سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
اگر شما آنچه را كه مردگان شما دیده اند مشاهده مى نمودید هراسان و ترسان مى گشتید، و در برابر خداوند گوش شنوا پیدا كرده ، و از او پیروى مى نمودید، ولى آنچه را كه آنان دیده اند از شما پنهان است ، و به زودى پرده از میان شما و آنان به كنار كشیده مى شود...
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

خصوصیات زندگى روح در عالم برزخ 


اگر شما آنچه را كه مردگان شما دیده اند مشاهده مى نمودید هراسان و ترسان مى گشتید، و در برابر خداوند گوش شنوا پیدا كرده، و از او پیروى مى نمودید، ولى آنچه را كه آنان دیده اند از شما پنهان است، و به زودى پرده از میان شما و آنان به كنار كشیده مى شود...

برزخ

خداوند در قرآن کریم در موارد فراوانى به شرح زندگى جهان پس از مرگ و حیات برزخى پرداخته است. از ائمه طاهرین علیهم السلام نیز در این زمینه روایات فراوانى به دست ما رسیده است ، در نهج البلاغه نیز در موارد متعددى به حالات زندگى روح در جهان برزخ اشاره شده ، و احیانا به شرح گوشه هایى از آن حالات پرداخته شده است ، که از آن نمونه است:

1 - فانکم لو عاینتم ما قد عاین من مات منکم لجزعتم و وهلتم و سمعتم و اطعتم و لکن محجوب عنکم ، ما قد عاینوا، و قریب ما یطرح الحجاب ... (1)

اگر شما آنچه را که مردگان شما دیده اند مشاهده مى نمودید هراسان و ترسان مى گشتید، و در برابر خداوند گوش شنوا پیدا کرده ، و از او پیروى مى نمودید، ولى آنچه را که آنان دیده اند از شما پنهان است ، و به زودى پرده از میان شما و آنان به کنار کشیده مى شود...

2 - خطاب به یارانش ، براى تشویق آنان به جهاد در راه خدا فرمود:

فالموت فى حیاتکم مقهورین ، والحیاة فى موتکم قاهرین . (2)

پس مرگ در سایه زندگى پر از تنگی و همراه به فرار از جنگ شما است ، در آن هنگام که دشمن بر شما چیره گردد، و زندگى زندگى حقیقى و جاوید در پناه مرگ یعنى در جهاد و کشته شدن در راه خدا است ، و آن هنگام است که شما بر دشمن چیره شده و پیروزى نصیبتان گردد.

3 - درباره عذاب قبر و سۆال نکیر و منکر فرمود:

تحمله حفذة الولدان ، وحشدة الاخوان الى دار غربته ، و منقطع زورته ، حتى اذا انصرف المشیع و رجع المضجع اءقعد فى حفرته نجیا لبهتة السۆ ال ، و عثرة الامتحان . (3)

...پس راستى چنین است که مرگ تباه کننده لذت هاى شما، و تیره کننده خواسته هاى شما و دور کننده اندیشه هاى شما و دیدار کننده اى نادوست داشتنى و رقیبى چیره ناپذیر و جنایتکارى نامطلوب است ، که دام هاى خود را بر شما افکنده و رنج و مصیبت هاى او گرداگرد شما را فرا گرفته و پیکان تیر آن شما را هدف قرار داده و توانایى و چیرگى او در میان شما بسیار بزرگ و دست درازى او به سوى شما پى در پى و خطاى شمشیر او نسبت به شما اندک است

او انسان را پس از جان دادن در داخل تابوتى نهاده و فرزندان و فرزند زادگان و گروه برادران بر روى دست ها و دوش هاى خود گرفته ، و به خانه تنهایى و غربت ، جایگاهى که راه ملاقات دیگران با او بسته مى شود مى رسانند، تا آن هنگام که تشییع کننده به سوى خانه خود رهسپار، و شخص مصیبت دیده از مرگ او نیز از او جدا گردیده و راه بازگشت را در پیش مى گیرد، در آن هنگام او را در گودال گور او مى نشانند در حالى که از ترس سۆ ال و لغزش در امتحان ، آهسته سخن مى گوید.

آنچه از این سخن به دست مى آید این است که پس از به گور سپردن انسان، فرشتگان سۆال نکیر و منکر مى آیند و از او درباره برخى از باورها و امور زیر بنایى مربوط به دین و مذهب پرسش مى نمایند و به هنگام پرسش او را مى نشانند. ولى بى تردید، این نشاندن در داخل گور، نشاندن پیکر مادى نیست زیرا چنین چیزى با توجه به کوتاهى سقف لحد گور امکان پذیر نیست ، بلکه مراد از آن ، نشاندن یک نوع پیکر برزخى مثالى ، پیکرى مجرد از ماده ، و همانند پیکر مادى است و پس از پایان پرسش ، انسان نادرست بى پاسخ مى ماند و سرانجام او آتش سوزان دوزخ خواهد بود.

امام علیه السلام در ادامه سخن خود، عذاب ها و کیفرهاى آخرت را یاد آور شده است . از اینرو ممکن است کسى این احتمال را بدهد که این کیفرها مربوط به دوزخ و قیامت است و به جهان برزخ ارتباط ندارد از این رو از نقل آنها در اینجا خوددارى شده است .

4 - به عنوان فاصل میان زندگى دنیا و بهشت و دوزخ اینگونه فرمود:

فان الله سبحانه لم یخلقکم عبثا، و لم یترککم سدى ، و ما بین احدکم و بین الجنة اءو النار الا الموت ... (4)

خداوند سبحان شما را بیهوده نیافریده ، و پوچ رها نکرده است، و میان هر یک از شما و بهشت و دوزخ جز مرگ فاصله اى نیست .

حضرت فاطمه

 5- هنگامى که پیکر مطهر بزرگ بانوى اسلام و سرور زنان جهان، حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام را به گور مى سپارد، خطاب به پیامبر صلى الله علیه و آله کلماتى را بر زبان جارى مى نماید، که از آن جمله است :

و ستنبئک ابنتک بتضافر امتک على هضمها، فاءحفها السوال و استخبرها الحال ، هذا و لم یطل العهد، و لم یخل منک الذکر...(5)

...و به زودى دختر تو به تو خبر خواهد داد که امت تو چگونه براى ستم روا داشتن بر او گرد هم آمدند، پس همه آنچه را که بر او گذشته از او بپرس ، و از حال او جویا شو، این همه ستم در حالى است که جدایى تو از این امت چندان به طول نیانجامیده و یاد تو از دل ها بیرون رفته است ...

از این سخنان چنین بر مى آید که پیامبر صلى الله علیه و آله این سخنان على علیه السلام را مى شنیده است زیرا اگر چنین نبود، صدور آنها از على علیه السلام لغو بود، و ساحت آن حضرت از سخنان لغو منزه است ، و نیز چنین بر مى آید که برخى از ارواح با برخى دیگر سخن مى گویند، از این رو على علیه السلام به پیامبر صلى الله علیه و آله عرضه داشت که تا ستم هاى روا داشته شده بر دخترش را از وى پرسش نماید.

مرگ

در آستانه مرگ  

در آستانه مرگ بر انسان چه مى گذرد؟ روح او چگونه از زندان کالبدش ‍ رهایى مى یابد؟ انسان محتضر در این لحظه هاى بسیار حساس و هراس انگیز چه حالتى دارد؟ و به چه چیزهایى مى اندیشد؟ و ده ها پرسش ‍ دیگر که انسان در این دنیا مى خواهد درباره لحظه مرگ خود پیش از فرا رسیدن موعد آن بداند. على علیه السلام در ضمن سخنان خود به برخى از این پرسش ها پاسخ لازم را مى دهد:

1 - در آنجا که از انسان هاى دل بسته به دنیا، و غرق در خواسته هاى نفسانى سخن مى گوید، اینگونه داد سخن مى دهد:...مستى سختى و بى هوشى مرگ و حسرت از دست رفتن دنیا آنان را فرا مى گیرد، اندام هایشان سست ، و رنگ هایشان دگرگون مى شود سپس ‍ مرگ بیش از پیش آنان را در کام خود قرار داده تا آنجا که میان هر یک از آنان که مى میرند و سخن او فاصله مى اندازد توان سخن گفتن را از وى ستانده .... سپس مرگ او را بیشتر در کام خود فرو مى گیرد و به همانگونه که گوش او از کار افتاده ، چشم او نیز بسته مى شود و روح از کالبد او جدا گردیده ، و در میان اهل منزل خود بسان مردارى مى شود، و با ترس و وحشت از اطراف او پراکنده و از نزد او دور مى شوند، نه توانایى بر یارى گریه کننده اى را دارد و نه مى تواند پاسخ خواننده اى را بدهد که او را به خود مى خواند، پس از آن ، پیکر بى جان او را برداشته و به سوى منزلى در زمین به نام گور مى برند و در آنجا او را به عملش وامى گذارند، و از آن پس ‍ رخسارش را نمى بینند. (6)

او انسان را پس از جان دادن در داخل تابوتى نهاده و فرزندان و فرزند زادگان و گروه برادران بر روى دست ها و دوش هاى خود گرفته ، و به خانه تنهایى و غربت ، جایگاهى که راه ملاقات دیگران با او بسته مى شود مى رسانند، تا آن هنگام که تشییع کننده به سوى خانه خود رهسپار، و شخص مصیبت دیده از مرگ او نیز از او جدا گردیده و راه بازگشت را در پیش مى گیرد، در آن هنگام او را در گودال گور او مى نشانند در حالى که از ترس سۆ ال و لغزش در امتحان ، آهسته سخن مى گوید

2 - ...پس راستى چنین است که مرگ تباه کننده لذت هاى شما، و تیره کننده خواسته هاى شما و دور کننده اندیشه هاى شما و دیدار کننده اى نادوست داشتنى و رقیبى چیره ناپذیر و جنایتکارى نامطلوب است ، که دام هاى خود را بر شما افکنده و رنج و مصیبت هاى او گرداگرد شما را فرا گرفته و پیکان تیر آن شما را هدف قرار داده و توانایى و چیرگى او در میان شما بسیار بزرگ و دست درازى او به سوى شما پى در پى و خطاى شمشیر او نسبت به شما اندک است ، سپس نزدیک است که تاریکى ابر تیره اش و دشوارى دردهایش و تاریکى شدید لحظه اى سخت جان ستاندنش و بى هوشى مستى هایش و درد جان گرفتن با عجله اش و تاریک نمودن هاى پى در پى اش و دشوارى و خشکى چشیدنش شما را فرا بگیرد، به گونه اى که گویا ناگهانى بر شما فرود آید و زمزمه شما را فرو خواباند و جمع شما را پراکنده و نشانه هاى شما را پایمال نموده و شهرهاى شما را به تعطیلى کشانیده و وارثان شما را براى تقسیم آنچه را که به ارث گذارده اید برانگیخته است تا آن را در میان دوست ویژه اى که براى شما سودى نداشته و خویشاوند اندوهگینى که مرگ را از تو باز نداشته و خویشاوند دیگرى که از مرگ تو اندوهگین نگردیده است ، تقسیم نمایند. (7)

آنچه نقل شده است تصویر لحظه جان دادن کسانى است که دنیا را براى خود لذت و سعادت و خوشبختى دانسته و تلاش خود را براى بهره گیرى از آن به کار گرفته و آخرت و زندگى بسیار خوب و جاوید بهشت و بهشتیان را به وادى فراموشى بسپارند. ولى در نگاه انسان هاى پارسا و بریده از دنیا، نه تنها مرگ ، چیزى ناخواسته نیست ، بلکه لحظه انتظار دیدار معشوق و پیوستن به معبود است .

 

پی نوشت ها :

1- نهج ، فیض و صبحى ، خ 20.

2- نهج ، فیض و صبحى ، خ 51.

3- نهج البلاغه ، فیض ، خ 82، صبحى ، خ 83.

4- نهج ، فیض ، خ 63، صبحى ، خ 64.

5- نهج ، فیض ، خ 193، صبحى ، خ 202.

6- نهج ، فیض ، خ 108، صبحى ، خ 109.

7- نهج ، فیض ، خ 221، صبحى ، خ 23.

بخش نهج البلاغه تبیان


منبع : کتاب معاد در نهج البلاغه 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین