سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
حخضرت امام ره شخصیتی بود که توانست در پرتو اعتماد به لطف الهی و ایمان به هدف، نظام کهن دو هزار و پانصد ساله را به زباله دان تاریخ بریزد و به جامعه اسلامی هویت تازه ای بخشد و گرد خود فراموشی را از چهره آنان بزداید و آنان را با شخصیت واقعی خود آشنا سازد.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

 ‌امام از نگاه آیت الله‌ سبحانی(1)

آیت الله سبحانی
حخضرت امام ره شخصیتی بود که توانست در پرتو اعتماد به لطف الهی و ایمان به هدف، نظام کهن دو هزار و پانصد ساله را به زباله دان تاریخ بریزد و به جامعه اسلامی هویت تازه ای بخشد و گرد خود فراموشی را از چهره آنان بزداید و آنان را با شخصیت واقعی خود آشنا سازد.

آفرینش انسان با دین و گرایش به ماورای طبیعت عجین و آمیخته است و هرگز از او جدا نمی شود و تا انسان، انسان است، پیوسته طبیعت او با چنین کشش و تمایلاتی همراه می باشد و طبعاً حادثه ای که پیوند مستقیم با تمایلات درونی و ابدی انسان دارد، هرگز به دست فراموشی سپرده نمی شود و این، یک اصل کلی است که شرق و غرب نمی شناسد.

 

روی این اصل، هرگز جامعه اسلامی و تاریخ بشریت شخصیت ممتاز و کم نظیر حضرت امام خمینی قدس سره را که با افکار و اندیشه های بلند و سعی و تلاش های صادقانه خود، مسیر تاریخ را دگرگون کرده، فراموش نخواهد کرد.

 

شخصیتی که توانست در پرتو اعتماد به لطف الهی و ایمان به هدف، نظام کهن دو هزار و پانصد ساله را به زباله دان تاریخ بریزد و به جامعه اسلامی هویت تازه ای بخشد و گرد خود فراموشی را از چهره آنان بزداید و آنان را با شخصیت واقعی خود آشنا سازد.

 

این شخصیت و این رویداد، به خاطر پیوندی که با دین و ایمان مردم دارد، ثابت و پابرجا خواهد بود و گرد نسیان بر روی آن نخواهد نشست.

 

امام نه تنها در مراحل علمی، پیشتاز این مسیر بوده، بلکه در مراحل اجتماعی و سیاسی نیز یک فرد آگاه از وضع زمان و آشنا به درد و درمان بود و نهیب او بر مستکبران و سلطه جویان، تازیانه ای بود که پشت آنان را می لرزاند و نقشه های آنان را بر باد می داد.

 

مقام عرفانی و فلسفی، فقاهت و اجتهاد، ذوق ادبی و آشنایی او به لطایف کلام، آگاهی او از سیاست های جهانی، اخلاق آموزنده و سازنده او و مناجات های تکان دهنده نیمه شب وی، همه و همه پرتوی از ابعاد گسترده شخصیت او می باشند؛ ولی آن چه می توان در این باره گفت، این است که او دارای دو خصیصه گرانقدر بود که همه آثار و تجلیات را به دنبال داشت که عبارتند از:

 

1. ایمان به مبدا و معاد؛ به گونه ای که گویی پرده ها از جلوی دیدگانش کنار رفته و ماورای طبیعت را به رای العین مشاهده می کرد.

 

2. عشق به هدف و آرمان های اسلامی و ایثارگری همه جانبه در راه آن.

این دو عنصر، از صفات بارز و عناصر چشمگیر شخصیت او به شمار می رفتند و روی این اساس، به برخی از ابعاد شخصیت وی اشاره می نماییم:

 

آگاهی از وضع جهان

 

امام صادق علیه السلام در حدیث کوتاهی چنین می فرماید: «انسان آگاه از اوضاع و شرایط زمان، هرگز غافل گیر حوادث غیرمترقب نمی شود». در این حدیث، یکی از شرایط رهبری بیان شده است.

 

یکی از ابعاد شخصیت حضرت امام، آگاهی او از وضع جهان و شرایط زمان بود و حرکت های سیاسی و الحادی را که در جهان، بر ضد اسلام، در حال شکل گرفتن بود، به خوبی می شناخت و همه را در نظر داشت و اگر از دوران جوانی، دارای چنین ویژگی ای نبود، هرگز در دوران پیری که زمام امور را به دست گرفت، نمی توانست انقلاب اسلامی را با چنین صلابت و استواری، متجاوز از ده سال رهبری کند و دشمنان را به تعجب و شگفتی وادارد.

 

در دوران پراختناق حکومت رضاخان که از سال 1304ش. آغاز شد و در شهریور 1320ش. به پایان رسید، تمام وسایل در اختیار دولت بود و کمتر کتابی حتی غیرسیاسی به چاپ می رسید؛ ولی پس از شهریور20 و ورود متفقین به ایران و شعله ور شدن آتش جنگ جهانی، زنجیرها از قلم و بیان برداشته شد و حضرت امام از این فرصت استفاده کرد و ضمن رد کتاب «اسرار هزار ساله»، به بیان حقایق پرداخت و پرده ها را بالا زد.

 

قلم شیوا و بیان لطیف و در عین حال شور انگیز کتاب «کشف اسرار» توانست روح تازه ای در قلوب مسلمانان ایران بدمد. او تحت عنوان چرا رضاخان با علما بد بود، ماهیت حکومت رضاخانی را تشریح و مقام گران قدر روحانیت را برای مردم روشن کرد.

 

 این کتاب که در سال 1323ش. به چاپ رسید، شوری عظیم و موجی بزرگ در ایران پدید آورد. در هر حال، هر کس این کتاب را بخواند، اذعان می کند که امام از همان دوران دیرینه، دارای افکار بلند سیاسی بود و پیوسته می خواست تا نظام اسلامی را جایگزین نظام های فاسد کند.

 

متفقین در سال های 1324- 1325ش. ایران را ترک کردند و استعمار این بار فرزند رضاخان را بر سر کار آورد و او برنامه پدر را با ریاکاری خاصی تعقیب کرد و به مرور زمان، استبداد را بار دیگر به ایران باز گرداند هر چه زمان به پیش می رفت، بر قدرت نظام افزوده می شد؛ ولی امام را در این دوره فترت - یعنی از سال های 25 تا 40 - کاملاً ساکت و آرام می بینیم.

 

 او در این دوره، تنها به تدریس فقه، اصول، اخلاق و فلسفه می پرداخت و کمتر در مسائل سیاسی بحث می کرد. آن قلم شورآفرین و تحرک بخش که نمونه بارز آن، کتاب کشف اسرار بود، چرا در این دوره، از تحرک باز ایستاد و در مجرای علمی حرکت کرد؟

 

آیت‌الله بروجردی در سال 1324 که برای معالجه از بروجرد به تهران آمده بود، بنا به درخواست عالمان قم، در این شهر رحل اقامت افکند و پس از درگذشت آیت‌الله اصفهانی در سال 1325، زعامت را به دست گرفت و رسالت رهبری را به دوش کشید و حقاً مردی بزرگ و کم نظیر و فقیهی بی بدیل بود.

 

امام که خود یکی از دعوت کنندگان آقای بروجردی به قم بود، وقتی چنین مرجعی را پذیرای مسئولیت دید، احساس آرامش کرده، دیگر وظیفه ندید تا مسائل سیاسی را مستقیماً تعقیب کند و با خویشتن داری خاصی، مهر سکوت بر لب زد و کمتر سخن می گفت و این از شهامت های روحی انسان های کامل است که گاهی با داشتن افکار بلند و رهنمودهای موءثر، دم فرو می بندند.

 

 از این جهت، حضرت امام، احترام مرجع بزرگ را حفظ کرد و فقط در موارد لزوم و در ملاقات های خصوصی، مطالبی را یاد آور می شد.

 

آیت‌الله بروجردی در فروردین ماه 1341ش. بدرود زندگی گفت و شاه که مدت ها انتظار مرگ وی را می کشید تا برنامه های خائنانه خود را یکی پس از دیگری به اجرا درآورد، فرصت را مناسب شمرد تا به تضعیف مرجعیت در ایران بپردازد و برای ارجاع مردم به خارج از ایران، تلگرام تسلیتی برای آیة الله حکیم مخابره کرد.

 

 او گاهی در سخنان خود می گفت: اکنون موانع برداشته شده، باید برنامه های اصلاحی اجرا شود و دیگر در ایران شخصیت مهمی که مانع از اجرای برنامه های ما باشد، به چشم نمی خورد.

 

چیزی نگذشت که تصویب آیین نامه «انجمن های ایالتی و ولایتی» پیش آمد که در آن اهانت خاصی به کتاب مقدس آسمانی ما شد و پاره‌ای از قوانین رسمی آن زیر پا گذارده شده بود.

 

طرح آیین نامه انجمن های ایالتی و ولایتی، یک طرح آزمایشی بود تا هیئت حاکمه از واکنش آن در محافل روحانی آگاه شود.

کلیات طرح در روزنامه های عصر پایتخت، یعنی کیهان و اطلاعات آن روز در نیمه مهرماه 1341ش. چاپ شد.

 

 نگارنده که یکی از خوشه چینان خرمن علمی حضرت امام به شمار می رفت، در جلسات خصوصی شاهد انتقادهای وی از دولت بود.

 

از این جهت، فرصت را مغتنم شمرده، یک شماره از روزنامه کیهان آن روز را به حضور وی بردم. وی نماز مغرب را به جا آورده بود و می خواست که نماز عشا را شروع کند؛ در آن لحظه، محتوای تصویب آیین نامه انجمن های ایالتی و ولایتی را به اطلاع او رساندم. ناراحتی شدیدی در سیمای او ظاهر شد.

 

 امام نماز عشا را به جماعت به جا آورد؛ سپس از داماد خود، مرحوم اشراقی خواست تا به منزل آیة الله حائری برود و از او درخواست نماید که مراجع وقت را به منزل خویش دعوت کند تا درباره این تصویب نامه به طور دسته جمعی بیندیشند و تصمیم بگیرند.

 

اجتماع با شکوه مراجع، در آن شب، در خانه آیة الله حائری، نشانه وحدت و یگانگی بود و تلگرام های همگان، حاکی از ثبات و مقاومت روحانیت، در برابر توطئه های شاه به شمار می رفت؛ ولی در این میان، تلگرام امام از صلابت و سازش ناپذیری خاصی حکایت می کرد.

 

در این نهضت که دو ماه به طول انجامید، تلگرام های امام و نامه های او به اطراف، ملت را با شخصیت آگاه او آشنا ساخت و مردم به تدریج رهبر خود را شناختند.

 

جریان انجمن های ایالتی و ولایتی به پایان رسید و دولت وقت با ریاکاری خاصی، تصویب نامه را پس گرفت؛ ولی با نیرنگ دیگری، پس از چند ماه، با لوایح شش گانه، راه خود را تعقیب کرد که در آن حق و باطل را به هم آمیخته بود.

 

در چنین شرایطی، صلابت امام و استواری و استقامت او بیش از پیش آشکار شد و با تحریم رفراندوم و مقاومت در برابر فشار دستگاه و اعلام عزای ملی، ضربه محکمی بر حیثیت هیئت حاکمه وارد آورد. در این اوضاع و شرایط، امام در پانزده خرداد 1342ش. دستگیر شد.

 

 انتشار خبر دستگیری امام، رستاخیزی در تهران به پا کرد که در نتیجه آن عده ای از فرزندان اسلام به وسیله دژخیمان شاه به شهادت رسیدند و روز پانزده خرداد، برای همیشه روز عزا اعلام شد.

 

سرانجام رژیم 2500 ساله در 22 بهمن 57 فروریخته و به تاریخ سپرده شد.

امام از 22 بهمن به عنوان یک مرجع و رهبر سیاسی و دینی مطلق شناخته شد و با درایت و ژرف بینی خاصی، بسیاری از توطئه ها را خنثی کرد و توانست درخت اسلام را در سرزمین ایران آبیاری کند و پس از ده سال رهبری، نظام با شکوه اسلامی را به امتی که تربیت کرده بود، تحویل دهد.

 

بعد ادبی و سبک نگارش

 

وی از روز نخست، انسان با ذوقی بود که با نگارش، رابطه خاصی داشت و از موهبت خط زیبا و نستعلیق بهره مند بود و خط او جزء خطوط درجه یک به شمار می رود و هم اکنون برخی از کتاب های او که در سال های 1346 و 1349 نگارش شده، نزد این جانب موجود است که حاکی از قدرت انگشتان او در آفرینش اثر هنری است.

 

او از قریحه شعری خاصی برخوردار بود و این ذوق را فقط در خدمت اهل بیت به کار می برد. «بهاریه های او» در میلاد امام زمان علیه السلام، زینت بخش محافل ادبی و ولایی حوزه علمیه قم در دوران آیة الله حائری بود.

 

وی دیوان ضخیمی به اندازه دیوان حافظ داشت که متاسفانه از خانه وی به سرقت رفت و تا کنون اثری از آن به دست نیامده است؛ ولی در عین حال ارادتمندان او، برخی از بهاریه های وی را استنساخ کرده و قسمتی از آنها به وسیله فرزند عزیزش حجة الاسلام آقای سیداحمد خمینی رحمة الله علیه گردآوری شد.

 

او در نویسندگی از جملات کوتاه، ولی کوبنده بهره می گرفت و از کلمات زیبا و روح افزای عارفان، آمیخته با شیوه پرخاش گری موحدان بر مشرکان و ملحدان، استفاده می کرد و اعلامیه های او از آغاز نهضت تا آخرین روزها، بر این نکته گواهی می دهند.

 

او علم عروض و قوافی را نزد مرحوم حاج شیخ محمد رضا اصفهانی موءلف کتاب «نقد فلسفه داروین» آموخت و از هیئت قدیم و جدید اطلاع داشت.

 

وی در سال 1347ق. در سن 27 سالگی با دختر آیة الله حاج میرزا محمد ثقفی ازدواج کرد و در سایه این پیوند، دارای دو فرزند پسر و سه فرزند دختر گردید که هر کدام برای خود مقامی و موفقیتی داشته اند و فرزند بزرگ وی، آیة الله حاج آقا مصطفی از نظر کمالات علمی و معنوی، نسخه دوم پدر بود که متأسفانه دست اجل این شاخه را از پیکر این درخت طیبه برگرفت. آثار علمی که از او باقی مانده و چاپ شده است، نشانه نبوغ سرشار او می باشد.


منابع: سایت اطلاع رسانی و خبری جماران

تهیه و تنظیم: عبداله فربود ، گروه حوزه علمیه

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین