سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
اندازه را در خوردن و نوشیدن رعایت كنید كه اگر رعایت اخلاقى در اینگونه موارد به كمیّت خاصّى مربوط مى شود كه رعایت كردن یا رعایت نكردن آن اندازه، ارزش مثبت و منفى را براى كار، به دنبال خواهد آورد
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

حدود اخلاقی خوردن و آشامیدن


انسان ها همه میل به خوردن و آشامیدن دارند و این لازمه حیاتشان است می خواهیم ببینیم مطلوبیّت و نامطلوبیّت و ارزش مثبت و منفى اخلاقى در ارتباط با این میل از کجا پیدا مى شود؟

پر خوری

در پاسخ به پرسش فوق باید گفت: کلا در همه امور ارزش هاى اخلاقى در انتخاب و گزینش انسان ریشه دارند و در این زمینه هم چنین است به کمیّت و کیفیّت یا جهت خاصّى در استفاده از خوردنی ها و آشامیدنی ها مربوط مى شود: مذمّت از خوردن و نوشیدن ممکن است مربوط به کمیّت باشد؛ زیرا، به تناسب نیاز واقعى انسان براى زنده ماندن، یک اندازه واقعى وجود دارد که رعایت آن اندازه عملا، ممدوح و ستوده است و بى توجّهى به آن به نکوهش و مذمّت اخلاقى انسان منتهى خواهد شد. از اینجاست که خداوند مى فرماید:

«کلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا.»

یعنى، اندازه را در خوردن و نوشیدن رعایت کنید که اگر رعایت اخلاقى در اینگونه موارد به کمیّت خاصّى مربوط مى شود که رعایت کردن یا رعایت نکردن آن اندازه، ارزش مثبت و منفى را براى کار، به دنبال خواهد آورد.

از آنجا که بعضى از مأکولات و مشروبات، به نوعى مزاحمت براى لذت های دیگر ایجاد مى کنند یا موجب زیانى بر جسم یا روح انسان مى شوند، از ارزش منفى برخوردار خواهند شد. مثلا گاهى ممکن است خوردن چیزى سلامتى انسان را تهدید کند در این صورت لذت بردن از خوردن ، مزاحم لذّت سلامتى و صحّت انسان خواهد بود و این خود عامل نیرومندى است که اخلاقاً، عمل خوردن را محدود مى کند به حدّى که به سلامتى انسان لطمه اى وارد نشود و  خوردنی ها را محدود مى کند به چیزهایى که سلامتى بدن را تهدید نکند و یا چیزهایى که مثل شراب و گوشت خوک و یا گوشت حیوانى که به نام خدا ذبح نشده ضرر روحى و معنوى نداشته باشد.

در مواردى نیز یک جهت نامطلوب، منشأ ارزش منفى عمل اکل و شرب در انسان خواهد شد. کسى که مى خورد و مى نوشد تا با نیروى حاصل از آن در راه خدا معصیّت کند هر چند که مأکولاتش هم از طیّبات باشد و ضرر مادّى، عقلى و اجتماعى هم نداشته باشد چنین نیّتى خود به خود عمل تغذیه و خوردن و آشامیدن وى را نکوهیده، ناستوده و داراى ارزش منفى خواهد ساخت و برعکس، اگر انگیزه و نیّت انسان در این عمل، خیر باشد فى المثل، براى این بخورد که توان عبادت و بندگى خدا را پیدا کند یا براى آن که پدر و مادر خود را خرسند و خوشحال سازد در این صورت چنین نیّتى منشأ ارزش مثبت عمل خوردن و آشامیدن او خواهد شد که ما از این عامل ارزش دهى با عنوان جهت خاصّ یاد کردیم.

اینکه آدمى هوسناکانه در جستجوى تفنّن در غذا باشد، حاکى از این است که تعلّق قلبى به لذایذ مادّى و حیوانى دارد و آن را در زندگى، براى خود، هدف قرار داده است و چنین حالتى از نظر اخلاق، مذموم و نکوهیده است

در هر حال، خوردن و آشامیدن انسان هیچگاه بى ارتباط با سایر صفات جسمى و حالات روحى انسان نیستند. گاهى به انسان قدرت و نیرو و توان مى دهد و به سلامتى انسان مى افزاید که طبعاً، فعل خوردن ارزش مثبت خواهد داشت و گاهى، انسان را کسل و قواى فکرى وى را تضعیف مى کند که ترک آن از ارزش مثبت برخوردار خواهد بود.

گاهى موجب شادابى روح و توان عبادت در انسان مى شود که باز هم فعل آن ارزش مثبت دارد و گاهى، برعکس، حضور قلب را از انسان مى گیرد، عواطف وى را ضعیف مى کند و منشأ قساوت دل و تاریکى و ظلمت جان مى شود که ترک آن، ارزش مثبت خواهد داشت.

 

دیدگاه ارزشى قرآن در اکل و امساک

در قرآن کریم، ارزشهاى مثبت و منفى مربوط به این موضوع بر اساس محورهاى بالا تبیین گردیده است و در بررسى این موضوع مى توان به آیات مربوط به روزه هاى واجب، آیات مربوط به مطلق روزه، و آیات مربوط به روزه هاى مستحب مراجعه نمود. مثل آیه:

«یا اَیُّها الَّذینَ امَنُوا کتِبَ عَلَیْکمُ الصَّیامُ کما کتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکم لَعَلَّکمْ تَتَّقُونَ.»(1)

1ـ بقره/ 183.

 [اى کسانى که ایمان آورده اید بر شما، مانند گذشتگان قبل از شما، روزه واجب گردیده است باشد که تقوا پیشه کنید.] که به روزه واجب مربوط مى شود.

و مثل آیات مربوط به روزه هاى کفّاره:

«فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ اَیّام فِى الْحَجِّ وَسَبْعَة اِذا رَجَعْتُمْ تِلْک عَشَرَةٌ کامِلَةٌ.»( بقره/ 196)

[پس هر کس که قربانى نیافت بر او است که سه روز در حجّ روزه بگیرد و هفت روز به هنگامى که به منزل باز گشتید که آنها مجموعاً ده روز کامل خواهد شد].

کفاره

و آیات دیگرى نیز در باره روزه هایى که به عنوان کفّاره واجب است داریم و در اینجا نیازى به ذکر آنها نیست.

اینکه در قرآن در زمینه برخى از خطاها روزه گرفتن را به عنوان کفّاره مطرح مى کند به تناسب حکم و موضوع مى توان دریافت در چنین مواردى روزه گرفتن، نورانیّتى براى انسان با خود به همراه مى آورد که آلودگى قبلى را که در اثر گناه در نفس انسانى حاصل شده است به وسیله آن از بین مى رود و نفس انسان با روزه تطهیر مى شود و از اینجاست که به این روزه ها نام «کفّاره» یعنى جبران کننده، اطلاق مى شود.

بعضى آیات مطلق روزه اعّم از واجب و مستحب را شامل مى شود مثل آیه:

«فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ وَاِنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَکمْ اِنْ کنْتُمْ تَعْلَمُونَ.»( بقره/ 184)

[پس کسى که به اختیار خود نیز کار نیک کند براى او بهتر است و این که روزه بگیرید برایتان بهتر است اگر مى دانستید].

اینکه آدمى هوسناکانه در جستجوى تفنّن در غذا باشد، حاکى از این است که تعلّق قلبى به لذایذ مادّى و حیوانى دارد و آن را در زندگى، براى خود، هدف قرار داده است و چنین حالتى از نظر اخلاق، مذموم و نکوهیده است. البته، مذمّتهاى

بعضى از آیات، انسان را از خوردن بعضى چیزها که طبعاً، نوعى مزاحم بعضى از کمالات انسان می شود، منع کرده مى فرماید:

«اِنَّما حَرَّمَ عَلَیْکمُ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزیرِ وَما اُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللّهِ فَمَنْ اِضْطُرَّ غَیْرَ باغ وَلا عاد فَلا اِثْمَ عَلَیْهِ اِنَّ اللّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ.»( بقره/ 173)

استفاده از مأکولات و مشروبات نیز مثل استفاده از سایر نعمتهاى خداوند اگر به انگیزه شکر باشد علاوه بر ارزش مادّى آن، در تأمین نیازهاى جسمى انسان، داراى ارزش مثبت اخلاقى و معنوى نیز خواهد بود و کمال معنوى انسان را به همراه خواهد آورد

[براى شما خوردن گوشت حیوان مرده و خون و گوشت خوک و آنچه به نام غیر خدا ذبح شده ممنوع شد پس هر کس ناگزیر شد از خوردن آن(یعنى، راه دیگرى براى سدّ رمق نداشت) و از حدّ ضرورت تجاوز نکرد گناهى بر او نیست که خداوند بخشنده و رحیم است].

قرآن در یک مورد عنوانى کلّى در ارتباط با خوردنی ها و نوشیدنی ها ارائه مى دهد که مى توان ملاک و ریشه حرمت و حلیّت را از آن جستجو کرد. آنجا که مى گوید:

«وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ.»( اعراف/ 157)

[و برایشان چیزهاى پاک و پاکیزه را حلال، و چیزهاى ناپاک و پلید را حرام گردانید].

که در این صورت، دیگر رزق حسن نیست بلکه از خبایث و پلیدى هاست و نباید از آن استفاده کرد. البته این معنا بنابر یک احتمال است.

در آیه دیگرى آمده است:

«اِنَّما الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالاَْنْصابُ وَالاَْزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ.»( مائده/ 90)

در این آیه نیز حکم به پلیدى و زشتى و چیزهایى مثل شراب و قمار و غیره نموده که پلیدى هر یک به تناسب موضوع خاصّ خود منشأ رفتار خاصّى از انسان در ارتباط با آن خواهد شد. و در مورد شراب پلید بودن و ناپاک بودن آن به این معناست که نوشیدن آن عملى زشت و شیطانى و موجب زوال عقل است و مفاسد دیگرى را به دنبال مى آورد.

لذّت براى از خوردنی ها و نوشیدنی ها، خود به خود، از نظر اخلاقى نه ارزش مثبت دارد و نه ارزش منفى .

استفاده از مأکولات و مشروبات نیز مثل استفاده از سایر نعمتهاى خداوند اگر به انگیزه شکر باشد علاوه بر ارزش مادّى آن، در تأمین نیازهاى جسمى انسان، داراى ارزش مثبت اخلاقى و معنوى نیز خواهد بود و کمال معنوى انسان را به همراه خواهد آورد.

                                                                                                                                            فرآوری: محمدی

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع : کتاب اخلاق در قرآن ج2 ،آیت الله مصباح یزدی

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین