سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
مراد از وقت معلوم که خداوند شیطان را تا آن زمان مهلت داده است، در روزگار قیام قائم است. هنگامی که خداوند، او [= حضرت مهدی] را برانگیزد، حضرت در مسجد کوفه استقرار می‌‎یابد. شیطان در حالی که با زانوهای خود به سوی حضرت می‌رود [کنایه از بازداشت و تسلیم شدن] د
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

پایان عمر ابلیس!

شیطان

در قرآن آمده است که ابلیس از خداوند تا روز قیامت مهلت خواست؛ اما خداوند فرمود: «الی یوم الوقت المعلوم» منظور از آن، کدام روز و وقت است؟

جریان گفت‎وگوی شیطان با خداوند و مهلت خواستن او تا روز قیامت، در سوره مبارک حجر (آیات 37و 38) و سوره شریف ص (آیات 80 و 81) که در آن، درخواست شیطان و پاسخ خداوند متعال، این‎گونه مطرح شده است.

قال رب فأنظرنی إلی یوم یبعثون. قال فإنک من المنظرین إلی یوم الوقت المعلوم؛

گفت: پروردگارا! پس تا روزی که برانگیخته می‌شوند مرا مهلت بده گفت: پس تو از مهلت داده‌شدگان هستی، تا روز معیّن و وقت معلوم.

منظور از «وقت معلوم» با توجه به سیاق آیه، غیر از روز قیامت است؛ چون پاسخ خداوند به درخواست شیطان، به گونه‎ای است که می‌فهماند با اصل درخواست وی موافقت شده و خداوند اجازه و مهلت به شیطان داده است. «فانک من المنظرین؛ تو از مهلت داده‎شدگانی»؛ ولی مقدار مهلت مورد نظر شیطان را نپذیرفته است؛ زیرا شیطان پایان مدت مورد نظر خود را روز قیامت و فرا رسیدن رستاخیز عنوان کرده است؛ «الی یوم یبعثون»؛ اما خداوند متعال این مهلت را به «وقت معلوم» که زمان معین و مشخص در علم الهی است، منوط کرده است و این وقت معلوم، قطعاً غیر از روز قیامت، است.

اما این‎که «وقت معلوم» چه دوره و زمانی است، در روایاتی که ذیل این آیه وارد شده، پاسخ داده شده و مراد از آن را زمان ظهور حضرت بقیة الله (علیه السلام) معرفی کرده است.

تذکر این نکته نیز لازم است که کشته شدن شیطان یا بی‎تأثیر بودن او، با تکلیف انسان‌ها منافاتی ندارد؛ زیرا انگیزه‎های معصیت، تنها وسوسه‎های شیطان نمی‌‎باشد؛ بلکه وسوسه‎های نفسانی و عوامل درونی و نیز انگیزه‎های بیرونی، از عوامل تحریک انسان به گناه است که همواره وجود دارد و راه معصیت، هم‎چنان باز است

اسحاق بن عمار می‌‎گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره این آیه سۆال کرده، منظور خداوند را از مدت مهلت دادن به شیطان جویا شدم. حضرت فرمود:

الوقت المعلوم یوم قیام القائم (علیه السلام) فاذا بعثه الله کان فی مسجد الکوفه و جاء ابلیس حتی یجثو علی رکبتیه فیقول: «یا ویلاه من هذا الیوم» فیأخذ بناصیته فیضرب عنقه. فذلک یوم الوقت المعلوم منتهی اجله؛

مراد از وقت معلوم که خداوند شیطان را تا آن زمان مهلت داده است، در روزگار قیام قائم است. هنگامی که خداوند، او [= حضرت مهدی] را برانگیزد، حضرت در مسجد کوفه استقرار می‌‎یابد. شیطان در حالی که با زانوهای خود به سوی حضرت می‌رود [کنایه از بازداشت و تسلیم شدن] در کوفه که مقر حکومت او است، آورده می‌‎شود. در آن لحظات شیطان از شدت خوف آن روز، فریاد واویلا سر می‌‎دهد. آنگاه حضرت مهدی (علیه السلام) پیشانی او را می‌‎گیرد و گردنش را می‌‎زند. این روز،‌‌ همان روز معلومی است که خداوند در قرآن فرموده است.

مرحوم علامه طباطبایی (رحمه الله) نیز، در تفسیر این آیه می‌‎فرماید:

یا مهدی امام زمان فرج دوازدهم المهدی ظهور

مراد از وقت معلوم که خداوند آن را آخرین مهلت برای شیطان قرار داده، روزی است که خداوند جامعه بشری را [با ظهور دولت کریمه حضرت مهدی (علیه السلام)] به تمام معنا اصلاح نماید و ریشه فساد را به کلی قطع فرماید؛ به گونه‎ای که کسی جز خداوند پرستیده نشود.

درباره روایت امام صادق (علیه السلام) احتمال دارد مراد حضرت از کشتن شیطان محدود و بی‎تأثیر کردن اغواگری شیطان در آن زمان باشد و حضرت این معنای کنایی را در نظر داشته باشد؛ ولی ظاهر عبارت حضرت بر کشتن شیطان دلالت دارد. در هر حال، چه منظور کشتن شیطان باشد و چه از کار انداختن او، آنچه مسلم است این است که در عصر حاکمیت مطلق دین الهی در حکومت مهدوی، جامعه توحیدی خالص و به دور از هرگونه گناه و شرک، پایه‎ریزی می‌‎شود؛ «یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بی شَیْئاً».

مراد از وقت معلوم که خداوند شیطان را تا ن زمان مهلت داده است، در روزگار قیام قائم است. هنگامی که خداوند، او [= حضرت مهدی] را برانگیزد، حضرت در مسجد کوفه استقرار می‌‎یابد. شیطان در حالی که با زانوهای خود به سوی حضرت می‌رود [کنایه از بازداشت و تسلیم شدن] در کوفه که مقر حکومت او است، ورده می‌‎شود. در ن لحظات شیطان از شدت خوف ن روز، فریاد واویلا سر می‌‎دهد. نگاه حضرت مهدی (علیه السلام) پیشانی او را می‌‎گیرد و گردنش را می‌‎زند. این روز،‌‌ همان روز معلومی است که خداوند در قرن فرموده است

در چنین دورانی که به برکت رهبری معصوم (علیه السلام) عقل‎های مردم به بیشترین رشد و شکوفایی رسیده، جامعه بر اساس اخلاق و تربیت الهی، ساخته می‌‎شود، نقشی برای شیطان و اغواگری او باقی نمی‌‎ماند؛ هر تفسیری که از کشته شدن و پایان مهلت او بشود، نتیجه یکی خواهد بود و شیطان در عملیات گمراه‎سازی مردم، به پایان کار خود خواهد رسید.

تذکر این نکته نیز لازم است که کشته شدن شیطان یا بی‎تأثیر بودن او، با تکلیف انسان‌ها منافاتی ندارد؛ زیرا انگیزه‎های معصیت، تنها وسوسه‎های شیطان نمی‌‎باشد؛ بلکه وسوسه‎های نفسانی و عوامل درونی و نیز انگیزه‎های بیرونی، از عوامل تحریک انسان به گناه است که همواره وجود دارد و راه معصیت، هم‎چنان باز است. با این تفاوت که انسان‌های آنجامعه با توجه به رشد عقلانی فوق‎العاده و تربیت بی‎مانندی که در پرتو حکومت حضرت نصیب آنان می‌‎شود، با آگاهی و اختیار، از آلودگی و معصیت دوری کرده، راه اطاعت و بندگی الهی را پیش می‌‎گیرند. پس طبیعت انسان‌های آن زمان، تبدیل نمی‌شود؛ بلکه درجه اعلای آگاهی و ایمان آنان موجب می‌شود که انجام گناه، به حداقل ممکن برسد.

 

پی‎نوشت‎ها:

1. بحارالانوار، ج52، ص376.

2. تفسیر المیزان، ج12، ص159.

ï¼گ.   نور: 55.

بخش مهدویت تبیان


منبع: پرتال جامع مهدویت

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین