و جایگاهی که دارند این منش را فراموش کرده و از موضع طلبکارانه به مردم بنگرند. این نگاه بسیار خطرناک است و به سرعت حوزه را به زوال می کشاند.

 

روحانیت باید بداند که اگر جایگاهی دارد به خاطر نگاه بدهکارانه ایست که همیشه نسبت به مردم داشته است. حوزه خود را بدهکار جامعه  می داند و مسئول دین و مذهب مردم است.

 

بر خورد طلبکارانه از مردم برخوردی ناشایست است که رابطه روحانیت و جامعه را به انحطاط می کشاند.

 

" ممكن است امروز در برخورد با مردم، طلبكارانه برخورد كنیم. اگر این‌طور باشد، یك بیماری است.

 ما باید سعی كنیم كه با مردم، طلبكارانه برخورد نكنیم و خودمان را همچنان خادم و مخلص و در خدمت آسایش و هدایت مردم بدانیم و در این راه، سرمایه‌گذاری كنیم."[4]

 

4-      افراط در حفاظت

 

یک دیگر از رفتار هایی که گاهی در روحانیت دیده می شود مسئله حفاظت از خود است.

 

گاهی دیده می شود روحانی ای که مسئولیتی دارد برای خود چندین محافظ ترتیب می دهد که مبادا گزندی به او برسد.

باید بدانیم این افراط ها در حفاظت از خود مردم را از روحانیت دور می کند. در بسیاری از موارد مذکور چنین حفاظتی نیاز نیست و فقط موجبات ایجاد فاصله بین حوزه و مردم عادی را فراهم می کند.

 

البته ممکن است در بعضی موارد به چنین حفاظت هایی هم احتیاج باشد که اگر چنین باشد، مردم آن را درک کرده و برداشت سوء نمی کنند.

 

" برخی از این حفا‌‌ظتهای زیادی كه در بعضی از شهرستانها مشاهده می‌شود، به اعتقاد ما غیر ضروری است و در جاهایی اصلاً حفاظت لازم نیست.

 این كار، اما جمعه را از مردم دور می‌كند. نباید وانمود شود كه امام جمعه، فردی است كه مورد تهدید و خطر است و باید برایش محا‌‌فظ گذاشت.

 

البته نمی‌خواهم بگویم اگر خطر واقعی وجود دارد، آن خطر دفع نشود. معلوم است كه حفظ جان عزیز آقایان واجب است؛ اما مهم آن است كه در این كار، مبالغه نشود. باید واقع بین بود.

 

 این‌طور نباشد كه اگر حقیقتاً احتمالی نیست و یا به قدر معقول و مورد اعتنایش وجود ندارد؛ باز ما همان ترتیب اثر را بدهیم كه گویی انسان یقین دارد كه خطر هست. آن مقداری كه واقعاً لازم است، حفاظت انجام بگیرد و به همان اندازه‌ی ضروری « تقـد‌‌‌ّربقدرها » با قضیه برخورد شود، نه بیشتر."[5]


پی نوشت ها:

[1] سخنرانی در دیدار با اعضای دفتر تبلیغات اسلامی حوزه ی علمیه قم، 11/1/61.

[2] سخنرانی در جمع طلاب فیضیه، 11/9/66.

[3] همان.

[4] همان، 27/2/63.

[5] سخنرانی در مراسم بیعت ائمه جمعه سراسر کشور، 12/4/68.

تهیه و فرآوری: احمد اولیایی، گروه حوزه علمیه تبیان