سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
حضرت امام صادق (علیه السلام) در شرایطى كه تحت فشار حكام ستمكار قرار دارد و در حال تقیه به سر مى‏برد و قدرت اجرایى ندارد و بسیارى اوقات تحت مراقبت و محاصره به سر مى‏برد، براى مسلمانان تكلیف معین مى‏كند، و حاكم و قاضى نصب مى‏فرماید. آیا این كار آن حضرت چه م
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

مقاومت در مبارزه حق طلبانه‏

جهاد

هیچ عاقلى انتظار ندارد كه تبلیغات و تعلیمات ما بزودى به تشكیل حكومت اسلامى منتهى شود. براى توفیق یافتن در استقرار حكومت اسلامى احتیاج به فعالیتهاى متنوع و مستمرى داریم. این هدفى است كه احتیاج به زمان دارد. عقلاى عالم یك سنگ اینجا مى‏گذارند تا بعد از دویست سال، دیگرى پایه‏اى بر آن بنا كند و نتیجه‏اى از آن به دست آید. خلیفه به پیرمردى كه نهال گردو مى‏كاشت گفت: پیرمرد، گردو مى‏كارى كه پنجاه سال دیگر و بعد از مردنت ثمر مى‏دهد؟ در جوابش گفت: دیگران كاشتند ما خوردیم؛ ما مى‏كاریم تا دیگران بخورند.

فعالیتهاى ما اگر هم براى نسل آینده نتیجه بدهد، باید دنبال شود. چون خدمت به اسلام است و در راه سعادت انسانهاست؛ و امر شخصى نیست كه بگوییم چون حالا به نتیجه نمى‏رسد و دیگران بعدها نتیجه آن را مى‏گیرند، به ما چه ربطى دارد.

سید الشهداء (علیه السلام) كه تمام جهات مادى خود را به معرض خطر درآورد و فدا كرد، اگر چنین تفكرى داشت و كارها را براى شخص خود و استفاده شخصى مى‏كرد، از اول سازش مى‏نمود و قضیه تمام مى‏شد. هیأت حاكمه اموى از خدا مى‏خواستند كه امام حسین (علیه السلام) دست بیعت بدهد و با حكومت آنها موافقت نماید، از این بهتر براى آنها چه بود كه پسر پیغمبر (صلی الله علیه و آله علیه السلام) و امام وقت به آنها امیر المۆمنین بگوید و حكومتشان را به رسمیت بشناسد؛ ولى آن حضرت در فكر آینده اسلام و مسلمین بود. به خاطر اینكه اسلام در آینده و در نتیجه جهاد مقدس و فداكارى او در میان انسانها نشر پیدا كند و نظام سیاسى و نظام اجتماعى آن در جامعه‏ها برقرار شود، مخالفت نمود؛ مبارزه كرد؛ و فداكارى كرد.

براى توفیق یافتن در استقرار حكومت اسلامى احتیاج به فعالیتهاى متنوع و مستمرى داریم. این هدفى است كه احتیاج به زمان دارد

در روایتى كه قبلًا آوردم دقت كنید. مى‏بینید حضرت امام صادق (علیه السلام) در شرایطى كه تحت فشار حكام ستمكار قرار دارد و در حال تقیه به سر مى‏برد و قدرت اجرایى ندارد و بسیارى اوقات تحت مراقبت و محاصره به سر مى‏برد، براى مسلمانان تكلیف معین مى‏كند، و حاكم و قاضى نصب مى‏فرماید. آیا این كار آن حضرت چه معنا دارد؟ و اصولًا بر این نصب و عزل چه فایده‏اى مترتب است؟ مردان بزرگ، كه داراى سطح فكر وسیعى مى‏باشند، هیچ گاه مأیوس نگردیده و به وضع فعلى خود- كه در زندان و اسارت به سر مى‏برند و معلوم نیست آزاد مى‏شوند یا نه- نمى‏اندیشند؛ و براى پیشبرد هدف خویش در هر شرایطى كه باشند طرح نقشه مى‏كنند تا بعداً اگر توانستند شخصاً آن طرح را به مرحله اجرا درآورند؛ و اگر خودشان فرصت نیافتند، دیگران- هر چند بعد از دویست یا سیصد سال- دنبال این طرح بروند و اجرا نمایند. اساس بسیارى از نهضتهاى بزرگ به همین صورتها بوده است. رئیس جمهور سابق اندونزى، سوكارنو(1) ، در زندان داراى این افكار بوده، و نقشه‏ها كشیده و طرحها داده كه بعداً به اجرا درآمده است.

امام جعفر صادق

امام صادق (علیه السلام) علاوه بر دادن طرح، نصب هم فرموده‏اند. این نصب امام (علیه السلام) اگر براى آن روز بود، البته كار لغوى محسوب مى‏شد؛ ولى آن حضرت به فكر آینده بودند. مثل ما نبودند كه فقط به فكر خودش باشد و وضع خود را بنگرد. فكر امت بوده؛ فكر بشر بوده؛ فكر همه عالم بوده است. مى‏خواسته بشر را اصلاح كند؛ و قانون عدل را اجرا نماید. او باید در هزار و چند صد سال پیش طرح بدهد، نصب نماید تا آن روز كه ملتها بیدار شدند، ملت اسلام آگاه گردید و قیام كرد، دیگر تحیرى نباشد وضع حكومت اسلامى و رئیس اسلام معلوم باشد.

اصولًا دین اسلام و مذهب شیعه و سایر مذاهب و ادیان به همین نحو پیشرفت كرده است؛ یعنى ابتدا جز طرح چیزى نبوده؛ و سپس بر اثر ایستادگى و جدیت رهبران و پیامبران به ثمر رسیده است. موسى شبانى بیش نبود و سالها شبانى مى‏كرد؛ آن روز كه براى مبارزه با فرعون مأمور شد، یاور و پشتیبانى نداشت؛ ولى بر اثر لیاقت ذاتى و ایستادگى خود با یك عصا اساس حكومت فرعون را برچید. شما خیال مى‏كنید اگر عصاى موسى دست من و جنابعالى بود، این كار از ما مى‏آمد؟ همت و جدیت و تدبیر موسى مى‏خواهد تا با آن عصا بساط فرعون را به هم بریزد. و این كار از هر كسى ساخته نیست. پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله علیه السلام) وقتى كه به رسالت مبعوث شد، و شروع به تبلیغ كرد، یك طفل هشت ساله (حضرت امیر (علیه السلام) و یك زن چهل ساله (حضرت خدیجه) به او ایمان آوردند. جز این دو نفر كسى را نداشت. و همه مى‏دانند كه چقدر آن حضرت را اذیت كردند و كارشكنیها و مخالفتها نمودند. لیكن مأیوس نشد، و نفرمود كسى ندارم.

ایستادگى كرد؛ و با قدرت روحى و عزمى قوى از هیچْ رسالت را به اینجا رسانید كه امروز هفتصد میلیون جمعیت تحت لواى او هستند.

حضرت امام صادق (علیه السلام) در شرایطى كه تحت فشار حكام ستمكار قرار دارد و در حال تقیه به سر مى‏برد و قدرت اجرایى ندارد و بسیارى اوقات تحت مراقبت و محاصره به سر مى‏برد، براى مسلمانان تكلیف معین مى‏كند، و حاكم و قاضى نصب مى‏فرماید. آیا این كار آن حضرت چه معنا دارد؟ و اصولًا بر این نصب و عزل چه فایده‏اى مترتب است؟

مذهب شیعه هم از صفر شروع شد. روزى كه پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله علیه السلام) اساس آن را پایه گذارى كرد با استهزا مواجه گردید! وقتى كه مردم را جمع و مهمان نمود و فرمود كسى كه چنین و چنان باشد وزیر من است، و جز حضرت امیر (علیه السلام) كه در آن وقت هنوز به سن بلوغ نرسیده بود ولى داراى روحى بزرگ بود، بزرگتر از همه دنیا، كسى از جا برنخاست، شخصى رو كرد به حضرت ابی طالب و با استهزا گفت اكنون باید زیر پرچم پسرت بروى!(2)

آن روز هم كه ولایت و حكومت امیر المۆمنین (علیه السلام) را به مردم عرضه داشت، با بخ بخ (مبارك باد) ظاهرى مواجه گردید(3)؛ لیكن مخالفتها از همان جا شروع شد، و تا آخر هم ادامه داشت. اگر حضرت رسول (صلی الله علیه و آله علیه السلام) ایشان را فقط مرجع مسائل شرعیه قرار مى‏داد، هیچ گونه مخالفتى نمى‏شد؛ ولى چون منصب جانشینى را به حضرت داد و فرمود ایشان باید حاكم بر مسلمین بوده و سرنوشت ملت اسلام را در دست داشته باشد، موجب آن ناراحتیها و مخالفتها شد. شما هم اگر امروز در خانه بنشینید و در امور مملكتى دخالت نكنید، كسى به شما كارى ندارد. آن روز به شما كار دارند كه بخواهید در مقدرات كشور دخالت كنید. حضرت امیر (علیه السلام) و شیعه چون در امور حكومتى و كشورى دخالت مى‏كردند، آن همه مورد اذیت و مصیبت قرار گرفتند. اما دست از جهاد و فعالیت نكشیدند تا بر اثر تبلیغات و مجاهدات آنان امروز تقریباً دویست میلیون شیعى در دنیا وجود دارد.

 

پی نوشت :

1 - احمد سوكارنو (1901 - 1970 میلادى) فرزند یك آموزگار بود. در 19 سالگى وارد یك كالج فنى هلندى شد و در رشته مهندشى فارغ التحصیل گشت و بر اثر مجاهدات ضد استعمارى خود مدتها در زندان و تبعید به سر برد. در سال 1945 میلادى تأسیس حكومت جمهورى اندونزى را اعلام كرد و در 1949 میلادى رسما به ریاست جمهورى كشور خود انتخاب شد وى یكى از چهرهاى برجسته سیاسیت جهانى و از بنیانگذاران جنبش عدم تعهد بود. او در سال 1967 میلادى پس كودتاى نظامیان طرفدار غرب مجبور به استفاء شد از آثار او كتاب پرچم انقلاب را مى‏توان نام برد.

2 - تاریخ طبرى، ج 2، ص 319 - 322.

3- تفسیر كبیر ج 12، ص 53، اسدالغابه، ج 4، ص 28، الغدیر ج 1، ص 11 - 213.

بخش اعتقادات شیعه تبیان


منبع :

امام خمینی ، ولایت فقیه ، ص 122 – 125

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین