سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
محمد بن سهل قمی می‌گوید: «پس از سفر به مکه، به مدینه رفتم و به خدمت امام جواد (علیه السلام) رسیدم. می‌خواستم لباسی از آن بزرگوار برای پوشیدن بخواهم، ولی فرصتی به دست نیامد. با آن حضرت خداحافظی کردم و از خانه‌اش بیرون آمدم.»
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

کرامت

امام جواد

محمد بن سهل قمی می‌گوید: «پس از سفر به مکه، به مدینه رفتم و به خدمت امام جواد (علیه السلام) رسیدم. می‌خواستم لباسی از آن بزرگوار برای پوشیدن بخواهم، ولی فرصتی به دست نیامد. با آن حضرت خداحافظی کردم و از خانه‌اش بیرون آمدم.»

تصمیم گرفتم نامه ای برایش بنویسم و لباس را درخواست کنم. نامه را نوشتم و به مسجد رفتم. پس از خواندن دو رکعت نماز، از فرستادن نامه منصرف شدم. سپس از مدینه بیرون آمدم و قصد دیار خود کردم. به سمت شهر و دیار خود بازمی گشتم که در راه شخصی به سمت کاروان آمد و پرسید: محمد بن سهل قمی کیست؟ با راهنمایی افراد نزد من آمد و بقچه ای گره زده را مقابلم گرفت و گفت: مولای تو امام جواد (علیه السلام) این لباس را برایت فرستاده است. نگاه کردم و دیدم دو لباس مرغوب و نرم است.

نقل است محمد بن سهل آن لباس‌ها را تا آخر عمر نزد خود نگه داشت و وقتی از دنیا رفت، پسرش احمد، او را با همان دو لباس کفن کرد و به خاک سپرد.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع :

 نگاهی بر زندگانی امام جواد (علیه السلام)

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .