سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
اگر خالق و مدبّرى در عالم نمى‏بود مى‏بایست كه زیاده از این فتنه و فساد و آفات و حوادث در جهان پدید آید، مثل آن كه آسمان بر زمین بیفتد یا زمین به آب فرو رود، یا آفتاب هرگز طالع نشود، و نهرها و چشمه‏ها خشك شوند به نوعى كه یك قطره آب در آنهانباشد
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

وجود آفات وامراض نشانه ای برعدم وجود خداوند؟؟؟!!!

داروهای بیماری های قلبی


گاهی در برخی از زمانها آفاتی حادث مى‏شود و گروهى از جاهلان آنها را وسیله گردانیده‏اند براى انكار خلق ، خالق ، تدبیر، تقدیر و آنچه که مخالف‏ حكمت است و وقوع آنها را در این عالم دلیلی برعدم وجود خداوند ویا دلیلی بر دوخدایی بودن عالم می دانند.

 

آفات و بلاها

   گروهى از جاهلان و ملحدان‏ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى یُۆْفَكُونَ‏. «1» آفت‏هائى را كه در بعضى از زمان‏ها حادث مى‏شود مانند: وباء و طاعون و یرقان و انواع بیمارى‏ها و تگرگ و ملخ كه زراعت و میوه‏ها را ضایع می كنند، دلیلی برعدم وجود خداوند گرفته اند.

    پس در جوابشان باید گفت : اگر خالق و مدبّرى در عالم نمى‏بود مى‏بایست كه زیاده از این فتنه و فساد و آفات و حوادث در جهان پدید آید، مثل آن كه آسمان بر زمین بیفتد یا زمین به آب فرو رود، یا آفتاب هرگز طالع نشود، و نهرها و چشمه‏ها خشك شوند به نوعى كه یك قطره آب در آنهانباشد، و هوا راكد شود بگونه ای که بادی حركت نكند تا همه اشیاء فاسد گردد، یا آب دریا بر زمین جارى گردد كه عالم را غرق كند.

   و باز این آفت‏ها از طاعون و ملخ و امثال اینها كه گاهى نازل می شود ،چرا دایم و ممتدّ نمى‏گردد تا آنچه در عالم هست مستأصل گرداند، بلكه گاهى به هم مى‏رسد و زود برطرف مى‏شود؟نمى‏بینید كه عالم از این حوادث عظیم كه موجب هلاك اهل عالم است محفوظ و مصون است و گاهى خداوند ، آدمیان را براى تأدیب به آفات اندکی مى‏ترساند و باز به زودى از آنها زایل می گرداند تا وقوع آنها پندى و نصیحتى باشد براى ایشان و ازاله‏اش رحمتى و نعمتى باشد بر ایشان.

اگر خالق و مدبّرى در عالم نمى‏بود مى‏بایست كه زیاده از این فتنه و فساد و آفات و حوادث در جهان پدید آید، مثل آن كه آسمان بر زمین بیفتد یا زمین به آب فرو رود، یا آفتاب هرگز طالع نشود، و نهرها و چشمه‏ها خشك شوند به نوعى كه یك قطره آب در آنهانباشد

مفاسد عدم آفات‏

 ملحدان  مى‏گویند :اگر براى این عالم خالق رحیم و مهربانى باشد، چرا این امور ناخوش به وقوع می پیوندد؟

   گویا گوینده این سخن گمان کرده است كه مى‏باید عیش آدمى در دنیا از هر كدورتى خالص و صاف باشد و به هیچ الم ودردی مخلوط نباشد، و اگر چنین بود به میزانی شرّ و طغیان و فساد ایجاد می شد كه گروهى که به ناز و نعمت مشغول بودند و در امنیت، توانگرى و رفاه به سر می بردند به مرتبه ای از طغیان و كفران مى‏رسیدند كه گویا فراموش كرده‏اند كه از جنس بشرند یا مربوب مدبّر قضا و قدرند، یا اینکه احتمال دارد ضررى به ایشان برسد یا مكروهى بر ایشان نازل گردد، و به‏خاطر ایشان نمى‏رسد كه ضعیف را رحم كنند، یا فقیرى را دستگیرى نمایند، یا اگر مبتلائى را بینند بر او رقّت كنند، یا نسبت به بیچاره مهربانى اظهار نمایند، یا تعطّفى براى مكروهى به عمل آورند و چون مكروهى به آنها برسد و شدّت مصیبتى یا دردى آنها را فراگیرد پند پذیر مى‏گردند، و بسیارى از آنها را كه جاهل و غافل بودند مى‏فهمند و از كثرت معاصى و فسادها كه كه مرتكب بودند تائب و منزجر مى‏گردند.

    این گروه از انسانها که مانند کودکان دواهاى تلخ ناگوار را مذمّت مى‏نمایند واز اینکه کسی آنها را از طعام لذیذکه برای آنها ضرر داردمنع کند به خشم مى‏آیند و كسب آداب و علوم و صنعت‏ها را دشمن مى‏دارند، و دوست مى‏دارند كه پیوسته احوال خود را به لهو و لعب و بطالت بگذرانند و هر طعام و شرابى كه خواهند بخورند و بیاشامند و درنمى‏یابند، كه به بطالت زندگی کردن چه ضررها به دین و دنیا مى‏رساند، و طعامها ونوشیدنی های لذیذ ومضر چه دردها دربدنهای ایشان ایجاد مى‏نماید، و نمى‏فهمند كه در آشامیدن دواهاى تلخ منافع پسندیده ای وجود داردوچه بسا درد هایی كه راحتی در پی دارد، و چه بسا تلخى‏هایی كه شیرینى‏ به دنبال دارد.

 

آرامش در همین نزدیکی ماست!

اشكال‏هایى بر تدبیر آفرینش و پاسخ آن‏ها

   اگر كسى گوید كه: چرا آدمیان را همه معصوم نیافریدند كه قادر برمعاصى و بدى‏ها نباشند تا آن كه محتاج به تنبیه به این آفات ودردها نباشند؟

   جواب مى‏گوئیم كه: اگر چنین بودند همه مستحقّ ثواب و حمد و ستایش نمى‏شدند. «2» و اگر گویند كه: اگر خدا او را به نعیم و لذات بهشت رساند، اینکه او مستحق ثواب نباشد و او را بر حسنات ستایش نكنند چه ضرری به او می رساند؟

   جواب گوئیم كه: مردى رافرض کنیدكه بدن و عقلش صحیح باشد و به تنعّم و رفاه بنشیند و دیگرى اسباب عیش او را آماده كند بدون سعى و عمل و استحقاقى، آیا این امررا  قبول مى‏كند و طبعش به این حالت خسیس راضى مى‏شود؟ اگر عقلش سلیم است البته به اندك نعمتى كه به اندك سعى و حركت بیابد راضى‏تر خواهد بود از آن كه نعمت بسیار بدون سعى و استحقاق به دستش آید، هم چنین نعیم آخرت براى اهلش خوشایندتراست كه برای آن تلاش کرده اند و به استحقاق یافته‏اند، پس نعمت در این باب بر آدمى مضاعف گردیده كه او را قوت سعى در دنیا داده‏اند و راه تحصیل درجات آخرت به او نموده‏اند و ثواب جزیل بر عمل و سعى او مقرر فرموده‏اند.

آفات اندک برای تأدیب انسانهاست چنانچه اگر آفتی وجود نداشت آن عده از متنعمین به لهو و لعب می پرداختند و از خیررسانی به دیگران غافل می شدند

     اگر گویند: کسی که اجباراً معصوم است با استحقاق فرد برای پاداش منافات دارد ،ولی اگرممکن باشد كه بدون عصمت مردم را تكلیف نماید و به هر حال ایشان را به بهشت برد و هر كس بخواهد كه نعیم اخروى با استحقاق بیابد، اطاعت كند و هر كه نخواهد و به نعیم بى‏سعى راضى باشد بدون عمل ثواب بیابد.

    در جواب می گوئیم كه: اگر این راه بر مردم گشوده شود كه با وجود گناه ثواب یابند و بیم عقاب نداشته باشند هر آینه در ارتكاب فواحش و معاصى اكثر خلق چنان افراط می کنند كه فساد در زمین ایجادمی شود و یك دیگر را بكشند و ظلم و بیداد كنند و حكمت عدل حق تعالى باطل می گردد و تدبیر ازبین می رود و فساد این امر بی نهایت واضح است.

 

نتیجه

برخی از ملحدان شبهه کرده اند که این آفات و بلاهای دنیوی به جهت عدم وجود خداست ،که سخنشان را رد میکنیم از این جهت که اگر خدایی نبود آفات بسیار بیشتر از این می شد بطوری که نظام هستی دگرگون می شد و این آفات اندک برای تأدیب انسانهاست چنانچه اگر آفتی وجود نداشت آن عده از متنعمین به لهو و لعب می پرداختند و از خیررسانی به دیگران غافل می شدند.برخی نیز می گویند :اگر خدا انسانها را معصوم می آفریددیگر نیازی به این ابتلا و آفات نبود ؛در پاسخ می گوییم اینطور نیست چون عصمت اجباری موجب تحسین نیست.

 

پی نوشت  ها :

1- سوره توبه، آیه 30

2- چون اعمال نیك را از روى اختیاراتشان انجام نداده اند.

بخش اعتقادات شیعه تبیان


منبع:

 توحید مفضل / ترجمه علامه مجلسى

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .