دیروز، روز جهانی کودک بود، روزی که آغاز هفته ای به همین نام است. روزی که همه توقع دارند فقط رنگ ببینند و نور و برنامه های ویژه کودکان، اما درست برعکس خبرهایی می شنویم که به ما نشان می دهد جامعه چقدر برای بچه های کوچک نا امن است.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

خاطره خونبار روز جهانی کودک


دو روز پیش، روز جهانی کودک بود، روزی که آغاز هفته ای به همین نام است. روزی که همه توقع دارند فقط رنگ ببینند و نور و برنامه های ویژه کودکان، اما درست برعکس خبرهایی می شنویم که به ما نشان می دهد جامعه چقدر برای بچه های کوچک نا امن است.

پله برقی و سقوط کودکان

دو روز پیش، روز جهانی کودک بود، روزی که آغاز هفته ای به همین نام است. روزی که همه توقع دارند فقط رنگ ببینند و نور و برنامه های ویژه کودکان، اما درست برعکس، در همین روز از یک طرف مسئولان بهداشتی کشور آمار بالای کودک آزاری را اعلام می کنند و از طرف دیگر خبرهایی می شنویم که به ما نشان می دهد جامعه چقدر برای بچه های کوچک نا امن است.

 خبری که همزمان با شروع هفته کودک اعلام می شود یعنی سقوط 21 کودک شش ساله از یک پله برقی در مشهد. حتی تصور این حادثه دشوار است مخصوصا برای کسانی که خودشان بچه ای در همین سن و سال داشته باشند. نکته ای که ناراحتی هر شنونده ای را بیشتر می کند این است که بچه هایی که حادثه دیده اند قرار بوده به همراه مربی شان به برنامه ویژه روز کودک بروند برنامه ای که آرزو می کنند هرگز به آن نمی رفتند.

البته این اتفاق آنقدر برای ما عجیب نیست چون هر چند وقت یک بار خبرهایی درباره بلاهایی که بی توجهی ما آدم بزرگ ها بر سر بچه ها می آورد می شنویم، از موارد کودک آزاری های فجیع گرفته تا ماجرای کشته شدن تعدای از بچه ها در برنامه کودکانه خاله شادونه در خرم دره. سوال این است که تا کی بچه ها باید قربانی بی توجهی دست جمعی خانواده ها و مسئولان باشند؟  

دکتر نسرین مغانی، روانشناس کودک به تبیان می گوید: «در وهله اول  باید تا حد امکان از بروز چنین اتفاقاتی برای بچه ها جلوگیری شود، ما باید بدانیم که نحوه برخورد و مراقبت از کودک با بزرگترها متفاوت است

ترسی که در کودک جوانه می زند

در رابطه با این اتفاق باید به چند نکته اشاره کرد یکی این که نباید مثل هر اتفاق دیگری با آن به عنوان حادثه ای که پیش آمده و حالا تمام شده است برخورد کنیم چون تبعات روانی که این ماجرا برای بچه ها دارد در بعضی موارد آنقدر ماندگار است که ممکن است تا مدت ها آن را از یاد نبرند.

پله برقی و سقوط کودکان

دکتر نسرین مغانی، روانشناس کودک به تبیان می گوید: «در وهله اول  باید تا حد امکان از بروز چنین اتفاقاتی برای بچه ها جلوگیری شود، ما باید بدانیم که نحوه برخورد و مراقبت از کودک با بزرگترها متفاوت است. مثلا در مورد همان اتفاقی که برای بچه ها در برنامه خاله شادونه افتاد اگر به جای بچه ها، بزرگسالان در آن سالن بودند مطمئنا کسی کشته نمی شد چون یک فرد بزرگسال می داند در مواقع خطر چطور خودش را نجات بدهد و چه رفتاری داشته باشد اما یک کودک در این مواقع آنقدر وحشت زده می شود که توان هر برخورد منطقی را از دست می دهد و حتی ممکن است به خاطر همین وحشت بیشتر خود را در معرض خطر قرار بدهد.

بنابراین وقتی کسانی تصمیم می گیرند برنامه ای ویژه کودکان برگزار کنند و یا آنها را برای شرکت در برنامه ای به جایی منتقل کنند باید دانش برخورد و مدیریت کودکان را داشته باشند. البته اینها فقط مثال است و برای هر کار دیگری که با کودک در ارتباط است نیاز مبرم به کارشناس وجود دارد.

ما نمی گوییم با هر ده تا کودک یک کارشناس ارشد روانشناسی کودک همراه کنید بلکه حداقل کسی را که همراه  آنها می فرستید آنقدر توجیه شده باشد که بداند 21 بچه شش ساله را نباید همزمان سوارپله برقی کرد. اصلا مگر پله برقی چند پله دارد؟ وقتی این خبر را شنیدم با خودم گفتم لابد هر چند نفر را روی یک پله سوار کرده اند که این یعنی اشتباه ترین کار ممکن. چون ما می بینم که خیلی از بچه ها در حالت عادی از پله برقی می ترسند و ممکن است روی آن کمی ناآرامی داشته باشند و اینکه یکی از آنها بلغزد و روی دیگری بیفتد، مطمئنا با کمی توجه قابل حدس بوده است.»

ما نمی گوییم با هر ده تا کودک یک کارشناس ارشد روانشناسی کودک همراه کنید بلکه حد اقل کسی را که همراه  آنها می فرستید آنقدر توجیه شده باشد که بداند 21 بچه شش ساله را نباید همزمان سوارپله برقی کرد

دکتر مغانی ادامه می دهد: «مسئله ای که لزوم توجه و مراقبت از کودکان را بیشتر می کند این است که بچه ها خیلی تاثیر پذیر هستند. یعنی اگر چنین اتفاقی برای یک فرد بزرگسال بیفتد ممکن است بعد از یکی دو روز از شوک بیرون بیاید و فقط از آن اتفاق به عنوان خاطره ای بد یاد کند اما در مورد کودکان اینطور نیست و ممکن است چنین اتفاقاتی برای آنها آثار سوء بلند مدت داشته باشد. ما موارد زیادی را دیده ایم که شخصی سالها ترس از ارتفاع یا آب دارد وقتی در مشکلش دقت می کنیم می بینیم به خاطر اتفاقی بوده که در کودکی برایش افتاده است.

پله برقی و سقوط کودکان

در این مورد انجام دو کار ضروری است یکی اینکه تا جای ممکن از بروز چنین اتفاق هایی جلوگیری کنیم. یعنی مسائل کودکان را به کسی بسپاریم که از حداقل دانش مربوط به آنها برخوردار باشد. دیگر اینکه بعد از این اتفاق کودک را به حال خودش رها نکرده و به دلداری های سطحی بسنده نکنیم. البته بعضی از بچه ها از توان روانی بالاتری برخوردارند و آسیب کمتری می بینند اما از آنهایی که حساس تر هستند غافل نشویم. ممکن است هر خانواده توان مالی مراجعه به روانشناس کودک را نداشته باشد، بنابراین من پیشنهاد می کنم مهد کودکی که مسئولیت بچه ها را داشته است از چند روانشناس متخصص کمک بگیرد تا با برنامه های کاملا کودکانه تاثیر این حادثه را بر بچه ها کم کند.»

جدا از حرف هایی که دکتر مغانی درباره تاثیرات این حادثه بر ضمیر و روان کودکان می زند این موضوع از جنبه اجتماعی و تاثیراتی که روی احساس امنیت خانواده ها می گذارد هم قابل بررسی است چرا که به اعتقاد خیلی از کارشناسان احساس ناامنی از خود ناامنی خطرناکتر است. بنابراین نباید به راحتی از کنار این اتفاقات گذشت بلکه باید با ریشه یابی و ارائه و اجرای راه حل های درست از تکرار آنها جلوگیری کرد.

فاطمه رجبی

بخش اجتماعی تبیان