سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
چه بهشتی می شد دنیا برای ما انسان ها اگر حرف شنو بودیم و به ندای قوه ی عاقله گوش می کردیم، نیرویی که هر عاقل آن را دارد.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

به خاطر آن نماز وحشت‌ها خدا مرا آمرزید!

 


همه ی مردم دنیا اتّفاق می کردند که عقل (نه غرایز و امیال و شهوات) حاکم باشد ولو به این منتهی شود که عاقل را حاکم کنند، دنیا برای آن ها بهشت می شد و همگی در آسایش و امنیّت و راحتی به سر می بردند.


ایمان

در نزد اولیای دین روی سفید نداریم!

گویا کفّار ما را از انبیا و ائمه علیهم السّلام و علما ترسانده اند که مبادا آنها دنیای ما را از بین ببرند، غافل از این که آنها استاد کار و خبیر و دانا هستند و این کفّارند که مانع دنیا و آخرت ما شده اند.

از پیشِ خود گفتیم: این واجب نیست و این حرام نیست و ترک و فعل کردیم و حال در چنگال گرگ ها گرفتار شدیم، بلکه فقط به واجب و حرام هم اکتفا ننمودیم؛ لذا در نامه  ها و صفحات اعمال خود نزد اولیای دین، روی سفید نداریم.

آیا ایذای مسلمان و هتک حرمت او از گناهان کبیره نیست؟! اذلال اهل ایمان از محرّماتی است که شاید اسمش در میان کبایر ذکر نشده ولی خدا می  داند که چه عقوبتی دارد.

در روایت قلب مۆمن به کعبه تنظیر شده است، آیا می شود انسان قلب مۆمن را بشکند و متأثّر و خونی کند، و به مۆمن بی گناهی در مجلسی بی جهت اهانت کند، و آبرو و جاه و مال او و... را از بین ببرد، و این کار او گناه کبیره نباشد؟! البته گاهی جا دارد و حسابی است و آن عیب ندارد، ولی اگر این کار را بی  جهت بکند چه طور؟

 

چه بهشتی می شد دنیا اگر...

چه کنیم تا در برابر نعمت های خدا سپاسگزار باشیم؟ چگونه انسان این همه نعمت الهی را بر خود نقمت و عذاب می کند؟

خداوند سبحان می فرماید: «أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ بَدَّلُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ کُفْرًا وَ أَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ. آیا ندیدی کسانی را که نعمت خدا را به کفران و ناسپاسی مبدّل نمودند، و قوم خویش را در سرای نیستی و نابودی جای دادند.»(سوره ی ابراهیم، آیه ی 28)

چه بهشتی می شد دنیا برای ما انسان ها اگر حرف شنو بودیم و به ندای قوه ی عاقله گوش می کردیم، نیرویی که هر عاقل آن را دارد.

اگر همه ی مردم دنیا اتّفاق می کردند که عقل (نه غرایز و امیال و شهوات) حاکم باشد ولو به این منتهی شود که عاقل را حاکم کنند، دنیا برای آن ها بهشت می شد و همگی در آسایش و امنیّت و راحتی به سر می بردند.

بعد از فوت مرحوم آخوند ملاّفتح علی سلطان آبادی، شخصی او را در خواب می بیند و از حال او می پرسد. آخوند رحمة الله می فرماید: کار من خوب نبود، ولی به واسطه ی همان نماز وحشت ها، خدا ما را آمرزید. سپس از او می پرسد، ما چه کار کنیم؟ می فرماید: 1. حقوق مالی خود را نگذارید تا سر سال بماند، بلکه در همان ماه کارش را تمام کنید و بپردازید. 2. نماز را در اوّل وقت آن بخوانید. 3. به گمانم فرمود: با مردم به انصاف رفتار نمایید

امتیاز انسان از سایر حیوانات به عقل است.

آیا رواست که عقل را مُهْمَل کنیم و از کار بیندازیم و کنار بگذاریم و زندگی را برای خود و دیگران تلخ و ناگوار کنیم؟!

 

به خاطر آن نماز وحشت ها خدا مرا آمرزید

بعد از فوت مرحوم آخوند ملاّفتح علی سلطان آبادی، شخصی او را در خواب می بیند و از حال او می پرسد.

آخوند رحمة الله می فرماید:

کار من خوب نبود، ولی به واسطه ی همان نماز وحشت ها، خدا ما را آمرزید. سپس از او می پرسد، ما چه کار کنیم؟

می فرماید:

1. حقوق مالی خود را نگذارید تا سر سال بماند، بلکه در همان ماه کارش را تمام کنید و بپردازید.

2. نماز را در اوّل وقت آن بخوانید.

3. به گمانم فرمود: با مردم به انصاف رفتار نمایید.

چه بهشتی می شد دنیا برای ما انسان ها اگر حرف شنو بودیم و به ندای قوه ی عاقله گوش می کردیم، نیرویی که هر عاقل آن را دارد

ثبات قدم در دیانت

روزی آقا [آیة الله العظمی بهجت قدس سرّه] در ارتباط با ثبات قدم در دیانت و استمرار پرهیزکاری و تقوا فرمودند:

یکی از علمای بزرگ و اهل معنی شخصی را در صحن مبارک حضرت امیر علیه السّلام دید که از نهایت تواضع و ادب و ذلّت در برابر مقام شامخ ولایت مولی الموحدین ایستاده و چنان سر به زیر و افتاده و خاضع بود که گویی با سر راه می رود.

آن عالم عابد ربّانی پیش آن مرد شریف و بزرگوار که عمرش از هفتاد به بالا بود رفت و از وضع حال و کیفیت زندگی او جویا شد.

آن مرد شریف فرمود: از زمانی که پا به تکلیف گذاشتم تاکنون از روی عمد و دانسته گناه نکرده ام.

البته آن طور مواظبت و دقت و مراقبت این گونه نتیجه را دارد.

 

ما را به درجه مطلوب خود برسان و حفظ کن

ائمه ی ما علیهم السلام خودشان به ما فرموده اند که در این فشارهای آخرالزمان بگویید :

یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک

ولی چه کنیم که به جای دوا، به سوی داء می رویم!

معنای یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک این است که : خدا یا ! همان مرتبه ای را که مطلوب تو است، ما را به همان درجه برسان و بر آن نگهدار.

صراط از همین جا شروع می شود، اگر یک ذرّه انحراف پیدا کنیم، خدا می داند در کجا پرت می شویم.

کسی که کارش خراب است، یا جلو رفته و عقب مانده است و در هر حال اعتدال را رعایت نکرده است. ما که اهلبیت عصمت نیستیم، ولی از خدا می خواهیم که این حدّ اعتدال را به ما عنایت فرموده و برآن ثابت گرداند.

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع :

بیانات آیت الله بهجت

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین