سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
امروزه ثابت کردند که می توان از قبل بازیگران، خوانندگان، فجایع و موضوعات حاشیه ای در آمد زایی خوبی داشت، درآمد زایی که سود یکطرفه دارد و ضرر عمومیش بیشتر از منفعت آن است...
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

در آمد زایی با بازیگران،خوانندگان و فجایع!


امروزه ثابت کردند که می توان از قبل بازیگران، خوانندگان، فجایع و موضوعات حاشیه ای در آمد زایی خوبی داشت، درآمد زایی که سود یکطرفه دارد و ضرر عمومیش بیشتر از منفعت آن است...

مهم جذب مخاطب است! این بهانه ای برای عده ای شده است تا با رسانه هر چه می خواهند بر سر مخاطب بیاوردند تا با جذب مخاطب بیشتر؛  شهرت بیشتر و البته سود بیشتر نصیبشان شود،  متاسفانه در ادامه تاثیر بیشتر نیز بر مخاطب نیز می گذارند.

روزنامه نگاری

از میان همه نشریاتی که بر روی دکه های روزنامه فروشی وجود دارد شاید به بسیاری از آنان بتوان لقب زرد بودن را اعطا کرد مجلاتی که روی صفحاتشان پر است از عکس بازیگران، خوانند گان و ورزشکاران و اخبار حوادث و جنایات و....

اما همه این نشریات به چند بعد محدود از وجود مخاطب توجه کرده و با شناسایی آن در حال استفاده از این بعد به نفع خود می باشند. انسان به سرگرمی نیاز دارد. به خصوص در این زندگی شهری پر مشغله که تقسیم کار و شرایط زندگی دشوار، انسان را از بسیاری از تفریحات باز می دارد، انسان امروز بسیار نیازمند تفریح و آرامش است و در کنار این نیاز اگر حس کنجاوی انسان قرار گیرد یک مکمل خوب است تا رسانه برای انجام وظیفه سرگرمی و  تفریحی خود به افراط رفته و در یک منزل از وظایف خود متوقف شده و مخاطب را نیز متوقف کند.

مخاطب نیاز دارد تا نه تنها رسانه برای او وسیله ای سرگرم ساز باشد بلکه او را آگاهی بخشد راهنمایی و رهبری کند، چراغی باشد تا در پیچیدگی مسائل اجتماعی امروز با فرهنگ سازی و انتشار رویدادهای اجتماعی مخاطب را درزندگی  امروزینش یاری رساند.

امروزه رسانه ها در بطن کار خود با زرد نویسی یا به اصطلاح بهتر زرد کار کردن  به استقبال مخاطبین می روند برخی از رسانه ها در مقاطعی و بخشی از کار خود و برخی تنها زرد هستند و زرد.

اصطلاح رسانه زرد که بیشتر برای روزنامه نگاری و نشریات به کار می رود در این عرصه اینگونه تعریف می شود : روزنامه نگاری زرد به آن نوع روزنامه‌نگاری گفته می‌شود كه با استفاده از روش‌های مبتذل، برای جذب مخاطبان هر چه بیشتر اقدام می‌كند. روزنامه‌نگاری زرد معمولا از معیارهای روزنامه‌نگاری روشنفكرانه و علمی تبعیت نمی كند و مقیاس آن به هیچ عنوان ویژگی نخبگی را متبادر نمی كند. این نوع روزنامه‌نگاری به SENSATIONAL JOURNALISM معروف است، یعنی متكی بر احساسات مخاطبان است

امروزه رسانه ها در بطن کار خود با زرد نویسی یا به اصطلاح بهتر زرد کار کردن  به استقبال مخاطبین می روند برخی از رسانه ها در مقاطعی و بخشی از کار خود و برخی تنها زرد هستند و زرد

در واقع این رسانه ها بر هیجان انگیزی و تیکه بر عواطف ملت تیکه می کنند بیشتر به دنبال چرایی هستند تا چگونگی. آنها به سراغ روشهای علمی نمی روند بلکه با ابهام و اهمیت موضوع برای جذب مخاطب پیش می روند اما دانستن منشا اینکه چگونه این روند در رسانه ها آغاز شده است کمک شایانی می کند تا چهره واقعی این نوع رسانه ها و کار رسانه ای را بشناسیم چهره ای که می گوید اینجا تنها سود مهم است و نه مخاطب!

روزنامه نگاری

دكترمعتمدنژاد در سایت خود در مورد ظهور زمینه‌های روزنامه‌نگاری زرد این گونه اشاره می‌كند: ”‌ از اواخر قرن نوزدهم، تحت تأثیر مقتضیات و ضرورتهای‌ اقتصادی‌ تأمین سرمایه‌ها و هزینه‌های‌ سنگین تأسیس و ادارة مۆسسات مطبوعاتی‌ و تمركز و انحصار فعالیتهای‌ روزنامه‌نگاری‌ در دست سرمایه‌داران بزرگ، در حالی‌ كه روزنامه‌های‌ مستقل و كوچك به شدت رو به كاهش گذاشته بودند، روزنامه‌های‌ خبری‌ تجارتی‌ برای‌ كسب هر چه بیشتر درآمدهای‌ ناشی‌ از آگهی‌‌های‌ بازرگانی‌ و جلب هر چه بیشتر خوانندگان و افزایش تیراژهای‌ خود، به شیوه‌های‌ خاص جنجال‌گری‌ و هیجان‌انگیزی‌ روی‌ آوردند و با بی‌‌توجهی‌ به عینیت و بی‌‌طرفی‌ اخبار و عدم رعایت مصلحت‌های‌ عمومی‌، به انتشار عنوان‌ها و مطالب احساس‌انگیز و تحریك‌آمیز مربوط به حوادث و جنایات و رسوایی‌‌های‌ زندگی‌ خصوصی‌ افراد مشهود و برخوردها و خشونتهای‌ داخلی‌ و خارجی‌، پرداختند.

نخستین نمونه‌های‌ این نوع روزنامه‌نگاری‌ غیرعادی‌ و منفی‌، كه در غرب به «روزنامه‌نگاری‌ زرد» معروف شده است، در اواخر قرن نوزدهم و در دهة اول قرن بیستم در ایالات متحدة آمریكا به خودنما‌ی‌ پرداختند. نقش خاص یكی‌ از روزنامه‌های‌ جنجالی‌ نیویورك در برانگیختن جنگ آمریكا و اسپانیا بر سر كوبا در سال 1898، گزارشگری‌ غیرعینی‌ و دارای‌ سوگیری‌ خبرنگاران آمریكایی‌ در طول جنگ جهانی‌ اول و مخصوصاً گزارشگری‌ مغرضانة آنها در جریان انقلاب 1917 روسیه و رویدادهای‌ بعدی‌ آن، از مثال‌های‌ مهم جالب توجه در این زمینه به شمار می‌‌روند.“

متاسفاته تجاری شدن رسانه ها و نیاز به منابع مالی باعث می شود که رسانه ها یا با از دست دادن استقلال خود و یا با افتادن در ورطه زرد نویسی و جذب تبلیغات و پول بیشتر انسان ها و نیاز به دانستن و کرامت انسانی آنها را قربانی کنند و آنان را به بهانه سرگرم سازی یا دانستن واقعیات! به منجلاب ذائقه سوزی بکشانند

رسانه ها برای این کار از تکنیک های بسیاری استفاده می کنند چون: برجسته سازی، شایعه، دست‌چین كردن پیام ، تحریف ، جنجال‌آفرینی خبری ، تاكتیك مجاری مخفی ، شایعه ، نزدیكی منبع پیام به مخاطب، فوریت‌بخشیدن ساختگی به خبر، استفاده از عقاید و گرایش‌های فكری و یا سمبل‌های ملی مخاطبان و همسو‌سازی پیام با مخاطبان، استفاده از عاطفه گیرندگان پیام ، به میزان بسیار زیادی بهره می‌گیرد. در واقع با استفاده از نقاظ ضعف و ویژگی های خاص مخاطبان چون کنجکاوی، ترس و نیاز به دانستن، احساسات او را به چالش می کشند و در او آگاهی و نیاز کاذب ایجاد می کنند. البته این مورد می تواند نه تنها یک عمل واکنشی یا آگاهانه برای جذب مشتری باشد بلکه می توان با یک حرکت برنامه ریزی شده در رسانه ها در عرصه هایی چون سیاست، اقتصاد و از همه مهمتر فرهنگ جامعه وارد شود و فرهنگ سازی غلط را در آن جامعه موجب شد؛ کاری که بسیاری از سایت های اینترنتی و شبکه های ماهواره ای به طور مستقیم و غیر مستقیم به عنوان استراتژی و تاکتیک انجام می دهند چون شبکه من و تو، فارسی وان و.... البته به کار آنها زرد کاری صرف اطلاق نمی شود اما این جنبه از کار رسانه ای در کار آنها استفاده بسیاری برای جلب مخاطب دارد.

اما سود بیشتر، شهرت و تلاش برای هجمه و ناتوی فرهنگی کاری است که رسانه ها به دور از رسالت های خود باید بدان دست پیدا کنند در زرد کاری نه وظیفه ای مبتی بر اخلاق وجود دارد تا شئون انسانی رعایت شود و نه دروغی گفته شود و نه وظیفه ای مبتی بر کار حرفه ای. مخاطب در اینجا سریز از آگاهی های کاذب و غیر لازم می شود و از آنچه باید بداند دور می افتد و نیازهای کاذبی را هم در او به وجود می آورند که مانع اساسی بر سر راه او می باشند در راهی که واقعا در پیشرفت بدان نیاز داشته است. در واقع مطالب ضروری و نیاز واقعی در اینجا جای خود را با مطالب سطح دوم جابجا می کنند و این کار با بی برنامگی و قصد سود باعث می شود مطالب ضرورتی و پرداخت حرفه ای مطالب مورد اغماض واقع شود.

روزنامه نگاری

متاسفاته تجاری شدن رسانه ها و نیاز به منابع مالی باعث می شود که رسانه ها یا با از دست دادن استقلال خود و یا با افتادن در ورطه زرد نویسی و جذب تبلیغات و پول بیشتر، انسان ها و نیاز به دانستن و کرامت انسانی آنها را قربانی کنند و آنان را به بهانه سرگرم سازی یا دانستن واقعیات! به منجلاب ذائقه سوزی بکشانند.

در واقع فرهنگ عامه واقعیت و ضرورتی ست که اگر بدان به طور نامتعادل پراخته شود موجبات پسرفت جوامع را به دنبال خواهد داشت و اینجا دقیقا همان فرهنگ سوزی اتفاق می افتد و در این راه در کشور ما نشریات در خط اول هستند و بعد سایت های خبری روزنامه ها و شبکه های اجتماعی و این سرابی است که مخاطبان ما را در بیماری به چه فکر کردن خود بیشتر غرقه می کند و نه تنها او را به سوی چگونه فکر کردن نمی برد بلکه راه های این بیماری را نیز می بندد و در اینجا علاوه بر سود جویی، عدم برنامه ریزی و تخصص گرایی در بدنه  رسانه ای ما بسیار دخیلند.

مسلما باید به به فکر تفریح و سرگرمی مخاطب نیز بود اما اینکه چطور قدم زدم در این عرصه ما را به ورطه زرد کاری نبرد برنامه ریزی می خواهد و تخصص و البته تعهد. نباید زرد نوشت ولی باید گاها جذاب و مهیج نوشت، آموزنده و برنامه ریزی شده برای سرگرمی، و فرهنگ سازی را هم مد نظر داشت در واقع باید مطلب را برای مخاطب جذاب کرد تا به سمت آن گرایش پیدا کند. به خصوص مطالب آموزنده ای که شاید خود او به طور اختیاری به سراغ اینگونه مطالب نرود؛ اینجا تکنیک روزنامه نگاری برای جذب مخاطب، حکم شکلات و دارو را دارد و نه تنها یک شکلات تلخ!

عطاالله باباپور

بخش ارتباطات تبیان

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین