سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
سجده اگر بدون نیت عبودیت باشد، شرك نیست. سجده ی برادران یوسف و سجده ی ملائکه بر حضرت آدم از این قبیل بوده است.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

نماز زیارت؛ علامت شرک !

آیت الله سید محمد شیرازی(سلطان الواعظین)

در سال 1345 هجری قمری در شهر پیشاور پاکستان مجلس مناظره ای بین تنی چند از علمای اهل سنت و عالم برجسته شیعی سلطان الواعظین شیرازی برگزار گردید که طی آن شش نفر از تجار سرشناس و خوانین با نفوذ پاکستان از عقائد باطل خود دست برداشته و به ریسمان محکم الهی چنگ زدند. این نوشتار بخشی از این واقعه است.

آیا این کار درستی است که برخی از علمای شما، شیعیان را مورد لعن و طعن قرار می دهند؟!

واعظ: فخر رازی در کتاب خود هر جا که از ما یاد می کند می نویسد: « واما الرفضه لعنهم الله » اتفاقاً برای خودم اتفاقی پیش آمد که شنیدنی است. از بیت المقدس عازم دمشق بودم. برای ادای نماز، وارد مسجد جامع شدم. به گوشه ای رفتم و مشغول خواندن نماز شدم. بعد از نماز، متوجه نگاه خشمگین عالمی که مشغول قرائت قرآن بود، شدم. پس ازادای نماز از مسجد خارج شدم. منتظر حرکت ماشین بودم که صدای اذان نماز عشا بلند شد. با این فکر که ممکن است ماشین برای ادای نافله ی شب توقف نکند، وارد مسجد شدم. از درب آخر شبستان وارد شدم. بعد از تمام شدن نماز عشاء اهل تسنن، همان عالم برای مردم سخنرانی می کرد و می گفت: شما مسلمانان روز قیامت بایستی جواب بدهید. خدا فرموده است: مشرکین نجس هستند آنها را به مسجد راه ندهید. کمی قبل یک مشرك به مسجد آمده بود و در مقابل شما بر بتی سجده می کرد؛ شما که نمرده بودید! چرا او را نکشتید؟! به قدری احساسات مردم عوام را تحریک نمود که اگر من آنجا می بودم قطعا کشته می شدم! بعد از تمام شدن سخنرانی، عدّه ای از مردم متوجه حضور من شدند. تا چشمشان به من افتاد مرا به باد کتک گرفتند و می گفتند: ای مشرك! برو بیرون!! از زنده ماندن خود مأیوس شده بودم تا اینکه به تشهد نماز رسیدم. با گفتن شهادتین نماز، در بین آنها اختلاف افتاد که این دیگر چگونه مشرکی است که به وحدانیت خدا و نبوت رسول اکرم شهادت می دهد. نمازم که تمام شد شروع به صحبت کردم و آنها را مغلوب کردم و آن عالم از خدا بی خبر را تفرقه انداز و اختلاف افکن بین مسلمین معرفی نمودم. ایشان از من عذر خواهی کرده و برخی از آنان مرا به منزل خود دعوت نمودند. این یک نمونه از صدها نمونه ای است که در آن علمای شما باعث تحریک عوام بر علیه شیعیان موحد و خداپرست می گردند.

(ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل أحیاء عند ربهم یرزقون) اگر ما در مقابل قبور ائمه می ایستیم و حرف می زنیم؛ با مردگان تکلم نمی کنیم بلکه با زندگان حقیقی راز دل می گوییم

حافظ: ما تقصیری نداریم!! این شما هستید که باعث تحریک اهل سنت می شوید.

واعظ: چگونه؟!!

حافظ: شیعیان مرده پرستی می کنند. روزی هزاران شیعه در مقابل قبور صورت بر خاك می نهند و سجده می کنند. آیا این کار شرك نیست؟ وقتی سنی های پاك این حرکات را می بینند تحریک می شوند.

شیخ: علمای شما دستور داده اند که پس از زیارت، زائر دو رکعت نماز زیارت به جای آورد. آیا نماز برای امام و رو به قبر او شرک نیست؟ این در کتاب خودتان موجود است.

واعظ: جناب شیخ! بفرمایید ببینم آیا تاکنون به زیارت رفته اید و اعمال شیعیان را از نزدیک دیده اید؟

شیخ: نخیر!

واعظ: پس از کجا می گویید شیعیان رو به قبر امام نماز می خوانند؟

شیخ: از روی همین کتاب.

کتاب را از ایشان گرفتم و به محل شاهد شیخ نظر کردم، از حسن تصادف زیارت امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) بود.

واعظ: من این قسمت را از روی کتاب می خوانم خود شما قضاوت نمایید. می نویسد: «بعد از تمام شدن زیارت، شش رکعت نماز خوانده می شود؛ دو رکعت هدیه به امیرالمۆمنین (علیه السلام)؛ دو رکعت هدیه به حضرت آدم و

دو رکعت هدیه به حضرت نوح که در جوار قبر آن امام عظیم الشأن مدفونند». حال بفرمایید آیا نماز هدیه شرك است؟ و اما در ادامه آمده است: «زائر پس از نماز رو به قبله بایستد و دعای زیر را بخواند. خدایا برای تو نمازم را خواندم زیرا برای غیر تو نماز جایز نیست».

سجده

شیخ: عجیب است! مگر اینجا نوشته نشده است که زائر عتبه را ببوسد و وارد حرم شود؟ شیعیان که به درب حرم امامان خود می رسند، سجده می کنند. آیا این عمل شرك نیست؟

واعظ: اگر من به جای شما بودم، بعد از شنیدن این جواب مستدل و منطقی سکوت اختیار می کردم. اولاً بوسیدن با سجده کردن فرق دارد. خدا را گواه می گیرم که وقتی به دیدن قبر ابوحنیفه رفته بودم و می دیدم که سنی ها از روی محبت به خاك می افتند؛ اصلاً چنین قضاوتی را نمی کردم. ثانیاً این را بدانید که سجده اگر بدون نیت عبودیت باشد، شرك نیست. سجده ی برادران یوسف و سجده ی ملائکه بر حضرت آدم از این قبیل بوده است. نتیجه ی این نگرش سطحی این است که باید به خود ذات مقدس خداوند که دستور فرمود ملائکه بر آدم سجده کنند نیز اشکال وارد شود. چرا روی چنین تفکر سطحی و غلطی که تا این حد مشکل ساز است تا این حد پافشاری می کنید و حاضر نیستید از فکر دیگران استفاده کنید؟ و اما جواب جناب آقای حاف1 مگر شما آیه ی 169 سوره آل عمران را نخوانده اید که می فرماید:(ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل أحیاء عند ربهم یرزقون)1 اگر ما در مقابل قبور ائمه می ایستیم و حرف می زنیم؛ با مردگان تکلم نمی کنیم بلکه با زندگان حقیقی راز دل می گوییم. از نظر ما و از منظر خداوند متعال، حضرت امیرالمۆمنین و حضرت سید الشهدا که جان خود را در راه دین فدا نمودند تا بنی امیه و یزید پلید نتوانند اساس دین را از بین ببرند، زنده هستند و صحبت های ما را می شنوند و وسیله ی تقرب ما به پروردگارمان می باشند. باز هم تکرار می کنم؛ اگر عمق تفکرات خود را افزایش دهید هرگز دچار این شبهات نمی شوید.

حافظ: من از شما در عجبم! بر طبق کدام ملاك شرعی به خلیفه ی مسلمین یزید بن معاویه اهانت می کنید؟ این کار شما توهین به تمام مسلمین و خلفای قبل از ایشان است که وی را به خلافت منصوب نمودند. آیا انجام یک گناه صغیره که قتل حضرت حسین بوده است و البته بعداً هم توبه کرده است به شما این جرأت را داده که به ایشان اهانت کنید؟

سجده اگر بدون نیت عبودیت باشد، شرك نیست. سجده ی برادران یوسف و سجده ی ملائکه بر حضرت آدم از این قبیل بوده است

واعظ: اصلاً انتظار این مقدار تعصب را در این محفل علمی نداشتم! آیا به نظر شما قتل فرزند رسول خدا و هفتاد نفر از یاران آن حضرت یک گناه صغیره است؟! آیا به اسارت درآوردن دختران پیامبرتان فقط یک گناه کوچک و ناچیز است؟!! علاوه بر این نشانه ها مگر شما اشعار کفر آمیز او را نخوانده اید؟!

نواب: سرور من! خواهش می کنم دلائل کفر یزید را برای ما بیان کنید؟

واعظ: یزید پلید در بسیاری از اشعارش منکر خدا و حشر و نشر شده است. این جرثومه ی بی دینی در مجلس جشنی که برای شهادت حضرت امام حسین (علیه السلام) برپا کرده بود؛ اشعاری را می خواند که در آن منکر نبوت پیامبر عظیم الشأن اسلام شده است. او در دومین سال حکومت خود به مدینه حمله کرد و قتل عام وسیعی به راه انداخت و در سومین سال حکومتش کعبه را به منجنیق بست!

حافظ: اینها را که فرمودید، فقط می تواند فسق یزید را ثابت کند نه کفر او را.

واعظ: آیا انکار مبدأ و معاد کفر نیست؟ آیا قتل سید جوانان اهل بهشت ظلم آشکاری نیست؟ آیا نمی دانید که خداوند متعال در قرآن، ظالمین را لعن فرموده است؟ در صحیح بخاری و صحیح مسلم از رسول اکرم «صلی الله علیه وآله وسلم» روایت شده است که: «کسی که اهل مدینه را از روی ظلم و ستم بترساند ملعون خدا و ملائکه و مردم است». 2

ادامه این مناظره در سلسله مقالاتی، طی روزهای آینده به شما دوست عزیز تقدیم می شود. امیدواریم این همراهی زمینه شناخت مذهب حق و گروه رستگاران را فراهم کند.

 

پی نوشت ها:

1- و نپندارید که شهیدان راه خدا مردگانند بلکه زنده هستند و در نزد خدا روزی داده می شوند.

2-  صحیح بخاری، 3/53- 54،، ح 129 ، کتاب فضائل المدینه

بخش اعتقادات شیعه تبیان


منبع :

شهابی در شب ، دکتر ضیاء توحیدی ، ص 31 – 36

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین