چشمان او طلوع هزاران سپیده بود هرگز زمانه دست رد از او ندیده بود از این و آن سراغ نشانیش میگرفت هر کس که از کرامت آقا شنیده بود
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

حیف از جوانیش

امام جواد

چشمان او طلوع هزاران سپیده بود

هرگز زمانه دست رد از او ندیده بود

از این و آن سراغ نشانیش میگرفت

هر کس که از کرامت آقا شنیده بود

باب المراد خانه ی او منتهای جود

او را خدا شبیه خودش آفریده بود

حیف از جوانیش که جوانمرگ میشود

یک زن بساط قتل درآن خانه چیده بود

افتاده بر دلم که دگر  رفتنی شده

از بس که زهر  بال و پرش را  تکیده بود

لبهای ملتمس شده از هرم تشنگی

باهرنفس نفس که بریده بریده بود.....

آب از کویر می طلبید و به پشت در

او با کنیزکان حرم کل کشیده بود

در بین رقص و هلهله بغض  نگاه  او

چشم انتظار مادر قامت خمیده  بود

از لا بلای خاطره ها پرکشید و رفت

پای سری که بر روی نی آرمیده بود

شد سایه سار او پر و بال کبوتران

اما به یک بدن سم مرکب رسیده بود

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


هاشم طوسی

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .