• تعداد بازديد :
  • پنج شنبه 1391/03/25
  • تاريخ :

پسر بر بالین پدر

امام موسی کاظم

هنگامى كه مأمورین حكومتى خواستند امام موسى بن جعفر علیه السلام را از مدینه منوّره به سوى عراق حركت دهند، حضرت به فرزند خود، حضرت رضا علیه السلام دستور فرمود تا زمانى كه خبر قتل و شهادت پدرش را نیاورده اند، هر شب رختخواب خود را جلوى اتاق آن حضرت پهن نماید و در آن بخوابد.

خادم آن حضرت گوید: من هر شب رختخواب حضرت علىّ بن موسى الّرضا علیه السلام را جلوى اتاق امام موسى كاظم علیه السلام پهن مى كردم و حضرت رضا سلام اللّه علیه مى آمد و مى خوابید.

و مدّت چهار سال به همین منوال سپرى شد، تا آن كه شبى از شب ها وقتى رختخواب را پهن كردم ، حضرت نیامد و تمام اهل منزل وحشت زده؛ و غمگین شدیم و همگى در فكر فرو رفتیم كه حضرت رضا علیه‌السلام كجا رفته؛ و چه شده است ؟

چون صبح شد متوجّه شدیم كه حضرت علىّ بن موسى الّرضا علیه السلام آمد و مستقیما نزد امّ احمد - یكى از همسران امام موسى كاظم علیه السلام - رفت و فرمود: اى امّ احمد! آنچه پدرم نزد تو به ودیعه نهاده است ، تحویل من بده .

در این هنگام امّ احمد فریادى كشید و گریه كنان بر سر و صورت خود زد و گفت : مولا و سرورم شهید گشته است .

امام رضا علیه السلام فرمود: آرام باش و تا زمانى كه خبر شهادت پدرم منتشر نشده است سكوت نما.

پس  امّ احمد آرامش خود را حفظ كرد؛ و آن گاه صندوقچه اى را به همراه دو هزار دینار آورد و تحویل امام رضا علیه السلام داد و گفت : پدرت ، امام موسى كاظم علیه السلام این ها را به عنوان ودیعه نزد من نهاد و فرمود:

تا هنگامى كه خبر شهادت مرا نشنیده اى ، از این اشیاء خوب مراقبت و نگه دارى كن ؛ و چون خبر قتل مرا شنیدى ، فرزندم رضا - سلام اللّه علیه - نزد تو مى آید و آن ها را مطالبه مى نماید، پس همه را تحویل او بده ؛ و بدان كه او بعد از من امام و حجّت خداوند متعال بر تمامى خلق مى باشد.(1)

همچنین مرحوم شیخ صدوق و طبرى و دیگر بزرگان ضمن حدیثى طولانى از حضرت ابومحمّد امام حسن عسكرى علیه السلام آورده اند:

امام موسى كاظم علیه السلام سه شب مانده به آخر عمر شریفش ، به زندان بان خود - مسیّب - فرمود:

من سه روز دیگر به سوى پروردگار خود رحلت خواهم كرد و این شخص ‍ پلید و پست - سندى بن شاهك - ادّعا مى كند كه مراسم تجهیز كفن و دفن مرا انجام مى دهد.

تا هنگامى كه خبر شهادت مرا نشنیده اى ، از این اشیاء خوب مراقبت و نگه دارى كن ؛ و چون خبر قتل مرا شنیدى ، فرزندم رضا - سلام اللّه علیه - نزد تو مى آید و آن ها را مطالبه مى نماید، پس همه را تحویل او بده ؛ و بدان كه او بعد از من امام و حجّت خداوند متعال بر تمامى خلق مى باشد

و سپس افزود: اى مسیّب ! بدان و آگاه باش كه چنین كارى امكان پذیر نیست ؛ بلكه فرزندم ، علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام مرا تجهیز و تدفین مى نماید، و چون جنازه ام به قبرستان قریش منتقل گردید، درون قبر، لَحَدى برایم درست كنید؛ و هنگامى كه درون لَحَد قرار گرفتم ، سعى كنید كه قبرم را مرتفع نگردانید؛ و نیز از خاك قبر من جهت تبرّك استفاده نكنید؛ چون خوردن تمام خاك ها حرام است ، مگر تربت شریف جدّم ، امام حسین علیه السلام كه خداوند تبارك و تعالى براى شیعیان و دوستان ، در آن تربت ، شفا قرار داده است .

مسیّب در ادامه روایت گوید: چون روز سوّم فرا رسید و لحظات شهادت حضرتش نزدیك شد، فرزند بزرگوارش حضرت علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام - كه از قبل او را مى شناختم - حضور یافت و من شاهد حضور آن حضرت تا پایان مراسم بودم.(2)

و چون حضرت ابوالحسن ، امام موسى بن جعفر علیهما السلام در همان زندان بغداد به شهادت رسید - كه بعد از مدّت ها، آن زندان تبدیل به مسجدى شد، كه در بغداد در محلّ دروازه كوفه موجود مى باشد - توسّط فرزندش امام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام تجهیز شد و در قبرستان قریش ، در اتاقى كه خود امام موسى كاظم علیه السلام خریدارى كرده بود، دفن گردید.(3)

 

پی نوشت:

1) مدینة المعاجز، ج 7، ص 33، ح 30؛ إثبات الهداة ، ج 4، ص 249، ح 10.

2) تلخیص از دلائل الامامة ، ص 213، ح 216؛ عیون أخبارالرّضا علیه السلام ، ج 1، ص 100، ح 6.

3) تاج الموالید، 123؛ كشف الغمّة ، ج 2، ص 234، دلائل الامامة ، ص ‍ 306، ص 6.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع: کتاب «چهل داستان و چهل حدیث از امام موسی کاظم علیه السلام»، عبدالله صالحی.

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName