نظر رهبر انقلاب درباره حجاب برخی از استقبالکنندگان
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با روحانیون و طلاب استان خراسان شمالی ضمن تاکید بر مسلح شدن به سلاح معرفت و استدلال در مواجهه با جوانان، سماحت و مدارا را در این مواجهه ضروری دانستند.
ایشان در این زمینه به حجاب برخی حاضرین در مراسم استقبال اشاره کرده و فرمودند: «خودتان را مجهز كنید، مسلح به سلاح معرفت و استدلال كنید، بعد به این كانونهاى فرهنگى - هنرى بروید و پذیراى جوانها باشید. با روى خوش هم پذیرا باشید؛ با سماحت، با مدارا. فرمود: «و سنّة من نبیّه»، كه ظاهراً عبارت است از «مداراة النّاس»؛ مدارا كنید. ممكن است ظاهر زنندهاى داشته باشد؛ داشته باشد. بعضى از همینهائى كه در استقبالِ امروز بودند و شما - هم جناب آقاى مهماننواز، هم بقیهى آقایان - الان در این تریبون از آنها تعریف كردید، خانمهائى بودند كه در عرف معمولى به آنها میگویند «خانم بدحجاب»؛ اشك هم از چشمش دارد میریزد. حالا چه كار كنیم؟ ردش كنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباختهى به این اهداف و آرمانهاست. او یك نقصى دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقصهاى این حقیر باطن است؛ نمىبینند. «گفتا شیخا هر آنچه گوئى هستم / آیا تو چنان كه مینمائى هستى؟». ما هم یك نقص داریم، او هم یك نقص دارد. با این نگاه و با این روحیه برخورد كنید. البته انسان نهى از منكر هم میكند؛ نهى از منكر با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت. بنابراین با قشر دانشجو ارتباط پیدا كنید.»
در ادامه برخی از حاشیه های حضور رهبر در گلزار شهدا و حاشیههای معظم له به اسفراین را با هم می خوانیم.
حالا چه كار كنیم؟ ردش كنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباختهى به این اهداف و آرمانهاست. او یك نقصى دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است،
اسفراین
ورزشگاه شهید مولایی اسفراین از چند ساعت قبل زیر قدمهای مردم این شهر رفته است، اما الان که ساعت از 9 گذشته دیگر کمتر جایی خالی مانده است. قسمت خانمها که ظاهرا کوچکتر از آقایان است پر شده و تازه واردها باید به همان گوشه و کنار نزدیک درب ورودی قناعت کنند. باران نمنم شروع میکند به باریدن؛ هوای بارانی بچههای باسابقه را به یاد خاطرات سفر چالوس میاندازد. اما هوای بارانی مردم ورزشگاه را یاد شعار مردم چالوس میاندازد: «باران رحمت آمد/ رهبر ما خوش آمد»
آقا از زلزله سال 47 «دهنه اجاق» میگوید و به مردم اسفراین آشنایی میدهد. رهبر صحبتهای خود در جمع مردم بجنورد را باز میکند و از مختصات پیشرفت در جهانبینی اسلامی میگوید. باران هم شدت گرفته است، همان باران رحمتی که پا به پای رهبر این مردم خوش آمده بود. زمین چمن که نه، زمین پوشیده از چمن زرد و خشک شده، حالا نم میکشد اما هنوز صبر این مردم ته نکشیده است. گونیهای آبی زیرانداز را روی سر میکشند، پدرها با کت و کاپشنشان بچهها را میپوشانند، عکاسها هر جور شده تکه نایلونی پیدا میکنند تا دوربین را از خیس شدن حفظ کنند و حتی یکی از پایین یک کاپشن برای فیلمبردار بینوای صدا و سیما پرت میکند بالا، اما به جز چند نفر کسی حاضر نمیشود لحظه ای زودتر از آقا از جایش بلند شود.
گلزار شهدا
بخش عمده کار ستاد استقبال مردمی اسفراین با حدود 15 نفر از همین بچههای با صفا بوده و از همینجا ندیده میتوان مطمئن بود که کار، مردمیِ مردمی بوده. شب قبل، حول و حوش ساعت 7 شب در میدان اصلی و مساجد شهر، هزاران نفر الله اکبر گفتهاند؛ مثل شب قبل از ورود آقا به استان در بجنورد. یکی از بچهها میگوید "این سفرها که میشه، آدم تازه میفهمه کشور چقدر ظرفیت معطل داره. وقتی که استادیومی که سالهاست بدون استفاده مانده، دو هفتهای آباد میشه، یعنی اگر مسئولین توی همهی سال اینقدر پای کار باشند، کشور چقدر جلو میره"
آقا وارد که میشوند صدای شعار پیر و جوان، زن و مرد بلند میشود. آقا دستی تکان میدهند و مقابل یادمان میایستند و فاتحه میخوانند. سمتی از یادمان به سمت آقاست که نام شهید طیبی بر روی آن نوشته شده که آقا در دیدار سه شب قبل خود با روحانیون از او به عنوان دوست قدیمی خود نام برده که در اول انقلاب نماینده مجلس از همین اسفراین میشود و بعد در انفجار حزب جمهوری جزو 72 تن بوده و شهید میشود.
در ماشین آقا باز شده که باز یک صدای نزدیک، صورت آقا را به طرف صاحب صدا بر میگرداند: "آقا یک خواهش دارم." آقا با تبسم سر تکان میدهند. صاحب صدا میگوید "آقا برای ازدواجم دعا کنید" تبسم آقا بیشتر میشود و دو بار میگویند "ان شاء الله. ان شاء الله." صاحب صدا همان جوان زبر و زرنگی است که به او گفته بودم برای ازدواجت از آقا بخواه دعا کنند.
منبع:جهان نیوز، الف