تنها کتابی که با جرأت می توان آن را به آن حضرت منسوب داشت، رساله
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

بررسی تألیفات و نگارش های امام رضا علیه السلام / 3


برخی از مورخان و تذکره‎نویسان، از حضرت رضا علیه السلام به جز احادیث و اخباری که از آن حضرت نقل کرده‎اند، تألیفاتی را نیز ذکر کرده‎اند، هر چند صحت انتساب آنها به امام نیازمند ادله کافی است که برخی از آثار نامبرده فاقد آن است. ولی شماری از جزوات و رساله‎ها، که با دلایل و قراین قوی‎تری به آن حضرت منتسب می‎باشد، در این جا معرفی می‎شوند.


3- صحیفة الرضا

از دیگر کتاب‎های منتسب به امام رضا علیه السلام در نزد علمای مشهور ما ثابت نشده است؛ هر چند، در مستدرک الوسائل آمده که این، از کتاب‎های معروف و مورد اعتمادی است که هیچ کتابی از نظر اعتبار وثوق - چه پیش از تصنیف آن و چه بعد - به پایه آن نرسیده است و ما نمی‎دانیم احکامی را که صاحب مستدرک در این گونه موارد صادر می‎کند، تا چه حد با حقیقت مطابقت دارد. شگفت این است که مجلسی در مقدمه بحارالانوار آورده است: این صحیفه با همه شهرتی که دارد، از جمله مراسیل است، نه مسانید.

بررسی تالیفات امام(ع) / 3

سیدمحسن امین عاملی در اعیان الشیعه، برای این صحیفه به استناد نسخه‎هایی از آن - که شیخ عبدالواسع یمانی زیدی از یمن برای او آورده و در دمشق آن را به چاپ رسانده است - اسنادی برای آن ذکر کرده است. همچنان که در برخی از نسخه‎های این صحیفه، سند آن به ابوعلی طبرسی نسبت داده شده است، ولی مرحوم مجلسی می‎گوید: این، نزد ما ثابت نیست. در مستدرک می‎گوید: این، نزد ما ثابت نیست. در مستدرک می‎گوید: نویسنده فاضل میرزا عبدالله افندی در ریاض العلما، طرق اسناد آن را جمع‎آوری کرده و گفته است: در شهر اردبیل، نسخه‎ای از این صحیفه را مشاهده کردم و در آغاز آن، سندش بیان شده بود. سپس، سند را ذکر می‎کند، اما اسنادی که بیان داشته، از نظر رجال، خالی از مناقشه نیست؛ به هر حال، روایتی است که به ثبوت نرسیده است و محتوای آن برای اثبات احکام شرعی صلاحیت استدلال ندارد.

در این باره، کافی است بدانیم که علما و محققان بزرگ گذشته ما، از اعتماد به این کتاب اعراض کرده و به صدور آن از امام وثوق نیافته‎اند؛ بنابراین، دلیلی وجود ندارد که ما آن را از افادات علمی و تألیفات امام رضا علیه السلام به شمار آوریم.

4- کتاب محض الاسلام

از دیگر مۆلفاتی که به امام رضا علیه السلام نسبت داده شده، کتاب محض الاسلام و شرایع الدین است. شیخ صدوق، در عیون اخبار الرضا، آن را از فضل بن شاذان نقل کرده است؛ لیکن، فضل بیان نکرده که امام آن را به خواهش مأمون تألیف فرموده است. (4)

آنچه از ملاحظه رجال سند این کتاب، حاصل می‎شود، عدم وثوق درباره انتساب آن به امام رضا علیه‎السلام است، زیرا برخی از رجال آن معتبر نیستند. علاوه بر این، دارای اسلوبی مضطرب و غیر منسجم و تعبیرات ناموزونی است که بعید به نظر می‎رسد، نوشته شخص امام باشد؛ همچنین، مشتمل بر احکام چندی است که التزام به آنها در مذهب ما ثابت نشده است.

این دلایل، ما را به این اعتقاد که این رساله، نوشته و تألیف امام رضا علیه السلام نیست نزدیک می‎گرداند؛ به علاوه، این کتاب، خلافت مأمون و اسلاف او را باطل شمرده و آنها را به گمراهی و دوری از حق و هدایت توصیف کرده و امامان حق را صریحاً به ائمه دوازده‎گانه منحصر ساخته است. همچنین، در این رساله، آنچه را ائمه علیهم السلام در تمام طول تاریخ زندگی خود بدان پایبند بوده‎اند، ترک کرده و این، خود، نشانه عدم صحبت انتساب آن به امام است.

از احتمالات چندی که درباره این کتاب داده‎اند، به نظر می‎آید، این رساله، مجموعه فتواهای یکی از علماست که مشتمل بر نظریات او در شۆون اعتقادی و تشریعی است و اسلوب رساله و سبک ناموزون آن در تنظیم و ترتیب مطالب و ذکر برخی احکام شاذّ و نامقبول، دلایل این نظریه و مۆکد آن به شمار است.

5- پاسخ مسائل ابن سنان

برخی، پاسخ‎های امام رضا علیه السلام به پرسش‎های ابن سنان را از مۆلفات آن حضرت به شمار آورده‎اند، ولی این درست نیست و نمی‎توان این پاسخ‎ها را به منزله تألیفی از امام دانست؛ زیرا، در این صورت، لازم می‎آید که پاسخ‎های آن حضرت به مسائل افراد بسیار دیگر - در زمینه انواع علوم و معارف نیز تألیفی از آن حضرت به شمار آورده شود.

6- علل ابن شاذان

بررسی تالیفات امام(ع) / 3

کتاب علل را که ابن شاذان ذکر کرده و برخی، آن را از تألیفات امام رضا علیه السلام دانسته‎اند، نمی‎توان نوشته امام دانست؛ به سبب این که، کتاب مذکور را ابن شاذان خود تنظیم کرده و مطالب آن را از سخنان و پاسخ‎های حضرت رضا علیه السلام به پرسش‎های او درباره علل شرایع، فراهم آورده است. ابن شاذان، در این کتاب، علل را به صورت اشکال و پاسخ‎ها را به صورت حل عرضه می‎کند و معلوم نیست آیا نصوصی را که ذکر کرده عین حروف و الفاظ امام است؟ و چه بسا با حفظ غرض و مقصودی که امام در بیان خود داشته‎اند. در الفاظ تصرف کرده و آنها را به سبک خاص خود درآورده و عرضه داشته باشد.

سخن پایانی

از بررسی صادقانه و صریحی که ما درباره صحت انتساب برخی مۆلفات به امام رضا علیه السلام انجام دادیم، آشکار می‎شود، تنها کتابی که با جرأت می‎توان آن را به آن حضرت منسوب داشت، رساله ذهبیه در طب است که آن را به خواهش مأمون خلیفه عباسی مرقوم فرموده است.

اشکالی ندارد اگر بگوییم مۆلفات دیگر را به این سبب به آن حضرت نسبت داده‎اند که این تألیفات حامل نظریات و افکاری است که امام در پاسخ پرسش کنندگان و کسانی که خواسته‎اند از سرچشمه زلال دانش آن حضرت کسب فیض کنند بیان فرموده‎اند. آشکار است که ارزیابی‎ها و ایرادهای ما، تنها در جهت صورت و ترکیب این کتابهاست نه محتوا و مدلول آنها.


پی نوشت :

4- عیون اخبار الرضا، ج 2، ص121.

منبع: گلستان قرآن

بخش حریم رضوی