سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
در 1760 خانواده کالینز برای گسترش فعالیت‌های اقتصادی خود به آمریکا سفر کرده و در شهر مین به تجارت ماهیگیری مشغول می شوند . ثروت خاندان کالینز رفته رفته افزایش یافته و بعد از 15 سال ملک بزرگ کلین وود را احداث می کنند . اما پس از مدتی اوضاع تغییر کرده و کی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

سایه های تاریک بر چهره سینما

نگاهی به فیلم « سایه های تاریک »


در 1760 خانواده کالینز برای گسترش فعالیت‌های اقتصادی خود به آمریکا سفر کرده و در شهر "مین" به تجارت ماهیگیری مشغول می شوند . ثروت خاندان کالینز رفته رفته افزایش یافته و بعد از 15 سال ملک بزرگ کلین وود را احداث می کنند . اما پس از مدتی اوضاع تغییر کرده و کینه و نفرت بر خاندان کالینز سایه می افکند . بارناباس به دلیل علاقه ای که به جوزت دارد قلب جادوگری بنام آنجلیک را می شکند . آنجلیک نیز پدر و مادر بارناباس را کشته و جوزت و بارناباس را طلسم می کند . جوزت تحت تاثیر طلسم خودکشی کرده و بارناباس نیز به یک خوناشام تبدیل می شود ...


فیلم « سایه های تاریک »

جز اطمینان به فانتزی بودن ، این فیلم را نمی توان به هیچ یک از ژانرها و گرایشات سینمایی نسبت داد . ظاهرا تیم برتون خواسته است فیلمی در قالب ترکیب شده دو گونه کمدی و ترسناک بسازد و به همین علت است که در برخی رسانه ها برای معرفی این فیلم عبارت کمدی – ترسناک به کار رفته است ولی بجرات می توان گفت که سایه های تاریک نه ترسناک است و نه کمدی و تا پایان فیلم قرار است تلاش بی هدف و بی ثمر کارگردانی را شاهد باشیم که می خواهد با استفاده از برخی عناصر مورد علاقه خود همچون خانواده ، عشق ، مرگ ، دنیای اموات و رجعت به عالم زندگان ( که برای تماشاگران آشنا با فیلمهای او کاملا کلیشه ای و تکراری است ) ، فیلمی تازه را ارائه دهد .

در فیلم‌های ترسناک بیننده قرار است از ناشناخته ها ، ناتوانی و از دست دادن عنصری خاص ( غالبا حیات ) به ترسد که این ترس با شخصیت پردازی درست و سعی فیلمساز در ترغیب کردن تماشاگر به همذات پنداری با شخصیت مصیبت زده ایجاد می شود ؛ و متاسفانه در این فیلم عناصر ذکر شده یا وجود ندارند و یا به درستی به آنها اشاره نشده است . به عنوان مثال هیچ چیز ناشناخته ای برای ترسیدن در فیلم وجود ندارد و یا بیننده بدلیل آگاهی به این نکته که شخصیت اصلی فیلم (بارناباس) همه چیزش ( خصوصا معشوق خود ) را در گذشته از دست داده و حیات او نیز در اثر خوناشام شدن جاودان گشته است و دیگر چیزی را برای از دست دادن ندارد ، لزومی در نگرانی از وقایع در خود نمی بیند . و از همه مهمتر شخصیت بارناباس و کل خانواده کالینز بدلیل پرداخت ضعیف هیچ جذابیتی برای همذات پنداری نداشته که حال بیننده به خواهد از رخدادهای مصیبت بار برای آنها نگران باشد .

حال اگر بخواهیم از منظر کمیک به این فیلم توجه کنیم ، با صراحت می توان از این فیلم به عنوان یک فاجعه و نقطه ای تاریک در کارنامه تیم برتون یاد کرد . فقط کودکی که از سندرم داون رنج می برد ممکن است به صحنه ها و لحظات به شدت تکراری و نخ‌نما شده این فیلم بخندد .

با آنکه موقعیت مکانی قصه خصوصا لوکیشن خانه کالینز (کالین وود) فرصت خوبی را برای ایجاد ترس برای فیلمساز فراهم آورده ولی او حتی در سکانس درگیری آنجلیک و خانواده کالینز در انتهای فیلم نیز از این فرصت استفاده نکرده است تنها صحنه ای که از خانه بسیار قدیمی کالینز استفاده شده صحنه ورود ویکتوریا به محوطه خانه است که طی دو نمای های‌انگل و لوانگل ، حقارت ویکتوریا و ابهت خانه نشان داده می شود ولی در مجموع می توان گفت هیچ وحشتی در فیلم وجود ندارد

حال اگر بخواهیم از منظر کمیک به این فیلم توجه کنیم ، با صراحت می توان از این فیلم به عنوان یک فاجعه و نقطه ای تاریک در کارنامه تیم برتون یاد کرد . فقط کودکی که از سندرم داون رنج می برد ممکن است به صحنه ها و لحظات به شدت تکراری و نخ‌نما شده این فیلم بخندد . زمانیکه بارناباس بعد از حدود دویست سال به دنیای زندگان باز می گردد این تصور بوجود می آید که قرار است از تضادی که بین شخصیت بارناباس و تعلق و وابستگی به گذشته ، و دیگر اشخاص بازی که در قرن بیستم زندگی می کنند ، لحظات کمیک خوبی بوجود آید ولی هیچ موقعیت جدیدی در فیلم وجود نداشته و فیلمساز صرفا به شوخی های بسیار تکراری و قدیمی بسنده کرده است . به عنوان مثال می توان به تعجب بارناباس از مشاهده برنامه تلویزیونی اشاره کرد . تکراری بودن موقعیت ها موجب شده است « سایه های تاریک » از مهمترین عنصر مشترک فیلم‌های کمدی و ترسناک یعنی غافلگیری کاملا بی بهره بوده که این مطلب بزرگترین ضربه را به فیلم وارد کرده است .

فیلم « سایه های تاریک »

تنها نکته قابل توجه فیلم بیان صریح و بی پرده نگاه فیلمساز از زبان ویکتوریا به دنیا و جهان بینی بسیار مضحک و ابلهانه تیم برتون است . در انتهای فیلم ویکتوریا تحت تاثیر جادوی آنجلیک همانند جوزت می خواهد خودکشی کند . در همین لحظه بارناباس سر رسیده و جلوی او را می گیرد سپس به او می گوید " فکر کردم از دست دادمت! " ویکتوریا جواب می دهد " من رو از دست دادی ، (چراکه ) من تو روشنایی زندگی می کنم و تو توی سایه ها . من سنم زیاد میشه و میمیرم ولی تو جاودانی " . البته این تفکر فانتزی و بسیار احمقانه که با تمام قوانین علمی و فلسفی کاملا در تضاد است نیز مسئله جدیدی نبوده و در بسیاری از فیلمهای تیم برتون و ژانر وحشت وجود دارد . حال اینکه چطور سایه ها جاودان و نور و روشنایی زوال پذیر است سوالی ست که باید تیم برتون و همفکران او پاسخ دهند .

Dark Shadows

سایه های تاریک

محصول 2012

هنرپیشگان : جانی دپ ، اوا گرین ، میشل فایفر

کارگردان : تیم برتون

 

بخش سینما و تلویزیون تبیان


منبع:سینمای ایران