سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
اینکه بر خداوند، توکل کنیم، چه کاری باید انجام دهیم؟ منظور چه تفاوتی میکند با اینکه توکل نکنیم؟ از لحاظ کار نه از لحاظ فایده
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

نتایج توکل بر خداوند


اینکه بر خداوند، توکل کنیم، چه کاری باید انجام دهیم؟ منظور چه تفاوتی میکند با اینکه توکل نکنیم؟ از لحاظ کار نه از لحاظ فایده

توکل

توکل مفهوم بسیار ظریف و دقیقى دارد که در عین توجه با عالم اسباب انسان را از غرق شدن در آن، و دل بستن به غیر خدا و آلودگى به شرک بازمى‏دارد.

مرز توکل آن است که بدانی آنچه نعمت و کمال است از ناحیه خدای متعال است که بر بندگان نازل می شود و به اراده حق است و آنچه تو باید انجام دهی زمینه سازی و ایجاد صلاحیت و شایستگی در خود و اعتماد راسخ به قدرت و عنایت او است تا مشمول رحمت الهی قرار بگیری.

به عبارت دیگر نتیجه و سودمندی اعمال به خدا واگذار می شود، زیرا نتایج تنها به دست او است، و انسان تنها با تلاش و کوشش، خود را برای دریافت رحمت الهی و نزولات حق آماده می سازد.

انسان باید با کمال قدرت و قوت از هر گونه وسیله مادى براى پیروز شدن بر مشکلات بهره گیرد و موانع را از سر راه خود بردارد، و با این حال متکى به لطف پروردگار و قدرت بى پایان او باشد و نتیجه و پیروزى را از او بداند نه غیر او.

در حدیثى از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) مى‏خوانیم از جبرئیل سۆال فرمود: «ما التوکل على الله عز و جل توکل بر خداوند بزرگ چیست؟» عرض کرد: «العلم بان المخلوق لایضر و لاینفع و لایعطى و لایمنع و استعمال الیاس من الخلق؛ حقیقت توکل علم و آگاهى به این است که مخلوق نمى‏تواند زیانى برساند و نه سودى، و نه چیزى ببخشد، و نه از او بازدارد، و(دیگر) به کار بستن یاس از خلق است(یعنى همه چیز را از سوى خدا و به اذن و فرمان او بداند)».

سپس فرمود: «فاذا کان العبد کذلک لم یعمل لاحد سوى الله و لم یرج و لم‏یخف سوى الله، و لم یطمع فى احد سوى الله، فهذا هو التوکل; هنگامى که بنده خدا چنین باشد، جز براى خدا عملى انجام نمى‏دهد و امید و ترسى جز به خدا ندارد، و به هیچ کس جز خدا دل نمى‏بندد، این است ‏حقیقت توکل‏»! 1

در حدیث دیگرى مى‏خوانیم که از امام معصوم پرسیدند: توکل چیست؟ فرمود: «لاتخاف سواه; توکل این است که از غیر خدا نترسى‏». 2

توکل، بسیارى از صفات زشت و رذیله را مانند حرص، حسد، دنیاپرستى، بخل و تنگ‏نظرى را از انسان دور مى‏سازد، چرا که وقتى تکیه‏گاه انسان خداوند قادر على الاطلاق باشد جایى براى این اوصاف رذیله وجود ندارد

از این تعبیرات به خوبى استفاده مى‏شود که روح توکل انقطاع الى الله یعنى بریدن از مخلوق و پیوستن به خالق است، و آن کس که داراى این روحیه نباشد به حقیقت توکل نایل نشده است.

در عین حال در روایات اسلامى شدیدا این معنى نفى شده است که مفهوم توکل، ترک استفاده از اسباب و وسایل عادى باشد. در حدیث معروفى مى‏خوانیم: مرد عربى در حضور پیامبر(صلی الله علیه و آله) شتر خود را رها کرد و گفت: «توکلت على الله!» پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: «اعقلها و توکل؛ شتر را پایبند بزن و توکل بر خدا کن‏»! (با توکل زانوى اشتر ببند). 3

بى اعتنایى به عالم اسباب نه تنها توکل نیست ‏بلکه به معنى بى اعتنایى به سنت‏هاى الهى است، و این با روح توکل سازگار نیست.

حضرت موسی

این سخن را با حدیثى مربوط به عصر حضرت موسى(علیه السلام) پایان مى‏دهیم، در حدیث آمده است که حضرت موسى(علیه السلام) بیمار شده بود، بنى اسرائیل به عیادت او رفتند و بیمارى او را تشخیص دادند، و به او گفتند اگر از فلان دارو استفاده کنى بهبودى خواهى یافت، موسى(علیه السلام) گفت: من از هیچ دارویى بهره نمى‏گیرم تا خداوند بدون دارو مرا شفا دهد! ولى بیماریش طولانى شد. باز به او گفتند: داروى این بیمارى، معروف و مجرب است و ما با آن مداوا مى‏کنیم و بهبودى مى‏یابیم، باز موسى(علیه السلام) گفت: من از دارو استفاده نمى‏کنم! ولى بیماریش ادامه یافت، سرانجام خداوند به او وحى فرستاد: «و عزتى و جلالى لاابراتک حتى تتداوى بما ذکروه لک; به عزت و جلالم سوگند که بهبودى به تو نمى‏دهم مگر اینکه از دارویى که به تو گفته‏اند استفاده کنى!» موسى(علیه السلام) دستور داد آن دارو را براى او بیاورند و از آن استفاده کرد و بهبودى یافت، در این هنگام در دل موسى(علیه السلام) وسوسه‏اى پیدا شد(شاید وسوسه‏اش این بود که چرا خداوند تنها با توکل مرا رهایى نبخشید) دراین هنگام خداوند به او وحى فرستاد: «اردت ان تبطل حکمتى بتوکلک على، فمن اودع العقاقیر منافع الاشیاء غیر ؛ تو مى‏خواهى با توکل خود حکمت و سنت مرا باطل کنى؟! مگر منافع داروها را کسى جز من در آنها قرار داده است‏»؟!4

توکل بر خداوند تو را امید بر دل مى‏پاشد و به خاطر آن توان و استعداد انسان شکوفا مى‏گردد، خستگى راه بر او چیره نمى‏شود، و در همه حال احساس آرامش مى‏کند، لذا امیرمۆمنان على(علیه السلام) در سخن کوتاه و پرمعنایى مى‏فرماید: «لیس لمتوکل عناء ؛ کسى که توکل بر خدا دارد رنج و خستگى ندارد»

آثار و پیامدهاى توکل

از آنجا که متوکلان کار خود را به خدا واگذار مى‏کنند، همان خداوندى که قادر بر همه چیز و آگاه از همه چیز است، خداوندى که همه مشکلات براى او سهل و آسان است، نخستین اثر مثبتى که در آنها به وجود مى‏آید مسأله اعتماد به نفس و ایستادگى و مقاومت در برابر مشکلات است.

اگر کسى خود را در میدانى در برابر دشمن تنها ببیند هر قدر نیرومند و قوى باشد به زودى روحیه خود و اعتماد به نفس را از دست مى‏دهد، ولى اگر احساس کند لشکر نیرومندى شت‏سر اوست احساس توانایى و قدرت مى‏کند، هر چند خودش ضعیف باشد.

در احادیث اسلامى نیز به این معنى اشاره شده است، در حدیث‏ حرز مانندى از امیرمۆمنان على(علیه السلام) مى‏خوانیم: «کیف اخاف و انت املى و کیف اضام و انت متکلى چگونه بترسم در حالى که تو امید منى، و چگونه مقهور شوم در حالى که تو تکیه‏گاه من مى‏باشى‏»! 5

توکل به خدا

در حدیث دیگرى از امام باقر(علیه السلام) آمده است: «من توکل على الله لایغلب، و من اعتصم بالله لایهزم ؛ کسى که بر خدا توکل کند مغلوب نمى‏شود، و کسى که به دامن لطفش چنگ زند شکست نمى‏خورد»!6

آرى کسى که بر خدا توکل نماید احساس غنا و بى نیازى و عزت مى‏کند همان‏گونه که در احادیث گذشته از امام صادق(علیه السلام) خواندیم: «ان الغنى و العز یجولان فاذا ظفرا بموضع التوکل اوطنا؛ غنا و عزت پیوسته در حرکتند، هنگامى که به محل توکل برسند آنجا را وطن خویش قرار مى‏دهند»! 7

افزون بر اینها توکل، بسیارى از صفات زشت و رذیله را مانند حرص، حسد، دنیاپرستى، بخل و تنگ‏نظرى را از انسان دور مى‏سازد، چرا که وقتى تکیه‏گاه انسان خداوند قادر على الاطلاق باشد جایى براى این اوصاف رذیله وجود ندارد.

هنگامى که انسان آیه شریفه و من یتوکل على الله فهو حسبه 8 را زمزمه مى‏کند، خود را سرشار از موفقیت و بى نیازى و امکانات مى‏بیند، و همان گونه که در بعضى از ادعیه آمده است: «اللهم اغننى بالیقین و اکفنى بالتوکل علیک؛ خداوندا! مرا با یقین(به ذات پاکت) بى نیاز کن، و با توکل بر خودت همه چیز مرا کفایت فرما»! 9

بى اعتنایى به عالم اسباب نه تنها توکل نیست‏بلکه به معنى بى اعتنایى به سنت‏هاى الهى است، و این با روح توکل سازگار نیست

از سوى چهارم توکل بر خداوند تو را امید بر دل مى‏پاشد و به خاطر آن توان و استعداد انسان شکوفا مى‏گردد، خستگى راه بر او چیره نمى‏شود، و در همه حال احساس آرامش مى‏کند، لذا امیرمۆمنان على(علیه السلام) در سخن کوتاه و پرمعنایى مى‏فرماید: «لیس لمتوکل عناء ؛ کسى که توکل بر خدا دارد رنج و خستگى ندارد»! 10

از سوى پنجم توکل بر خدا، هوش و قدرت تفکر را مى‏افزاید و روشن‏بینى خاصى به انسان مى‏دهد، زیرا قطع نظر از برکات معنوى این فضیلت اخلاقى، توکل، سبب مى‏شود که انسان در برابر مشکلات دستپاچه و وحشت‏زده نشود و قدرت بر تصمیم‏گیرى را حفظ کند و نزدیک‏ترین راه درمان و حل مشکل را بیابد.

از این رو در حدیثى از امیرمۆمنان على(علیه السلام) مى‏خوانیم: «من توکل على الله اضائت له الشبهات و کفى المۆونات و امن التبعات؛ کسى که بر خدا توکل کند تاریکى شبهات براى او روشن مى‏شود، و اسباب پیروزى او فراهم مى‏گردد و از مشکلات رهایى مى‏یابد»!11

 

نتیجه گیری:

مستفاد از احادیث و تعاریفی که برای توکل ارائه شد این است که توکل یک صفت درونی و اعتقاد قلبی است و عمل نیز نباید ترک شود. و شخص متوکل و غیر متوکل از لحاظ عمل یکی هستند، الا اینکه شخص متوکل اعمال و کارها را با روحیه بالا و اعتماد به نفس بالایی انجام می دهد.

 

پی نوشت ها :

1- بحارالانوار، جلد 68، صفحه 138، حدیث‏23.

2- بحارالانوار، جلد 68، صفحه‏143، حدیث 42.

3- المحجة البیضاء، جلد7، صفحه‏426; کنزالعمال، حدیث‏5687 و5689.

4- اصول کافى، جلد 1، صفحه‏183، حدیث‏7.

5- المحجة البیضاء، جلد7، صفحه 432.

6- بحارالانوار، جلد 91، صفحه‏229.

7- میزان الحکمة، جلد 4، صفحه‏3659، حدیث‏22547.

8- بحارالانوار، جلد 68، صفحه‏126.

9- طلاق،3.

10- بحارالانوار، جلد87، صفحه 14.

11- شرح غررالحکم، جلد 5، صفحه 72، حدیث 7451.  

                                                                                                                                            فرآوری: محمدی

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع : سایت پرسمان

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین