سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
در ماه های اخیر حال و روز سینمای ایران حال و روز عجیبی است؛ اگرچه در زیر پوسته ظاهری آن سینماگران همچون سال های قبل در تکاپوی رسیدن به جشنواره فجر هستند اما در فضای رسانه ای مدام صحبت از تعطیلی و نابودی سینما است!
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

سینما پیر شد از بس که مرد!


در ماه های اخیر حال و روز سینمای ایران حال و روز عجیبی است؛ اگرچه در زیر پوسته ظاهری آن سینماگران همچون سال های قبل در تکاپوی رسیدن به جشنواره فجر هستند اما در فضای رسانه ای مدام صحبت از تعطیلی و نابودی "سینما" است!

سینما

"سینمای ایران رو به نابودی است"، "تا دو هفته دیگر، سالن های سینما تعطیل می شوند"، "مطمئن باشید سینماها تعطیل می شوند اگر..." و... این ها تیترهایی است که به نقل از برخی فعالان و آگاهان بر تحولات سینمای ایران از ابتدای سال 91 به کرات در رسانه ها مختلف منتشر شده و کماکان هم می شود. مروری بر مرجع طرح این "هشدار"ها و نیز استدلال ایشان گواهی است بر غیرتبلیغاتی و اصیل بودن آن ها اما چرا با گذشت بیش از 9 ماه از سال هنوز خبری از "تعطیلی" نیست و اتفاقاً اخبار منتشر شده درباره جشنواره سی ویکم فیلم فجر نشان از شوروحال سینماگران برای ارائه آثار دارد؟

تناقض موجود در این فضا جدی است چراکه هم به راحتی نه می توان هشداردهندگان را با توجه به تنوع دیدگاه شان به "اغراق" و "سیاه نمایی" متهم کرد و نه می توان آمار و ارقام مدیران در توصیف چرخه تولید در سینمای ایران را زیر سوال برد. برای رسیدن به تصویری روشن تر از این تناقض کمی صبر کنید؛ در این گزارش به دنبال پاسخی برای همین ابهام هستیم.

هشدار اول؛ بحران در مدیریت اکران سینماها

با مروری بر محورهای اصلی هشدارها نسبت به تعطیلی سینما می توان دریافت اصلی ترین وجه اشتراک این هشدارها بحث "بحران مخاطب" بوده است. نکته ای که یکی از پرچمداران طرح آن در سال جاری امیرحسین علم الهدی از کارشناسان سینمای بود. این کارشناس اقتصاد سینما که همزمان با برگزاری جشنواره سی ام فیلم فجر با استناد به ترکیب آثار درباره شرایط اکران در سال 91 هشدار داده بود در روزهای پایانی بهار در گفت وگو با رسانه های مختلف تأکید کرد: "در صورت ادامه روند فعلی اکران 50 تا 80 سینما در سراسر کشور عملاً تعطیل خواهند شد."

هشدار دوم؛ حکایت مالیات و عوارض سالن های سینما

بحران مدیریت اکران اما تنها محور هشدارها نبود چراکه در این میان شرایط اقتصادی ایجاد تعادل میان دخل و خرج سالن های سینمایی را برای سینماداران دشوار کرده بود. افزایش قیمت گاز، آب و برق در کنار مالیت و عوارض شهرداری شرایطی را برای سینماداران فراهم آورد که ناگزیر از نامه نگاری های سرگشاده به مسئولان مربوطه شدند.

این نامه نگاری ها که جریان آن محدود به سال جاری نیست و از سال های قبل آغاز شده بود امسال و در اواخر پاییز منجر به انتشار نامه ای هشدارآمیز به امضا سینماداران شد. سخنگوی شورای صنفی نمایش برای اولین بار از ارسال این نامه خبر داد و تأکید کرد سینماداران درباره احتمال تعطیلی کامل سالن های سینمایی در آینده ای نزدیک به دلیل وضعیت نامناسب اقتصادی هشدار داده و از دولت و مجلس برای رفع این بحران کمک خواسته اند.

هشدار سوم؛ عده ای کمر به قتل سینما بسته اند!

در کنار کیفیت مدیریت سینما و انتقاد از برخی کم کاری ها، طیفی از هشداردهندگان خبر از "تعمد یک جریان" برای نابودی سینمای ایران دادند. مجمع فیلمسازان سینمای ایران یکی از همین معترضان است که ماه قبل با صدور بیانیه ای تأکید کرد: "مردم ایران و آن ها که قلبشان برای فرهنگ و هنر ایران اسلامی می تپد، طی سالهای اخیر شاهد جریانی بوده اند که کمر به قتل سینمای ایران بسته است. جریانی که اگر تدبیر خردمندان آن را متوقف نکند، رفته رفته و در آینده ای بسیار نزدیک، شاهد مرگ این سینما خواهیم بود."

تناقض موجود در این فضا جدی است چراکه هم به راحتی نه می توان هشداردهندگان را با توجه به تنوع دیدگاه شان به "اغراق" و "سیاه نمایی" متهم کرد و نه می توان آمار و ارقام مدیران در توصیف چرخه تولید در سینمای ایران را زیر سوال برد

اندکی بعد شورای مرکزی انجمن تهیه کنندگان مستقل سینمای ایران هم در بیانیه ای شش بندی هشدار دادند که "هر روز فضا برای تنفس و فعالیت بخش خصوصی تنگ تر شده و روند حضور رانت خواران بخش عمومی و دولتی، تولیدات مستقل سینمای ایران را به مخاطره انداخته است."

بازتاب هشدارها؛ مرثیه سرایی رسانه ها و سکوت مدیران

طبیعت داستان این بود که این هشدارها بیش از هر چیز منجر به تغییر رویه و اصلاح برخی امور در حوزه مدیریت سینمایی شود اما آنچه شاهد بودیم بیشتر بازتاب رسانه ای هشدارها در قالب مرثیه سرایی برای سینما و هم زمان سکوت مسئولان سینمایی بود. جالب اینکه در این میان بخش قابل توجهی از بازتاب این هشدارها در رسانه های بیگانه ای نمود داشت که طبیعتاً سهمی از تعطیلی و یا ادامه حیات سینما در ایران نخواهند داشت.

با وجود تمام این تفاسیر سینمای ایران امروز به نسبت سال قبل در حوزه تولید حداقل از نظر کمی نه فقط افت نکرده که به تأیید آمار شرایط مطلوب تری هم دارد. به گزارش واحد پشتیبانی تولید بنیاد سینمایی فارابی تا اول دی ماه امسال، 22 فیلم آماده نمایش (اکران نشده)، 21 فیلم در مرحله صداگذاری، 9 فیلم در مرحله تدوین، 12 فیلم در مرحله فیلمبرداری و 45 فیلم در مرحله پیش تولید قرار دارند و این آماری امیدوارکننده است.

یک نگاه متفاوت؛ سینما را از نو به وجود آوریم

در میان این هشدارها و امیدها اما واقعیتی را نمی توان نادیده گرفت. بهروز افخمی در مصاحبه ای به نکته قابل تأملی اشاره می کند که در حل تناقض مورد مبحث در ابتدای این گزارش می تواند موثر باشد: "امروز بدن سینما مرده و از بین رفته ، اسکلت آن اما قوی تر شده است. یعنی زیرساخت فنی سینما قوی تر شده. ما الان سالن هایی داریم که واقعاً می توان در آن ها فیلم نمایش داد در حالی که 15 سال پیش اینگونه نبود و من فکر میکردم ما اصلاً برای چه داریم فیلم می سازیم. الان هم وسایل فنی، هم امکانات تولید و هم امکانات لازم برای نمایش درست فیلم وجود دارد."

کارگردان "عروس" براساس همین تحلیل معتقد است: "اگر فیلمسازها واقعاً علاقند به سینما و فیلمسازی باشند به نظرم این امکان را دارند که دوباره شروع کنند؛ مثل چندباری که قبلاً در تاریخ سینمای ایران سینما از نو به وجود آورده اند. الان هم می توان این کار را کرد به شرطی که در این اوضاع و احوال افسرده ای که هستیم، نباشیم. افسردگی ای که دلیلی هم ندارد و فقط دوست داریم ادای افسردگی دربیاوریم."

آنچه واقعاً نیاز به هشدار دارد

اینکه چقدر می توان با این تحلیل موافق بود یا مخالف بحث دیگری است اما واقعیتی در آن نهفته است که جای تأمل دارد. سینمای ایران امروز همانقدر که در حوزه سخت افزار پیشرفت کرده و به توفیقاتی دست پیدا کرده ، در زمینه نرم افزار نه فقط درجا زده که در مواردی پس رفت کرده است و این می تواند بهانه اصلی تمام هشدارها باشد.

دلسردی و ناامیدی نه فقط در محتوای آثار سینمای ایران که در پروسه تولید و مدیریت سینمای ایران چنان سایه انداخته که گویی پر کردن فرم جشنواره فجر هم حکم امضای قرارداد پایان کار برای سینماگران پیدا کرده و کمتر نشان از شوروحال حاصل از آمادگی برای حضور در یک "جشن" دارد.

معضلاتی چون آب و برق و مالیات لاینحل نیست اما درجازدن و ناامیدی بلایی غیرقابل جبران است. مخاطب سنیمای ایران هم اگر امروز دل و دماغی برای حضور در سالن های سینما ندارد شاید نگران ابتلا به همین ناامیدی است؛ نامیدی ای که دم زدن از مرگ سینما بیش تر به آن دامن می زند. سینمای ایران واقعاً پیر شده از بس درباره "مرگ" خود شنیده است!

بخش سینما و تلویزیون تبیان


منبع:مهر ، آفتاب

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین