سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
می رویم پیش طبیب واقعی . کسی که درمان تو در دست...
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

فصل مهربانی


نام شفا یافته : سمیه نوابی    سن : 13 سال     اهل: تهران . رباط كریم شهریار     تاریخ شفا : سوم بهمن ماه 1372

آنروز در راه مدرسه حس عجیبی داشتم و نوعی نگرانی آزارم می داد به مدرسه رسیدم مثل همیشه درگیر درس ها بودم و غرق در لحظات شاد با دوستانم غافل از امتحان بزرگ که در راه بود.


با دوستانم خداحافظی کردم و مثل همیشه باید از خیابان رد می شدم تا به ایستگاه اتوبوس برسم، همینکه از خیابان عبور کردم ، ماشینی با سرعت و با صدای بوق ممتد به من زد و مرا نقش زمین کرد . راننده جوان و کم سن و سال ماشین ، لحظه ای درنگ کرد ، ایستاد و به پیکر غرقه در خون من نگاه کرد . بعد گویی ترسید که پا را روی پدال گاز فشرد و با سرعت از محل گریخت .

شفایافتگان/فصل مهربانی

تصویر گریز او در نگاهم تار و و مبهم و گم شد و وقتی بهوش آمدم ، خود را روی تخت بیمارستان یافتم . خیلی زود فهمیدم که پاهایم حرکتی ندارد و من باید از این پس اسیر چرخ و عصا باشم .

پس از چند روز مرا به منزل منتقل کردند و همکلاسی ها که تازه متوجه حادثه بوجود آمده برای من شده بودند ، دسته دسته به دیدنم آمدند . شوک و اندوه توامان را بوضوح در نگاهشان می دیدم . دختری که تا دیروز در کنار و همراه شان می دوید و بازی می کرد ، حالا دیگر توان حرکتش نبود و مثل یک چوب خشک بر روی تخت افتاده بود . احساسی از گریه داشتند ، اما اشكها یشان را از نگاه من پنهان می کردند .

چند ماه بدین منوال گذشت و از بهبود احتمالی که انتظارش را داشتیم خبری نشد . دکترها هم دیگر قطع امید کرده و به پدرم گفته بودند که ازدستشان كاری ساخته نیست و باید‌ پای مرا که قدرتش را از دست داده و بطور كلی سیاه و خشك شده ، قطع کنند .

آنروز هنگام اذان ظهر صدای پدر را شنیدم که با مادرم درباره سفر صحبت می کند و اینکه این تنها راه امید و چاره است . پدر وضو گرفت و به مسجد رفت و مادر کنار تخت من نشست و آرام بی صدا گریست . پدر همینکه از مسجد برگشت ، با صدای بلند مادرم را مخاطب قرار داد و گفت :

- استخاره کردم ، خوب آمد . فردا حرکت می کنیم .

نگاهم را تا نگاه پر از امید و آرزوی پدر چرخاندم و پرسیدم :

- کجا ؟ من نباید بدونم ؟

پدر لبخندی زد و گفت :

- می رویم پیش طبیب واقعی . کسی که درمان تو در دست اوست .

بعد رو به مادر کرد و گفت :

- می دونی استخاره چی آمد ؟

مادر نگاه مشتاقش را به دهان پدر دوخت . پدر ادامه داد :

و خدا همان کسی است که بادها را می فرستد، پس ابری را بر می انگیزاند و آنرا بسوی سرزمینی مرده می راند و آن زمین را پس از مرگش زندگی دوباره می بخشد . پس رستاخیز نیز چنین است .( آیه 9 . سوره فاطر)

***

پدرو مادرم مرا پشت پنجره فولاد نشاندند و خودشان در کناری به مناجات ایستادند . من اولین بار بود که به مشهد و حرم امام رضا (ع) می آمدم ، ولی عجیب بود که تصاویری که با چشم می دیدم ، همه برایم آشنا و واضح بود . گویی قبلا همه این مناظر و لحظه ها را در جایی دیده و در زمانی دیگر تجربه کرده ام .

غرق در شگفتی این ماجرا بودم که همه جا سکوت شد . نوری را حس کردم که از دور به من نزدیک شد و در برابر نگاهم ایستاد . نور شدید بود ، اما عجیب که چشمانم را نمی زد . آن نور به رنگ سبز در آمد و صدایی از میانش برخاست که آیاتی از قرآن را تلاوت می کرد :

شفایافتگان/فصل مهربانی

- تسبیح بگو بنام خدایی که بلند مرتبه است .همانکه آفرید و هماهنگی بخشید . (سوره اعلی.آیه 1 تا 3 )

بخود آمدم . چشمهایم را باز کرده و متوجه شدم که همه این تصاویر را در خواب دیده ام . اما من که نخوابیده بودم . پس این رویا که دیدم چگونه بود ؟ چشمم به طناب دخیلی افتاد که پدر به قصد شفا ، بر ضریح پنجره فولاد گره کرده بود . گره اما باز بود . دستم را دراز کرده و به زحمت گره را دوباره بر ضریح محکم کردم . سرم را تکیه ضریح دادم و نگاهم را بستم تا دوباره آن رویا را مرور کنم . همان نور دوباره در برابر پلکهای بسته ام ظاهر شد و تصویر مردی نورانی از میانه نور هویدا گردید .

ما طناب حاجت ترا گشوده ایم ، نیازی به گره دوباره نیست . تو به خواست خدایی که ما را آفریده است ، شفا گرفته ای .

صدای صلوات جمعیت بار دیگر مرا بخود آورد . همینکه نگاهم را گشودم ، جمعیتی از زائران را که بر گرد من حلقه زده و پی در پی صلوات می فرستادند و تکبیر می گفتند، مشاهده کردم . عجیب بود . من قائم بر پاهای خود ، روبرو با جمعیت ایستاده بودم و هیچ نشانی از درد نداشتم . پدر و مادرم با چشمانی پر از باران اشک شوق ، مرا در نگاه خود داشتند .


بخش حریم رضوی

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین