گروه های صیادی ، روزانه پنج نوبت به دریا می روند و مستندساز یک نوبت را با صیادان همراه می شود
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

در جست وجوی صید


گروه های صیادی ، روزانه پنج نوبت به دریا می روند و مستندساز یک نوبت را با صیادان همراه می شود


فیلم مستند

وقتی فیلم های این چند سال اخیر را می بینی ، چه فیلم های مستند و چه فیلم های داستانی چیزی که برایت می ماند ، سوال است. اگر اهل داستان و شعر هم که باشی همین حکایت باز هم وجود دارد . این سوال برای کارهای پیش کسوت ها بیشتر است . آن هایی که اسم و رسمی دارند و پیش از این شگفت زده ات کرده اند و با دیدن کارهایشان هیجان زده شده ای و خواستی بدون تخته و نیمکتی شاگردشان باشی. نمی دانی این فیلمی که ساخته اند خوب است ؟، بد است ؟ اصلا کسی که فیلم های خوب زیادی ساخته و تو هم لذت ها برده ای و چیزها آموخته ای، چرا باید این طور فیلم بسازد. نکند این اپیدمی نوعی لجبازی باشد . مگر می شود کسی که فیلم های خوب زیادی دارد، فیلمی این چنین بسازد وشاید با این کار می خواهد حرف دیگری بزند و اصلا تو اجازه داری انتقاد تندی کنی .

فیلم برداری یا تصویر برداری روی دست هم اصول و تکنیک مخصوص به خود را دارد . اصلا این شیوه بیشتر برای ایجاد حس تعلیق است اما لرزش های دوربین این حس را منتقل نخواهد کرد . لرزش دوربین برای تماشاچی غیر حرفه ای هم خوشایند نیست.

من و یک وعده صیادی ، مستندی است که اخیرا در خانه ی هنرمندان به نمایش در آمد. فیلمی از مستند ساز پیش کسوت فرشاد فداییان . فداییان فیلم را درپاییز نود ساخته . و یک نوبت با صیادان بندر انزلی همراه شده است. با دیدن این فیلم سوال های زیادی برای تماشاچی ایجاد می شود. گذشته از این، از نظر زیبایی شناسی بصری تصاویر چشم نواز نیستند با این که سوبژه ی تصویری  در ذات زیباست: دریا وامواج . حتی در صورتیکه این دریا خروشان و طوفانی باشد و قرار باشد زیبا به تصویر کشیده نشوند باید جذاب باشد ،اما لرزش دوربین آزار دهنده است مثل تصاویری که هر فرد آماتوری بدون این که مفهوم فوکوس را بداند با دوربین دستی بخواهد  بگیرد . صداها بیش از آن که بخواهند خروش دریا را منتقل کنند ، گوش خراش و نا متوازنند و این حداقلی است که تماشاچی برای درک فیلم نیاز دارد . نمی توان به توجیه انتقال سختی کار صیادان از زیبایی شناسی صوتی و تصویری چشم پوشی کرد. مثلا اگر بخواهیم فیلمی از کار در کارخانه ای بسازیم، که صداها درآن گوش خراش است، انتقال دقیق صدا راه حل نخواهد بود بلکه ایجاد کونتراس میان صداها در نماها یا سکانس های فیلم راه القای این سختی است . میتوان از نمایی که آرامش نسبی در صداها دارد به یکباره به فضایی پر صدا وارد شد واین تغییر ناگهانی منجر به همزاد پنداری تماشاچی با کارگرانی می شود که هر روز ساعت ها مجبور به تحمل این شرایطند.

فیلم برداری یا تصویر برداری روی دست هم اصول و تکنیک مخصوص به خود را دارد . اصلا این شیوه بیشتر برای ایجاد حس تعلیق است اما لرزش های دوربین این حس را منتقل نخواهد کرد . لرزش دوربین برای تماشاچی غیر حرفه ای هم خوشایند نیست.

فرشاد فداییان

علاوه بر این هدف فیلم مشخص نیست . با توجه به جمله ای که در ابتدای فیلم همراه تیتراژ بر تصویر نقش می بندد شاید بتوان حدس هایی زد:گروه های صیادی ، روزانه پنج نوبت به دریا می روند ومستند ساز یک نوبت را با صیادان همراه می شود.  این  جمله به     

ویژه این که با تاکید در افتتاحیه ی فیلم آمده است، لابد می خواهد سختی های صید را به تصویر بکشد اما از روند فیلم چنین بر نمی آید .

 قایق موتوری که سکان آن به دست پیر مردی است ،قایق بزرگ تر صید را با خود می کشد . تور ماهیگیری داخل قایق بزرگ است و وقتی قایق ها به اعماق مناسب می رسند تور بزرگ به داخل آب رها می شود . قایق ها باز می گردند و همه به انتظار می مانند که کی صیاد ها بیایند و تور را بیرون بکشند.                                                                                           

اما فیلم نه در نشان دادن این مراحل موفق است و نه در آن هدف احتمالی به تصویر کشیدن سختی های صید. دوربین در همان قایق موتوری کشنده می ماند و معلوم نیست چرا به داخل قایق اصلی صید نمی رود . اگر به هدف تصویر کردن مفهومی نمادین از این تعلیق است دلیل آن هم مشخص نمی شود. یا مثلا تصاویر بسته از پیرمرد سکاندار قایق موتوری معلوم نیست یه چه هدفی گرفته شده است؟ اگر قهرمان فیلم است و سنبل صیاد هایی که سختی زیادی می بینند ، تنها به صرف چند نمای بسته این حس به مخاطب منتقل نمی شود. وقتی هم که موقع بیرون کشیدن تور از آب می رسد ، مراحل کار صیادان به درستی تصویر نمی شود . این که چرا صیدی که نصیبشان شده، کم است؟ و آیا این حکایت همیشه ی صید این سال هاست یا نه ؟ معلوم نمی شود . طبیعی است که اگر فیلمی ولو مستند ، قصد بیان مفهومی نمادین را داشته باشد و الزامی به روایت طبیت گرایانه ی سوژه نداشته باشد باز با این حال باید از نمادها ی مناسب و قابل بازگردانی برای مخاطب استفاده کند.

مجتبی شاعری

بخش سینما و تلویزیون تبیان