سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
تلویزیون را می توان عنصر ناامنی اجتماعی دانست چرا که اخلاق آدمی را تحت شعاع قرار می دهد و دوران کودکی، که یکی از مهمترین دوره های شکل گیری شخصیت است را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : مریم پناهنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

تلویزیون و ایجاد ناامنی اخلاقی


تلویزیون را می توان عنصر ناامنی اجتماعی دانست چرا که اخلاق آدمی را تحت شعاع قرار می دهد و دوران کودکی، که یکی از مهمترین دوره های شکل گیری شخصیت است را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد.


تلویزیون

یکی از مهمترین اهداف و مأموریت حکومت اسلامی تأمین امنیت شهروندان و مقابله با عوامل تهدید و تعرض به جان، مال، آبرو و ناموس آنان است. امنیت از نظر حضرت علی (علیه السلام) اولاً ضرورتی برای زندگی مادی و طبیعی انسان است ثانیاً مهمترین عامل تأمین آسایش و خوشی در حیات مادی است و فقدان امنیت نه فقط به حیات متعالی معقول و معنوی انسان صدمه می زند بلکه او را از داشتن یک زندگی مادی و طبیعی نیز محروم میکند.

بنابراین درباره ناامنی اجتماعی باید گفت وضعیتی است که در آن ذهن و دل افراد از تهدیدات مختلف دچار دغدغه و نگرانی می شود. یکی از مواردی که نتیجه عدم امنیت اجتماعی است مورد تهاجم قرار گرفتن اخلاق آدمی است. آنچه در ادامه می آید خطاب به کلیت موضوع رسانه بوده و در صدد نقد و انتقاد از جامعه خاص نمی باشد.

عوامل ناامنی:

عامل تهاجم یا تعرض کننده به وجود آدمی که شامل روح و جان و جسم او نیز می گردد ممکن است انسان باشد یا حیوان و یا طبیعت و یا وضعیت خاص اجتماعی، بنابراین رعد و برق و زلزله اگر باعث اضطراب شود عامل ناامنی به حساب می آید. سارق، قاتل و مست و معتاد که متعرض جان و مال و نوامیس افراد هستند عامل ناامنی به حساب می آیند.

 

رسانه (تلویزیون) و عدم امنیت

در قرن حاضر یکی از عوامل سلب امنیت اجتماعی را رسانه ها می توان دانست. گفتیم که یکی از اهداف امنیت اجتماعی را حفظ آدمی از تعرض به روح و جان او دانستیم و رسانه به عنوان یک وسیله ارتباط جمعی با اندیشه و فکر آدمی و در کل با روح انسان سرکار دارد.

 بنابراین در صورت عدم استفاده بهینه می تواند یکی از عوامل ضد امنیت اجتماعی به حساب آید چرا که این رسانه است که اخلاق آدمی که جلوه گر روح و ساختار فکری اوست را به نمایش می گذارد را تحت الشعاع قرار داده و به او جهت گیری خاصی می دهد.

مجری یک برنامه تلویزیونی را در نظر آورید که تحصیلاتش را به پایان نبرده بی خبر از ارزش های اخلاقی و بی تعهد به آنها، تنها هدفش رسیدن به شهرت و ثروت است. با تمام این خصوصیات چنین فردی اجازه پیدا می کند در مقابل چندین میلیون بیننده اظهار فضل نماید و افراد را در سنین مختلف تحت تأثیر قرار داده و آرمانهای نادرست را برایشان ترسیم کند

رسانه و تخریب اخلاق انسانی

در فوریه 1993 در شهر لیورپول انگلستان حادثه ایی بی سابقه روی داد. دو کودک ده و یازده ساله طفل دو ساله ای را بردند و بدون هیچ دلیل مشخصی به قتل رساندند تصاویر این دو کودک و حدس و گمان هایی که درباره انگیزه های این قتل طرح شد تمام  جزیره را فراگرفت.

این رویداد نگاه ها را متوجّه تلویزیون و تبعاتی کرد که ناشی از نمایش صحنه های خشن در آن بود. امروزه در سال 2012میلادی این رویدادها دیگر برایمان عجیب نیست چرا که هر روز شاهد تعداد کثیری از این وقایع هستیم و اغلب چشمانمان را بر روی علت حقیقی این مسئله می بندیم و با چشمانی بسته چشم و دلمان را به رسانه های جمعی و اهداف خوب یا بدشان بدون اینکه کمی به اثرات مخرّب و یا سازنده آن توجه داشته باشیم می سپاریم.

 

تلویزیون و نقش تربیتی

نقش تربیتی را در مورد تلویزیون نمی توان نادیده گرفت . همانطور که کودک از رفتار والدین و اطرافیان خود تأثیر می پذیرد، نمی توان تأثیرگذاری رسانه بر کودک و حتی افراد بزرگسال را نادیده گرفت. آنچه حائز اهمیت است و نمی توان نقش آن را نادیده گرفت حوزه تربیتی رسانه علی الخصوص تلویزیون است.

 دوران کودکی دورانی است که شخصیت کودک در حال شکل گیری است لذا شرایط و محیط تأثیر به سزایی در شکل گیری شخصیت انسان دارد. در باب اهمیت تربیت در دوران کودکی و نوجوانی حضرت در نامه ای خطاب به فرزند گرامیشان اینگونه می فرماید: همانا دل نوجوان مانند زمین خالی است که  هر چه در آن افکنده شود آن را می پذیرد. از این رو من پیش از آنکه دلت سخت گردد و خردت مشغول شود به تأدیب و تربیت تو شتافتم. تصمیم به تأدیب تو گرفتم که ادب را در حالی از من بپذیری که در بهار زندگی هستی و رو به سپری کردن عمر و آینده روزگار می روی و دارای نیتی سالم و نفس صاف و پاک هستی. ( نهج البلاغه نامه 31 ) 

تربیت

تربیتی به سبک تلویزیون

امروزه مدارس با تمام فرازو فرودها و نقص ها و کاستی هایشان عهده دار تعلیم، و نه تنها تعلیم بلکه تربیت کودک هستند و در این میان مربی دیگری قدم به عرصه گذاشته به نام تلویزیون که در هر لحظه در حال تربیت و شکل دهی به اخلاق و روحیه فرزندانمان می باشد که در آستانه شکل گیری شخصیت هستند و این نقش را چه سازنده ایفا می کند، دوبله کردن کارتون ها و انیمیشن هایی که با اهدافی خاص ساخته شده تا به مقاصدشان برسند؛ کارتون هایی که علاوه بر بار معنایی مخرّبی که دارند هیچگونه سازگاری با روحیات کودکانه نداشته و صرفاً جهت اهداف بلند مدت ساخته شده اند.

برنامه هایی که با پخش موسیقی های چنین و چنان به بهانه شاد و جذاب کردن برنامه هایشان گرایش کودک را به موسیقی بیشتر و بیشتر می سازند و در ادامه بلوغ زودرس کودکان که یکی از علل آن را می توان تماشای فیلم ها و سریال ها و برنامه ای دانست که مناسب کودکان نبوده و با تماشای آن کودک به مسائلی شناخت پیدا می کند که مقتضی سن او نبوده و در آخر بروز فجایع و روابط نامشروعی که هر روز بیشتر از پیش گرایش افراد در سنین پایین تر بدان بیشتر و بیشتر می شود.

و این جعبه جادویی با اهداف تجاری جهت جذب مخاطب بیشتر و به اصطلاح اهداف فرهنگی هنوز مدیریت درستی را نتوانسته ایفا کند و در نهایت اینکه غالب فرستنده های تلویزیونی به خصوص شبکه های خصوصی تلویزیون را از منظر تجاری ملاحظه می کنند و در این میان غایت تربیتی مدّنظر آنها نیست و بلکه بیشتر از هر چیز سرگرم کردن آنها را مدّنظر دارند.

در قرن حاضر یکی از عوامل عدم امنیت اجتماعی را رسانه ها می توان دانست. گفتیم که یکی از اهداف امنیت اجتماعی را حفظ آدمی از تعرض به روح و جان او دانستیم و رسانه به عنوان یک وسیله ارتباط جمعی با اندیشه و فکر آدمی و در کل با روح انسان سرکار دارد بنابراین در صورت عدم استفاده بهینه می تواند یکی از عوامل ضد امنیت اجتماعی به حساب آید چرا که این رسانه است که اخلاق آدمی که جلوه گر روح و ساختار فکری اوست را به نمایش می گذارد را تحت الشعاع قرار داده و به او جهت گیری خاصی می دهد

تلویزیون واسطه ی نامناسب برای انتقال فرهنگ

در قابلیت تلویزیون برای اهداف فرهنگی و تربیتی و توسعه هنر و علم و انتقال انگیزه و ایجاد روحیه خوب شکی نیست امّا نکته در اینجا چیز دیگری است. معلمانی که در مدارس مشغول به آموزش هستند، دوره های آموزشی خاص را پشت سر گذاشته تا این وظیفه خطیر را به عهده گیرد و در این میان معلمی را معلم خوب می نامیم که به تکالیف و رسالات تربیتی خویش آگاه باشد ودر عملی ساختن آن توانا.

در این میان مجری یک برنامه تلویزیونی را در نظر آورید که تحصیلاتش را به پایان نبرده بی خبر از ارزش های اخلاقی و بی تعهد به آنها، تنها هدفش رسیدن به شهرت و ثروت است. با تمام این خصوصیات چنین فردی اجازه پیدا می کند در مقابل چندین میلیون بیننده اظهار فضل نماید و افراد را در سنین مختلف تحت تأثیر قرار داده و آرمانهای نادرست را برایشان ترسیم کند.

 

بی کفایتی کارگزاران علّت اثرات سوء تلویزیون

همین تلویزیون را می توان عنصر نا امنی اجتماعی دانست چرا که اخلاق آدمی را تحت شعاع قرار می دهد و دوران کودکی، که یکی از مهمترین دوره های شکل گیری شخصیت است را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد. امّا تصدی امور صدا و سیما و رسانه های ملی را افرادی باید در دست گیرند که مجموعاً صلاحیت و اهلیت لازم را داشته باشند.

تلویزیون را می توان همچون جامعه ای علمی چون مدرسه و دانشگاه در نظر گرفت که امر خطیر آموزش و تربیت را برعهده دارد لذا باید اساتید برجسته در آن مشغول به کار بوده و رئیس این مرکز نیز فردی مدبّر و اخلاق مدار باشد.

حضرت علی علیه السلام در شرح غرر الحکم ج 5 می فرمایند: هر که خوش کفایت باشد و امور را نیکو اداره کند سزاوار زمامداری است. و همچنین می فرمایند: ای مردم سزاوارترین اشخاص به خلافت آن کسی است که در تحقق حکومت نیرومندتر و در آگاهی ا فرمان خدا داناتر باشد.( نهج البلاغه خطبه 173) ازمیان مردم کسانی را به کارگذاری انتخاب کن که تجربه دارند. ( همان نامه 53 )

                                                                                                                                              مریم پناهنده

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منابع:

1. نهج البلاغه ترجمه دشتی

2.تدابیر و سیره امام علی (علیه السلام) درتأمین امنیت اجتماعی / قاسم واثقی

3.داوری اخلاقی / هکتور زاگان ، خوزه گالیندور / دکتر احمد علی حیدری

4. شرح غرر و درر آمدی ج 5 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین