سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
شب بود. هوا تاریک بود. «گـ» کوچولو دراز کشیده بود. هی قل می خورد و وول می خورد. یک چشمش را بسته بود و چشم دیگرش باز بود.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

خواب یک جنگل زیبا

خواب یک جنگل زیبا

شب بود. هوا تاریک بود. «گـ» کوچولو دراز کشیده بود. هی قل می خورد و وول می خورد. یک چشمش را بسته بود و چشم دیگرش باز بود. خوابش نمی برد. مامان « گ» که کتاب می خواند، گفت: « این قدر سر و صدا نکن. بخواب کوچولوی من!»

«گ» کوچولو سرش را کج کرد و گفت: « خوابم نمی برد. تنهایم.»

مامان«گ» کتابش را بست.

توی قفسه گذاشت و آمد کنار « گـ» کوچولو. سر او را نوازش کرد و گفت: « دوست داری برویم به یک جنگل زیبا.»

چشم های « گـ» کوچولو مثل ستاره درخشیدند. سرش را چند بار تکان داد. مامان« گ» گفت: « پس چشم هایت را ببند.» مامان«گ» خندید و گفت: « الان توی یک جنگل سرسبز و بزرگ هستیم. پر از حیوان است.» « گ» کوچولو سرش را تکان داد.

مامان« گ» گفت:« دوست داری چه حیوانی باشی؟»

«گـ» کوچولو خودش را توی تخت جا به جا کرد، فکر کرد و گفت: « دوست دارم یک گوزن باشم. شاخ های بلند داشته باشم تا گنجشک ها و پرنده ها روی شاخ هایم لانه بسازند. اطرافم پرواز کنند و جیک جیک کنند، به شاخ هایم نوک بزنند و هر صبح با آواز آن ها بیدار شوم.»

مامان« گ» گفت: « پس دوست داری شاخ هایت یک جنگل زیبا باشد؟»

« گـ» کوچولو خندید. مامان «گ» گفت: « من پلنگ را دوست دارم؛ ولی از پلنگ می ترسم.»

پلنگ دُم درازش را حلقه کرد. بعد آن را بالا آورد. مثل طناب بازی شد. خمیازه ای کشید و لب هایش را لیس زد و آن ها را تمیز کرد. دندان های سفیدش درخشید.

گوزن کوچولو که ترسیده بود، رفت پشت درخت قایم شد. پلنگ آرام جلو آمد. نزدیک و نزدیک تر شد. دو تا از خال های پوستش را که شبیه گُل بود چید و روی شاخ های گوزن کوچولو گذاشت. پروانه ها دور گُل ها جمع شدند. گوزن کوچولو خوش حال شد. آهسته کنار چشمه آمد. پلنگ خال خالی نگاهی به او کرد و لبخند زد. هر دو، از چشمه آب خوردند. تصمیم گرفتند با هم دوست شوند. مامان«گ» وقتی دید«گـ» کوچولو خوابیده آرام به اتاقش رفت تا بقیه ی داستانش را بخواند.

عزیزم: حیوان هایی که در آن حروف« گـ گ» هست را پیدا کن.

 

 

بخش کودک و نوجوان تبیان


منبع:نشریه ملیکا

 

مطالب مرتبط:

قوطی کبریت‌های آقا موشه

گربه‌ای که میومیو بلد نبود

خانم دکتر و یه‌عالمه شیطونی

من اینجوری به دنیا اومدم

عینک خانم موش کوره

مداد سیاه و رنگین کمان

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین