سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
نباید والى خود را از مردم پنهان دارد و اگر شرائطى ایجاب کند که از آنها پنهان شود نباید این پنهانى به طول انجامد
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

عیوب پنهان شدن حاکم از مردم


اما بعد (از این دستور) هیچ گاه خود را در زمانى طولانى از رعایا پنهان مدار، زیرا پنهان ماندن زمامداران از چشم رعایا موجب نوعى کم اطلاعى نسبت به امور (مردم و کشور) مى شود و آنها را از آنچه نسبت به آن پنهان مانده اند بى خبر مى سازد در نتیجه مسائل بزرگ نزد آنان کوچک و امور کوچک در نظر آنها بزرگ مى شود، کار خوب، زشت جلوه مى کند و کار زشت، خوب.

نامه

امام علی(علیه السلام) در بخشی از عهدنامه خود با مالک بن اشتر نخعی درباره لزوم رابطه نزدیک میان والى و توده هاى مردم سخن مى گوید و معایب دور ماندن او از آنها را شرح مى دهد و با دلایل مختلف روشن مى سازد که نباید والى خود را از مردم پنهان دارد و اگر شرائطى ایجاب کند که از آنها پنهان شود نباید این پنهانى به طول انجامد. مى فرماید: «و اما بعد (از این دستور) هیچ گاه خود را در زمانى طولانى از رعایا پنهان مدار، زیرا پنهان ماندن زمامداران از چشم رعایا موجب نوعى کم اطلاعى نسبت به امور (مردم و کشور) مى شود»؛ (وَأَمَّا بَعْدُ فَلاَ تُطَوِّلَنَّ احْتِجَابَکَ(1) عَنْ رَعِیَّتِکَ، فَإِنَّ احْتِجَابَ الْوُلاَةِ عَنِ الرَّعِیَّةِ شُعْبَةٌ مِنَ الضِّیقِ، وَقِلَّةُ عِلْم بِالاُْمُورِ).

در طول تاریخ بسیار دیده شده که حواشى سلطان و اطرافیان زمامدار او را عملاً در محاصره خود قرار مى دهند و تنها اخبارى را به او مى رسانند که موجب خشنودى او یا به نفع حواشى و اطرافیان باشد و به این ترتیب او را از آنچه در کشور مى گذرد دور مى سازنند و این وضع، بسیار براى اداره یک کشور خطرناک است. اما هنگامى که او با آحاد مردم در جلساتى تماس داشته باشد واقعیت هاى دست اوّل به او منتقل مى شود و حتى خیانت اطرافیان و مظالم آنها آشکار مى گردد.

یکى از دستورات اسلامى این بوده که زمامداران، امامت جماعت را بر عهده مى گرفتند. یعنى در میان مردم همه روز حاضر مى شدند و این کار مى توانست بسیارى از واقعیت ها را به آنها منتقل کند. خواه تلخ باشد یا شیرین.

آن گاه در ادامه این سخن مى فرماید: «و آنها را از آنچه نسبت به آن پنهان مانده اند بى خبر مى سازد در نتیجه مسائل بزرگ نزد آنان کوچک و امور کوچک در نظر آنها بزرگ مى شود، کار خوب، زشت جلوه مى کند و کار زشت، خوب; و حق و باطل با یکدیگر آمیخته مى شود. (و به یقین تدبیر لازم براى امور کشور در چنین شرایطى امکان پذیر نیست)»؛ (وَالاِحْتِجَابُ مِنْهُمْ یَقْطَعُ عَنْهُمْ عِلْمَ مَا احْتَجَبُوا دُونَهُ فَیَصْغُرُ عِنْدَهُمُ الْکَبِیرُ، وَیَعْظُمُ الصَّغِیرُ، وَیَقْبُحُ الْحَسَنُ، وَیَحْسُنُ الْقَبِیحُ وَیُشَابُ(2) الْحَقُّ بِالْبَاطِلِ).

امام(علیه السلام) به روشنى آثار شوم این دور ماندن از مردم را بیان فرموده و انگشت روى جزئیات گذاشته است، زیرا زمامدار در صورتى مى تواند تصمیم صحیح در اداره امور کشور بگیرد که حوادث خوب را از بد و بد را از خوب و حق را از باطل و باطل را از حق بشناسد. بلکه در اندازه گیرى هاى حوادث نیز به خطا نرود. اگر حادثه کوچکى را بزرگ ببیند و تصمیمات شدید نسبت به آن بگیرد به یقین گرفتار مشکلات مى شود و همچنین به عکس اگر حوادث مهم را اطرافیان و حواشى در نظر او کوچک جلوه دهند ممکن است وقتى خبردار شود که شیرازه کشور از هم گسیخته باشد.

وانگهى تو از دو حال خارج نیستى: یا مردى هستى که آمادگى براى سخاوت و بذل و بخشش در راه حق دارى، بنابراین دلیلى ندارد که خود را پنهان دارى و از عطا کردن حقِ واجب خوددارى کنى، و فعل کریمانه اى را که باید انجام دهى ترک نمایى، یا مردى بخیل و تنگ نظر هستى در این صورت (هنگامى که مردم تو را ببینند و این صفت را در تو بشناسند) از بذل و بخشش تو مأیوس مى شوند و دست از تو برمى دارند

این یکى از دستورات مهم اسلام است و پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) و حاکم عادلى همچون امام على(علیه السلام) با دقت آن را رعایت مى کرده است هنگامى که حاکمان جور بنى امیّه و امثال آنها بر سر کار آمدند وضع دگرگون شد و حاجبان درگاه از ارتباط آحاد مردم با آن خلفاى جور جلوگیرى مى کردند. حتى طبق بعضى از تواریخ گاه مى شد که ارباب حاجت ماه ها بر در کاخ حکومت و حتى گاهى به مدت یک سال رفت و آمد مى کردند; ولى آنها را به درون راه نمى دادند.(3)

به همین دلیل مردم به کلى از آنها جدا شدند و ادامه حکومتشان جز با استبداد و کشتار بى گناهان امکان پذیر نبود.

سپس امام(علیه السلام) به سه دلیل دیگر براى نهى از پنهان ماندن زمامدار از مردم توسل مى جوید که هر یک به تنهایى مى تواند براى اثبات این واقعیت کافى باشد.

نخست مى فرماید: «زیرا والى فقط یک انسان است که امورى را که مردم از او پنهان مى دارند نمى داند و حق، همیشه علامتِ مشخصى ندارد و نمى توان همیشه «صدق» را در چهره هاى مختلف از «کذب» شناخت» ؛ (وَإِنَّمَا الْوَالِی بَشَرٌ لاَ یَعْرِفُ مَا تَوَارَى عَنْهُ النَّاسُ بِهِ مِنَ الاُْمُورِ، وَلَیْسَتْ عَلَى الْحَقِّ سِمَاتٌ(4) تُعْرَفُ بِهَا ضُرُوبُ الصِّدْقِ مِنَ الْکَذِبِ).

این دلیل بسیار روشنى است که زمامدار «عالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهادَةِ» و حق و باطل نیز همیشه نشان دار نیست، بهترین راه شناخت این است که با واقعیات بدون واسطه تماس داشته باشد تا از آنچه در کشورش مى گذرد به طور صحیح با خبر گردد.

ممکن است در اینجا سؤال شود که این سخن با حدیثى که از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل شده چگونه سازگار است: «إِنَّ عَلَى کُلِّ حَقّ حَقِیقَةً وَعَلَى کُلِّ صَوَاب نُوراً فَمَا وَافَقَ کِتَابَ اللهِ فَخُذُوهُ وَمَا خَالَفَ کِتَابَ اللهِ فَدَعُوهُ; بر هر حقى نشانه اى از حقیقت است و بر هر سخن راستى نورى است. آنچه (از روایات) موافق کتاب الله است آن را بگیرید و آنچه را مخالف آن است رها سازید».(5)

پاسخ آن روشن است، زیرا حدیث پیامبر(صلى الله علیه وآله) ناظر به روایات و احکام است که مى توان آنها را با معیار سنجشى همچون قرآن مجید سنجید و حق را از باطل جدا کرد، اما آنچه در عهدنامه مالک آمده مربوط به موضوعات و مصادیق حق و باطل و راست و دروغ است که غالباً نشانه روشنى ندارد.

زمامدار در صورتى مى تواند تصمیم صحیح در اداره امور کشور بگیرد که حوادث خوب را از بد و بد را از خوب و حق را از باطل و باطل را از حق بشناسد. بلکه در اندازه گیرى هاى حوادث نیز به خطا نرود. اگر حادثه کوچکى را بزرگ ببیند و تصمیمات شدید نسبت به آن بگیرد به یقین گرفتار مشکلات مى شود و همچنین به عکس اگر حوادث مهم را اطرافیان و حواشى در نظر او کوچک جلوه دهند ممکن است وقتى خبردار شود که شیرازه کشور از هم گسیخته باشد

آن گاه امام به سراغ دلیل دوم مى رود و مى فرماید: «وانگهى تو از دو حال خارج نیستى: یا مردى هستى که آمادگى براى سخاوت و بذل و بخشش در راه حق دارى، بنابراین دلیلى ندارد که خود را پنهان دارى و از عطا کردن حقِ واجب خوددارى کنى، و فعل کریمانه اى را که باید انجام دهى ترک نمایى، یا مردى بخیل و تنگ نظر هستى در این صورت (هنگامى که مردم تو را ببینند و این صفت را در تو بشناسند) از بذل و بخشش تو مأیوس مى شوند و دست از تو برمى دارند» (وَإِنَّمَا أَنْتَ أَحَدُ رَجُلَیْنِ: إِمَّا امْرُؤٌ سَخَتْ نَفْسُکَ بِالْبَذْلِ فِی الْحَقِّ، فَفِیمَ احْتِجَابُکَ مِنْ وَاجِبِ حَقّ تُعْطِیهِ، أَوْ فِعْل کَرِیم تُسْدِیهِ!(6) أَوْ مُبْتَلًى بِالْمَنْعِ، فَمَا أَسْرَعَ کَفَّ النَّاسِ عَنْ مَسْأَلَتِکَ إِذَا أَیِسُوا مِنْ بَذْلِکَ!).

این یک واقعیت است که مردم اگر درباره کسى گرفتار شک و تردید باشند، پیوسته به او مراجعه مى کنند; اما هنگامى که با او تماس نزدیک داشته باشند اگر اهل بذل و بخشش است عطاى او را مى گیرند و به دنبال کار خود مى روند و اگر آدمى بخیل است مأیوس مى شوند باز هم به سراغ کار خود مى روند; ولى شخصى که خود را پنهان مى دارد ممکن است بر در خانه او پیوسته ازدحام باشد.

سپس امام(علیه السلام) دلیل سوم را بیان مى کند و مى فرماید: «افزون بر اینها، بسیارى از حوایج مردم نزد تو، هزینه اى براى تو ندارد مانند شکایت از ستمى یا درخواست انصاف در داد و ستدى»؛ (مَعَ أَنَّ أَکْثَرَ حَاجَاتِ النَّاسِ إِلَیْکَ مِمَّا لاَ مَئُونَةَ فِیهِ عَلَیْکَ، مِنْ شَکَاةِ(7) مَظْلِمَة، أَوْ طَلَبِ إِنْصَاف فِی مُعَامَلَة).

اشاره به اینکه تمام مراجعات مردم درخواست مالى نیست بسیارى از آنها درخواست کمک براى حل مشکلات است، مثلاً ظالمى به کسى ستمى کرده و مظلوم از تو کمک مى خواهد یا معامله اى صورت گرفته و یکى از دو طرف معامله به دیگرى زور مى گوید، یا بدون مجوز شرعى مى خواهد معامله را فسخ کند و یا بدهى خود را بدون دلیل نمى پردازد. در تمام این گونه امور اگر والى در جلساتى با مردم ارتباط مستقیم داشته باشد مى تواند از نفوذ و قدرت خود استفاده کند و احقاق حق نماید بى آنکه هزینه مالى براى او داشته باشد.

 

پی نوشت ها :

1. «اِحْتِجاب» به معناى خویشتن را پنهان داشتن از ریشه «حَجْب» بر وزن «حجم» به معناى پوشانیدن آمده است.

2. «یُشابُ» از ریشه «شَوْب» بر وزن «شوق» به معناى مخلوط کردن و آمیختن است و گاه به معناى آلوده کردنى که منشأ فساد است.

3. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 17، ص 93.

4. «سِمات» جمع «سِمَة» به معناى علامت است.

5. کافى، ج 1، ص 69، ح 1.

6. «تُسْدى» از ریشه «اِسداء» به معناى بخشیدن و عطا کردن است و از ریشه «سدو» بر وزن «سرو» به معناى دست به سوى چیزى بردن گرفته شده است.

7. «شَکاة» به معناى شکایت است.

بخش نهج البلاغه تبیان


منبع : کتاب پیام امیر المؤمنین علیه السلام ج11،آیت الله مکارم شیرازی

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .