صبح بود، یك اتوبوس آدم پیاده شدند جلوی خانه ی بهشتی، یك نگاه كردند و دوباره سوار شدند و رفتند. دعوا شده بود، یكی گفته بود خونه بهشتی كاخه. یكی دیگر گفته بود هشت طبقه است. راننده، بهشتی را می شناخت. همه را آورده بود جلوی خانه. گفته بود حال ببینید و ق
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

خواب عجیب امام برای شهید بهشتی

شهید بهشتی

صبح بود، یك اتوبوس آدم پیاده شدند جلوی خانه ی بهشتی، یك نگاه كردند و دوباره سوار شدند و رفتند. دعوا شده بود، یكی گفته بود "خونه بهشتی كاخه. " یكی دیگر گفته بود "هشت طبقه است. " راننده، بهشتی را می شناخت. همه را آورده بود جلوی خانه. گفته بود "حال ببینید و قضاوت كنید.

خاطرات خواندنی از زندگی آیت الله سید مصطفی خمینی-1

 

خواب عجیب امام(ره) برای شهید بهشتی (ره)

 

از دیدار امام برگشت. توی فكر بود. امام خواب دیده بود عباش سوخته، به او گفته بود مواظب خودتان باشید. می‎گفت پرسیدم چرا؟ جواب داد آقای بهشتی شما عبای من هستید.

 

محمد باقیات صالحات شماست

 

مادر خواب دیده بود؛ خواب پدربزرگ محمد. پرسیده بود "چه كار كنم اون دنیا من رو شفاعت كنند؟ " گفته بود "از محمد محافظت كنید كه باقیات صالحات شما است. "

 

تا آخر عمر با حقوق بازنشستگی آموزش و پرورش زندگی كرد

 

" طلبه بود و جوان، هر روز می رفت دبیرستان ها درس انگلیسی می داد. می گفت این طوری استقلالم بیش تر است، نواقص حوزه را بهتر می فهمم و با شجاعت بیش تری می توانم نقد كنم.

تا آخر عمرش هم با حقوق بازنشستگی آموزش و پرورش زندگی می كرد.

 

اقامه نماز در فرودگاه هامبورگ

 

آلمان، هامبورگ، ایستگاه راه آهن؛ موقع ظهر رسیده بود. قبله نما را نگاه كرد و همانجا ایستاد نماز بخواند. پلیس را خبر كردند كه یكی آمده حركات غیرطبیعی دارد. بردندش اداره پلیس، گفته بود من مسلمانم، نماز هم واجب دینی ما است. محكم گفته بود، آزادش كرده بودند.

 

خدا از من دفاع می كند اگر...

بهش می گفتند انحصار طلب، دیكتاتور، مرفه، پول دار.

دوستانش دوستانه گفته بودند چرا جواب نمی دهی؟ تا كی سكوت؟

می گفت مگر نشنیده اید قرآن می گوید انّ الله یدافع عن الذین امنوا. یعنی وظیفه ی من این است كه ایمان بیاورم، كار خدا این است كه از من دفاع كند. دعا كن من وظیفه خودم را خوب انجام بدهم. خدا كارش را خوب بلد است.

 

روحانی همه جا می تواند برود اگر علمش را داشته باشد

 

از بهشتی پرسید روحانی هم می تواند عضو شورای شهر شود؟ گفت: روحانی همه جا می تواند برود به شرط این كه علمش را داشته باشد نه اینكه تكیه اش به علوم حوزوی باشد.

گفت: صرف روحانی بودن به فرد صلاحیت ورود به هر كاری را نمی دهد.

 

اول نمازش را خواند

 

كنفدراسیون دانشجویان ایرانی در آلمان دعوتش كرده بودند برود باش مباحثه كنند. رفته بود. دیده بود یك كافه است، طبقه اول بار است، طبقه دوم جای سخنرانی. اول از همه، حصیرش را پهن كرده بود تا نمازش را بخواند.

 

اسلام چیزی است، رفتار ما چیزی دیگر

 

می گفت هر چه از غرب به طرف كشورهای اسلامی نزدیك تر می-شدیم بی نظمی هم بیشتر می شد.

 می گفت ترسیدم بنای فكری بچه ها به هم بریزد. گفتم این ها ربطی به اسلام ندارد. اسلام چیزی است، رفتار ما چیزی دیگر.

 

واكنش شهید بهشتی (ره) به متلك پرانی به بنی صدر در حضور ایشان

 

به همه نشسته بودند پای تلویزیون. رئیس جمهور داشت سخنرانی می كرد. بد می گفت، از بهشتی. هر چه دوست داشت گفت. یكی پای تلویزیون متلكی به رئیس جمهور پراند.

بهشتی عصبانی شد. گفت "حق ندارید این طور حرف بزنید. مسلمان است. "

 

مراقب بود غیبت هیچ كس را نكند، حتی بنی صدر

 

" بنی صدر كه هر جا می نشست پشت سرش بد می گفت. بعضی هم اصلا صاف بهش می گفتند انحصارطلب، وهابی، ضدامام. بهشتی خیلی مراقب بود. غیبت هیچ كس را نمی كرد. امام می گفت بهشتی مظلوم بود.

 

فكر نمی كردند روحانی ها انگلیسی و آلمانی بدانند

 

" خستگی از چشم های همه پیدا بود. بالاخره، اجلاس پایانی خبرگان قانون اساسی بود. همه هم بودند، همه نماینده های سیاسی كشورها.

رفته بود جلو، با تك تكشان دست داده بود و ازشان تشكر كرده بود. به سه زبان؛ انگلیسی، عربی، آلمانی. فكر نمی كردند روحانی ها انگلیسی و آلمانی هم بدانند.

 

یك اتوبوس آدم جلوی خانه بهشتی

 

" صبح بود، یك اتوبوس آدم پیاده شدند جلوی خانه ی بهشتی، یك نگاه كردند و دوباره سوار شدند و رفتند. دعوا شده بود، یكی گفته بود "خونه بهشتی كاخه. " یكی دیگر گفته بود "هشت طبقه است. " راننده، بهشتی را می شناخت. همه را آورده بود جلوی خانه. گفته بود "حال ببینید و قضاوت كنید. "

 

همه فدای امام

 

" یك مادر شهید آمد جلو و گفت "پنج پسر و یك داماد دیگر دارم؛ همه فدای امام. " عصر بهشتی توی صحبتش گفت "به آمریكا بگویید چشم طمعت را از جمهوری اسلامی بكن. جامعهای كه مادرانی این چنینی دارد برای شیطان جایی ندارد. "

 

می خواهند شما میلیون ها باشید

 

می گفت "مواظب باشید، می خواهند شما میلیون ها باشید و تنها، تا چند نفری همراه شوند و غارتتان كنند. "

 

همه از بازی خوبش تعجب كردند

 

شنا می كرد. والیبال بازی می كرد. كوه نوردی هم می رفت. رفته بودند كرج والیبال بازی كرده بودند. بقیه تعجب كرده بودند از بازی خوبش.

 

دستگیری زن بنی صدر و واكنش شهید بهشتی (ره)

 

" بنی صدر كه فرار كرد، زنش را دستگیر كردند. زنگ زد كه زن بنی صدر تخلفی نكرده باید آزادش كنید. آزادش نكردند. گفت با اختیارات خودم آزادش می كنم. می گفت "هر یك ثانیه كه در زندان باشد گناهش گردن جمهوری اسلامی است. "

 

حق نداریم به رئیس جمهور تعرض كنیم

 

" بنی صدر از سفر داخلیش یك راست آمد جلسه. خندید گفت "همه شعار می دادند بهشتی، بهشتی، طالقانی رو تو كشتی ". بهشتی چیزی نگفت؛ نه توی جلسه؛ نه بعدش. می گفت "حق نداریم به رئیس جمهور تعرض كنیم. "

 

روحانی و مردم مثل ماهی و آبند

 

"روحانی با مردم و در مردم زنده است و بدون آنها مرده " این ها را گفت و گفت "خدمت بی منت و گره گشایی؛ این ها است كه مردم از روحانی می خواهند. " می گفت "روحانی و مردم مثل ماهی و آبند. ماهی بدون آب می میرد. "

 

از این همه شور و احساس لذت می برم

 

بلند شد صورت داغ شده جوان را بوسید و گفت: از این همه شور و احساس لذت می برم. چه باك! انقلاب نگرانی دارد، خستگی دارد، خطر دارد اما پس شما جوانان چه كاره اید؟


منابع:

كتاب صد دقیقه تا بهشت - مجید تولایی

خبرگزاری فارس

تهیه و تنظیم: عبداله فربود، گروه حوزه علمیه تبیان