سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
در این مقاله در ادامه بحث فتوا به احادیثی در رابطه با فتوا و افتاء خواهیم پرداخت.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : احمد اولیائی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

 احادیث در مورد فتوا و افتاء

اجتهاد

در این مقاله در ادامه بحث فتوا به احادیثی در رابطه با فتوا و افتاء خواهیم پرداخت.

 

فتوا (3)

 

احادیث مربوط به فتوى :

در این قسمت به احادیث دیگری در این باب می پردازیم:

 

امیرالمؤ منین على علیه السلام در حدیثی مفصل مبغوض ترین خلق نزد خداوند متعال را معرفی می کنند:

 

(1- فردى كه خداوند متعال ، او را به خود واگذاشته، و از راه راست منحرف گشته و شیفته و مغرور راءى و گفتار بدعت آمیز شده ، و دم از نماز و روزه مى زند.

 

چنین فردى ، عامل و انگیزه اى براى فتنه و شیفتگى و فریب مردمى است كه شیفته او شدند، آرى او راه هدایت و رشد پیشینیان را گم كرده است ، او عامل و موجب گمراهى پیروانش - چه در زمان حیات و چه پس از مرگ خود - مى باشد، و بار گران اشتباهات و لغزشهاى دیگران را به دوش مى كشد.

 

2- كسى كه جهل و نادانى خویش را همچون قماش و كالائى در میان مردم ناآگاه و فاقد علم ، رواج مى دهد، و اسیر و گرفتار تیرگیها و تاریكیهاى فتنه و شیفتگى به دنیا است .

و او را انسان نماها، عالم و دانشمند مى نامند؛ در حالیكه چنین فردى هیچ روز كاملى را صرف علم و دانش نكرده است .

 

آنگاه كه بامدادان از بستر خواب برمى خیزد، خواسته ها و تمایلات او در مورد چیزهائى فزاینده است كه اندك آن از فزونى آن بهتر مى باشد، (یعنى دنبال دنیا و یا معارف و معلومات كم ارزش است ).

 

آنگاه كه از آب گندیده و لجنزار دنیا سیراب گشت ، و مطالب بى فائده اى را اندوخت ، و در میان مردم بر كرسى قضاء و داورى نشست تا به اصطلاح به حل و فصل مشكلات بپردازد و در صدد جبران لغزشهاى دیگران برآید، اگر همو با مطالب پیچیده و مهمى مواجه گردد، اراجیفى را با استمداد از راءى و نظر شخصى ، مى پردازد و سپس بر اساس آن ، حكم و فرمان قطعى صادر مى كند.

 

پس بنابراین ، چنین فردى در امر شبهه بافى و لغزش پردازى و یاوه سرائى ، همچون عنكبوتى است كه تار و پودى (سست بنیاد در پیرامون خویش ) مى تند و نمى داند كه آیا طریق صواب و راه حق را مى پیماید و یا دچار اشتباه مى باشد.

 

او نباید چنین تصور كند كه نسبت به آنچه درباره آنها حس پذیرش ندارد از علم و آگاهى برخوردار است . لذا چنین شخصى - جز معتقدات خویش - روش ‍ و شیوه اى را به رسمیت نمى شناسد.

 

اگر او را با چیزى قیاس كند و آنها را (با معیارهاى سلیقه شخصى ) با هم بسنجد، (و نتیجه باطلى را از رهگذر آن به دست آورد)، در عین حال از اظهار راءى و نظر شخصى خود، هراسى ندارد و آنرا تكذیب نمى كند.

 

و چنانچه مطلبى از نظر او مبهم و تاریك باشد - به خاطر جهل و ناآگاهى نسبت به آن - در اخفاء و كتمان آن مى كوشد تا به وى نگویند: نمى داند؛ و با وجود این ، اظهار نظر كرده و حكم و فتوى صادر مى نماید.

 

او را باید كلید تمام تیرگیها و نادانیها دانست (كه ابواب جهل و بى اطلاعى را در برابر دیدگان جامعه مى گشاید)، و سخت مرتكب اشتباه مى گردد و در وارى بى خبریها كوركورانه گام برمى دارد، و از آنچه كه بدان آگاهى ندارد پوزشخواهى نمى كند تا از دست و زبان مردم سالم بماند و بى نقص و عیب تلقى گردد.

 

او نمى تواند در علم و دانش ، قاطعیتى كسب كند تا بتواند بهره و نصیبى براى خویش فراهم آورد. روایات و منقولات را در هم مى ریزد، و آن ها از هم متلاشى مى سازد؛ آنچنانكه باد و طوفان ، گیاهان خشكیده و خس و خاشاك را از هم مى پراكند.

 

میراث هاى به ناحق از دست رفته از او گریان ، و خونهاى به ناحق ریخته از او نالان مى باشند. بر طبق حكم و فتواى او ناموس حرام ، حلال تلقى مى شود.

 

براى پاسخ به پرسش هائى كه به دست او مى رسد احساس خلاء و تهیدستى مى نماید. و بالاخره فاقد شایستگى ریاستى است كه خود مدعى آن مى باشد و به ناحق مدعى علم به حق است ).[1]

 

قال الصادق علیه السلام: "انهاك عن خصلتین فیها هلك الرجال : ان تدین الله بالباطل ، و تفتى الناس بما لاتعلم"

 

مفضل مى گوید: ابى عبدالله امام صادق (علیه السلام ) به من فرمود: (ترا از دو خصلت و دو خوى و دو شیوه كردار نهى مى كنم ، دو شیوه اى كه مردم به علت دچار شدن به آندو، گرفتار هلاك و نابودى گشتند:

 

1- با شیوه اى باطل و نادرست دیندارى كنى 2- ندانسته و نسنجیده به مردم فتوى دهى ). (اگر چنین نكنند، حق خداوند متعال را قطعا اداء كرده اند) .[2]

 

قال الصادق علیه السلام: "من عمل بالمقاییس فقد هلك و اهلك ، و من افتى الناس - و هو لایعلم الناسخ من المنسوخ و المحكم من المتشابه - فقد هلك و اهلك"

 

از ابن شبرمه[3] (فقیه عامى ) است كه مى گوید: هر وقت حدیثى را - كه از جعفر بن محمد (علیه السلام ) شنیده بودم به یاد مى آورم ، مى خواهد قلبم از هم بشكافد آن حضرت فرمود: (پدرم از جدم و او از رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) روایت كرده است .

 

 (ابى شبرمه به دنبال این جمله چنین مى گوید): سوگند به خداوند متعال كه پدرش بر جدش و جدش بر رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) دروغ نبسته است كه آن حضرت فرمود: هر كس به قیاسات (و معیارهاى شخصى و ملاكهاى خود، شناسائى كرده ) عمل كند، خود را دچار نابودى ساخته و دیگران را به نابودى مى كشاند، و آنكه ندانسته ، با اینكه احكام ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه را شناسائى نكرده است به صدور فتوى دست یازد موجبات هلاك و نابودى خود و دیگران را فراهم مى آورد.[4]


پی نوشت ها :

 

[1] الكافى . 1/70 - 72

[2] الكافى 1/52.

[3] عبدالله بن شبرمه معروف به (ابن شبرمه ) (92 - 144 ه ‍ ق ) از فقهاء و قضات منصور دوانیقى در كوفه ، و شاگرد شعبى بوده ، و به قیاس عمل مى كرد.

[4] بحارالانوار 2/118.

 

منابع:

کافی

بحار الانوار

تهیه و فرآوری : احمد اولیایی ، گروه حوزه علمیه تبیان

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین