سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
من بودم ودیوارهای کوچه ی بن بست با کودکم در انتهای کوچه ی بن بست طوفان گرفت و هردومان از ترس لرزیدیم لعنت براین آب وهوای کوچه ی بن بست
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

کربلای کوچه ی بن بست

او جان‌نثار اول حفظ ولایت است

من بودم ودیوارهای کوچه ی بن بست

با کودکم در انتهای کوچه ی بن بست

طوفان گرفت و هردومان از ترس لرزیدیم

لعنت براین آب وهوای کوچه ی بن بست

پایم به سنگی گیر کرد و کوزه ام افتاد

من ماندم وهول و ولای کوچه ی بن بست

در گودی زیر دو چشمم می توانی دید

گودال سرخ کربلای کوچه ی بن بست

زد زیر گریه، خشت خشتِ خانه ی حیدر

از ناله ی واغربتای کوچه ی بن بست

دیدم حسن خیلی پی آن گوشواره گشت

با چشم گریان هر کجای کوچه ی بن بست

از قعر دریای بلا طفلی نجاتم داد

می خوانم او را ناخدای کوچه ی بن بست

تا روز محشر هیئتی ها اشک می ریزند

با شعرهای ماجرای کوچه ی بن بست

بر چهره ی سینه زنانم بین هر روضه

حک می شود جغرافیای کوچه ی بن بست

 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

وحید قاسمی

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .