سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
گل از جو در آمدی شب بود پس به هیات شب بو در آمدی می خواستی بپیچی گل كافی ات نبود با باد صبحدم به تكاپو در آمدی آهویی آمد آب بنوشد ترا گرفت با عطر خویش در تن آهو در آمدی پس دشت دشت دشت گذشتی و ظهر با، آب از رگان مرده ی آمو ...
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

تكامل

آن گاه در لباس گل از جو در آمدی

شب بود پس به هیات شب بو در آمدی

می خواستی بپیچی گل كافی ات نبود

با باد صبحدم به تكاپو در آمدی

آهویی آمد آب بنوشد ترا گرفت

با عطر خویش در تن آهو در آمدی

پس دشت دشت دشت گذشتی و ظهر با،

آب از رگان مرده ی آمو در آمدی

من سنگ بودم آب كه آمد مرا گرفت

با جان من به شكل پرستو در آمدی

در آسمان - گرفت كسی مان شكار كرد

ابری دهان گشود و تو آن تو در آمدی

من بر زمین چكیدم و تو سا ل ها گذشت

تا با هجوم مه به هیاهو در آمدی

عصری مه ات نشاند دوباره به كتف من

با دست رشد كردی با مو در آمدی

وقت غروب باز من و تو جد ا شدیم

با جنگل مبارك گردو در آمدی

با شاخ و برگ درد شدی درد سر شدی

با میوه ات به شیشه ی دارو در آمدی

شب شد، درخت ماندی نه مه شدی نه ماه

نه در لباس یك گل شب بو در آمدی

سید رضا محمدی

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین