سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
وساوس شیطان و آزارى كه بشر از شیاطین مى‏بیند، بر كسى پنهان نیست. همه مى‏دانند كه شیطان، دشمن سرسخت انسان است و تا نفس آخر دست بر نمى‏دارد. تمام هدفشان این است كه بشر، مۆمن به خدا و آخرت نشود و در مرتبه دوم، خیرى از او سر نزند بلكه به هر شرى روى آورد
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

قوانین پناهندگی به خداوند

تنها راه چاره، پناهندگى به خداوند

قلب در پناه خدا


وساوس شیطان و آزارى که بشر از شیاطین مى‏بیند، بر کسى پنهان نیست. همه مى‏دانند که شیطان، دشمن سرسخت انسان است و تا نفس آخر دست بر نمى‏دارد. تمام هدفشان این است که بشر، مۆمن به خدا و آخرت نشود و در مرتبه دوم، خیرى از او سر نزند بلکه به هر شرى روى آورد. چیزى که مهم است، دانستن راه نجات از دست شیاطین است.

حالا که دشمن این‏طور قوى و در کمین است، ببینیم راه چاره چیست؟

تنها راه علاج هم آن است که در قرآن مجید به آن امر فرمود که: ...فاستعذ بالله... (1)؛ به خدا پناه ببر! که جز پناهندگى به حق، راهى نیست.  

پس باید به خدا پناهنده شد تا عنایت حق، او را دفع کند. این است که خداوند در قرآن مجید به پیغمبرش دستور میدهد که:

«بگو پروردگارا! به تو پناه مى‏برم از وساوس شیطانها (2).

خودت به تنهایى نمى‏توانى، مگر لطف خدا یار شود: اگر پناهندگى به حق نباشد، کسى از شر شیطان در امان نیست.

بنابراین، باید حقیقت استعاذه را فهمید، آیا استعاذه گفتن: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم است یا به فارسى، گفتن خدایا! به تو از شر ابلیس پناه مى‏برم! نه، استعاذه امر معنوى حقیقى است که این لفظ کاشف از آن است. اگر حال استعاذه باشد، گفتن اعوذ بالله نافع است وگرنه گاه مى‏شود که خود همین گفتنها مسخره و ملعبه شیطان است که خودش با زبان طرف جارى کرده است.

 

اقسام استعاذه مردم‏

استعاذه خلق، بر سه قسم است:

قسم اول: استعاذه‏اى است که نه حال استعاذه هست و نه معناى آن را مى‏فهمد که چه مى‏گوید. اگر این است - که مثلا نمى‏شود گفت استعاذه است - لغو است. به زبانش چیزى مى‏گوید. گفتن اعوذ بالله من شیطان الرجیم بدون التفات به معنا و دانستن حقیقت، مسخره شیطان است.

استعاذه پنج رکن اساسى دارد: رکن نخستین که فرار از شیطان است به تقوا منطبق مى‏شود. و ارکان دیگرش: تذکر، توکل، اخلاص و تضرع است

قسم دوم آن است که: معناى آن را مى‏فهمد بلکه وقتى که مى‏گوید، یک نوع التجایى هم دارد، لغو نمى‏گوید، معنى را ادراک کرده و لفظ را هم به عنوان کاشف از معنا مى‏گوید لیکن به حسب عمل و حال، قربان شیطان مى‏رود. زبانش مى‏گوید لعنت بر شیطان! پناه مى‏برم به خدا از شر شیطان رانده شده! در حالى که دارد به شیطان سجده مى‏کند و در حقیقت به شیطان پناهنده شده است.

هرکس گناه مى‏کند، در حال معصیت یقین بدانید معبود و مسجود او شیطان است، هر چند به زبانش هم صد فحش به شیطان بدهد.

اعوذ بالله؛ یعنى: به طاعت خدا پناهنده مى‏شوم، الآن دارى خلاف واقع مى‏گویى. پرده که عقب رفت. مى‏فهمى که شیطان همین را بر زبانت جارى مى‏کند تا بیشتر مسخره‏ات کند.

شیطان

کتابى در رد ابلیس به دستور خودش‏

نوشته‏اند یکى از علما قلم به دست گرفت کتابى در مصاید و وسوسه‏هاى شیطان و ترسانیدن مردم از فریب خوردن از او بنویسد. در همان زمان در عالم رۆیا و مکاشفه یکى از اخیار، شیطان را مى‏بیند و به او مى‏گوید: ملعون! خوب فلان آقا دارد رسوایت مى‏کند، کیدهایت را به خلق مى‏رساند!.

شیطان مسخره‏اش کرده گفت: این کتاب را به دستور خود من مى‏نویسد!.

فرمود: چطور مى‏شود؟!.

گفت: من در دلش وسوسه انداختم که تو عالمى، علم خودت را ظاهر کن. خودش هم نمى‏فهمد و اسم کتابش را رد شیطان گذاشته؛ ولى حقیقتش جلوه نفس و نمایش علم دادن است.

قسم سوم : استعاذه واقعی است هم لفظش را می گوید هم معنایش را میداند و در میدان عمل هم نشان می دهد پناهنده به خداست خلاف دستور خدا عمل نمی کند، می گوید : خدایا! من دیگر مى‏خواهم به طاعت تو پناه آورم. مى‏خواهم از بندگى شیطان فرار کنم. از شیطان و دام او که گناه است گریخته‏ام.

تا زبانت به هر لغوى گویاست؛ یعنى غلام حلقه به گوش شیطانم. دروغ مى‏گویى! صبح تا شام هم مى‏گویى لعنت به شیطان! از این اعوذ بالله گفتنهایت باید استغفار کنى.

هرکس به خودش خطاب کند اى منافق! چرا دیگر دروغ مى‏گویى. من‏ ، من کردنهایت کدام است؟!

اگر شیرى دنبال تو گذاشت باید به یک قلعه محکمى پناهنده شوى نه این‏که نزدیکش شوى دست در دهانش کنى و به زبانت بگویى: واى ‏واى! حقیقت استعاذه همان پناهنده شدن به قلعه محکم الهى است.

 

ارکان اساسى استعاذه‏

استعاذه مقامى است از مقامات دینى و بر هرکس لازم است و عرض شد که باید حقیقت داشته باشد نه صرف لفظ و گرنه لفظ تنها قرائت است، الفاظى را بر زبان جارى کرده است.

پس از تأمل در حقیقت استعاذه و استفاده از قرآن مجید، مى‏توان گفت: استعاذه پنج رکن اساسى دارد:

رکن نخستین که فرار از شیطان است به تقوا منطبق مى‏شود. و ارکان دیگرش: تذکر، توکل، اخلاص و تضرع است. مجموعا پس از حاصل شدن این حالات، حقیقت استعاذه پیدا مى‏شود، در حالى که مۆمن این پنج رکن را داراست، لذا فرسنگ ها شیطان از او دور مى‏شود، چه به زبان بگوید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم یا نگوید. عمده حال و حقیقت است که اگر شیطان به او نزدیک شود، آدم زده مى‏شود، بسان آدم وقتى که جن او را مس کند، جن زده مى‏شود؛ بنابراین، اصلا ابلیس جرأت نزدیک شدن به او را نخواهد داشت.

تقوا

تقوا، منشأ پرهیز از شیطان‏

گفتیم نخستین رکن استعاذه تقواست. کسى‏که تقوا ندارد کى از شیطان فرار مى‏کند؟ چون تقوا؛ یعنى ترک فرمانبردارى شیطان است. زنى که بدحجاب در کوچه و خیابان مى‏آید (3)، الآن همه چیزش شیطان است. نامردى که همراه خود چنین زنى را مى‏آورد و نشان این و آن مى‏دهد، کى از شیطان فرار مى‏کند؟!

خلاصه، هرکس از حرام دورى نکرده از شیطان نیز فرار نکرده؛ یعنى استعاذه ننموده است هر چند به زبان هم هزار مرتبه بگوید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

یا مثلا در خانه غصبى نشسته است، تا بیرون نرود از شیطان فرار نکرده. تا عادت به فحش را ترک نکند، استعاذه نکرده است.

هرکس از حرام دورى نکرده از شیطان نیز فرار نکرده؛ یعنى استعاذه ننموده است هر چند به زبان هم هزار مرتبه بگوید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

حرامخوارى بزرگترین مانع استعاذه‏

به طور کلى تقوا و ترک محرمات در مسأله استعاذه مهم است به خصوص حرامخوارى. کسى‏که خوراکش حرام است، رگ و پوستش شیطانى و دائما متصل به ابلیس است:

«شیطان مانند خون، در اجزاى بدنش جارى است.» ‏ (4).

همان زبانى که به آن مى‏گوید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم زبان شیطان است؛ زیرا همان غذاى حرامى که جزئى از آن، زبان شده و باعث حرکت و نیروى آن گردیده، مى‏گوید: اعوذ بالله این‏چه استعاذه‏اى است؟!

ما برون را ننگریم و قال را

ما درون را بنگریم و حال را

 (5)

شهید ثانى در اسرار الصلوة از خاتم الأنبیاء محمد (صلى الله علیه و آله وسلم) روایت کرده است که: خدا دل شما را مى‏نگرد نه صورت شما را (6).

این‏جا حقیقت مى‏خرند. زبان بازى بدون حقیقت، به کار مخلوق مى‏خورد؛ اما نزد خدایى که عالم السرو الخفیات است، پنهان و آشکار نزد او یکسان است، جز واقع چیزى به درد نمى‏خورد؛ چنانچه در مورد قربانیهایى که مى‏کنید، صریحا در قرآن مجید مى‏فرماید:

گوشت و خون آنها به خدا نمى‏رسد و لیکن تقواى شما به او مى‏رسد (7).

تا لقمه حرام در بدن تو است، شیطانى هستى و فرار از شیطان دروغ است. تا آثارش از بین برود، آنگاه حالات فرار از ابلیس در تو پیدا مى‏گردد وگرنه عبادتهایت هم ظاهرى است. به خصوص در اکل و شرب، روایات فراوانى از اهل‏بیت (علیه السلام) رسیده است. اینها به منزله بذر است، بذر را خراب نکنید.

در قرآن مجید مى‏فرماید: از چیزهاى پاکیزه (حلال) بخورید و پیروى از وساوس شیطان نکنید.

نمى‏گوید مرغ و پلونخور، بلى گوشت بخور؛ ولى حلال بخور. از خطوات شیطان پرهیز کن. 

 

پی نوشت ها :

(1) - نحل: 98.

(2) - و قل رب أعوذ بک من همزات الشیطین * و أعوذ بک رب أن یحضرون مۆمنون: 98-97.

(3) - سفینة البحار: 1/698.

(4) - مثنوى معنوى / دفتر دوم: 106.

(5) - رسائل /الشهید الثانى / اسرار الصلوة: 110.

(6) - لن ینال الله لحومها و لا دماۆها و لکن یناله التقوى منکم...حج:37.

(7) - یایها الناس کلوا مما فى الأرض حللا طیبا و لا تتبعوا خطوت الشیطن... بقره: 168.

 

                                                                                                                                           فرآوری : محمدی

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع : استعاذه (پناهندگى به خدا) شهید محراب آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (با مقداری تصرف و تلخیص)

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین