بنگری چندان که در بستان گل است و یا سمن | بگذری چندان که در هامون بنفشه است و سمن |
در ثنای خواجه سجاد زین العابدین | مرغ اشعار فرزدق کرده پنداری زبر |
چیست میراثش علوم اولین وآخرین | وارث پیغمبر و حیدر، علی بن الحسین |
زاده شبیر(2) فرزند امیرالمومنین | معنی رکن و مقام وصورت خیر الانام (1) |
مرتضی آسا جواد و مصطفی آسا امین | همچوعم خود حلیم و همچو باب خود صبور |
آمدی رضوان و بستردی سرشکش زآستین | چون به محراب اندرون بگریستی از بیم حق |
تافتی رویش چو خورشید از سپهر چارمین | پیشوای چارمین است و به محراب اندرون |
کش ندا از غیب آمد " انت زین العابدین " | خواجه نند یشید و روی از قبله طاعت نتافت |
او به پند و موعظه دلهای سخت آهنین | کرد داود پیمبر نرم آهن را به دست |
کاین نترسید وبتر سید او ز ثعبان مبین | گر بگویم بر ترست از موسی عمران رواست |
گشت ایمن آن که آمد اندرین حصن حصین | حب او حصن حصین است و زخشم کردگار |
سوده شد مانند زانوی هیونانش جبین(3) | حب او حصن حصین است و زخشم کردگار |
بغض تو نار جحیم و حب تو ماء معین | ای فروغ دیده پیغمبر و حیدر که هست |
هذه جناب عدن فادخلوها خالدین (4) | بس که زانو با جبین در سجده پیش حق بسود |
هر دم آید ز فضا بوی خوش عنبر و عود؟ | با محبان تو رضوان گوید اندر روز حشر |
| با محبان تو رضوان گوید اندر روز حشر |
" سروش اصفهانی " | |