دانمارک ، نروژ، سوئد و فلاند ، که مجموعا اسکاندیناوی نام گرفته اند، ویژگیهای فرهنگی و هنری متفاوتی از سایر کشورهای اروپای باختری دارند که در این مقاله به صورت موجز به آن پرداخته خواهد شد.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

سیری در هنر سرزمین اسکاندیناوی

هنر اسکاندیناویایی


 دانمارک ، نروژ، سوئد و فلاند ، که مجموعا اسکاندیناوی نام گرفته اند، ویژگیهای فرهنگی و هنری متفاوتی از سایر کشورهای اروپای باختری دارند که در این مقاله به صورت موجز به آن پرداخته خواهد شد.


سیری در هنر سرزمین اسکاندیناوی

قدیم ترین آثار هنری یافته شده در این ناحیه ، صخره نگاریهای مربوط به دوران میانه سنگی است. این آثار را به مردمانی شکارگر و ماهیگیر نسبت می دهند که پس از عقب نشینی یخچالهای طبیعی از اروپای جنوبی ، در پی گله های چهارپایان به سوی شمال رفتند و شیوه کنده کاری صخره یی متعلق به مرحله ماگدالنی ( هنر پیشاتاریخی) را با خود بدانجا بردند. صخره نگاریهای مزبور به لحاظ کیفیت زیبایی شناختی در حد هنر غاری دوران دیرینه سنگی نیستند، ولی در آنها حالتهای زنده از جانوران و آدمها به صورت کنده کاری خطی مشهود است. در این میان برخی علایم گرافیک نیز به چشم می خورد و به نظر می رسد برخی تصاویر، حکایتی را باز می گویند.

کنده کاری روی سنگ تا دوران مفرغ ادامه می یابد و گاه کنده کاریهای متعلق به دوران مفرغ روی نقوش قبلی اجرا شده اند. کنده کاریهای اخیر نسبت به صخره نگاری های پیشین ساده تر و خلاصه ترند و به طراحی های کودکان می مانند صحنه های جنگ و شخم زنی آدمهای اسب سوار و اشیایی چون اسلحه ، گاری ، کشتی و غیره در آنها دیده می شود. با توجه به نقوش دایره و خطوط مارپیچی ، محتملا پیدای این کنده کاریها با خورشید پرستی مرتبط بوده است. علاوه بر اینها از اسلحه و ابزار مفرغی برجای مانده می توان به پیشرفت قابل ملاحظه هنر تزیینی اسکاندیناویاییِ آن روزگار پی برد. اما از سده 6ق.م یک دوره طولانی انحطاط آغاز شد که محتملا به سبب تغییرات آب و هوایی بوده است. تحول بعدی از اویل سده 5ق.م بوده که سبک تزیینی خاص و تازه ای رخ نمود. نقش مایه های انتزاعی جانوریِ مبتنی بر الگوهای اروپاییاساس این سبک نو را تشکیل می دادند.

قدیم ترین آثار هنری یافته شده در این ناحیه ، صخره نگاریهای مربوط به دوران میانه سنگی است. این آثار را به مردمانی شکارگر و ماهیگیر نسبت می دهند که پس از عقب نشینی یخچالهای طبیعی از اروپای جنوبی ، در پی گله های چهارپایان به سوی شمال رفتند و شیوه کنده کاری صخره یی متعلق به مرحله ماگدالنی ( هنر پیشاتاریخی) را با خود بدانجا بردند. صخره نگاریهای مزبور به لحاظ کیفیت زیبایی شناختی در حد هنر غاری دوران دیرینه سنگی نیستند، ولی در آنها حالتهای زنده از جانوران و آدمها به صورت کنده کاری خطی مشهود است. در این میان برخی علایم گرافیک نیز به چشم می خورد و به نظر می رسد برخی تصاویر، حکایتی را باز می گویند.

با ورود به دوران میلادی اولین فعالیتهای وسیع تجاری در سده های 9و 11 رخ نمود که اصولا به دوران وایکینگ ها شناخته می شود. فعالیت های بازرگانی راه نفوذ هنر خارجی ماندد هنر روسی و هنر اروپای باختری را گشود و تغییراتی را در روش تزیین بوجود آورد. مثلا کنده کاریهای چوبین یافته شده در اوسِبِرگ (نروژ) تاثیرات هنر " کارولنژی" سده 9م را نشان می دهد و یا طرحهای مشبک کاری دانمارکی با نقوش کتابهای خطی ایرلندی قرابت دارد. در همین دوران کلیساهای چوبی نروژ متاثر از هنر " رومی وار: در قرون وسطی ساخته شده اند. در دوران های بعدی در کلیساهای ساخته شده در سوئد و دانمارک می توان تاثیرات نقاشی های دیواری الگوهای رایج اروپایی را مشاهده کرد. بهترین مجسمه سازان اهل : گاتلند" (در دریای بالتیک) بودند و تاثیرات هنر اروپایی را می توان در هنر اسکاتلندی و ایشان تا دوران گوتیک مشاهده کرد. در ساختن کلیساهای جامع، ایشان متاثر از گوتیک فرانسوی هستند و در ساخت تمثالهای چوبی متاثر از گوتیک آلمانی. در هنر نروژ و سوئد تاثیرات هنر انگلیسی مشهود تر است ام سرانجام در سده 15م. به سبب کثرت واردات آلمانی، نفوذ هنر آلمانی به قدری شد که تشخیص هنر اسکاندیناوی از آثار آلمانی به راستی دشوار است.

سیری در هنر سرزمین اسکاندیناوی

رنسانس وضع هنرها را در اسکاندیناوی تغییر داد. به تاثیر از سنت رنسانس و نهضت اصلاح دینی (1530) و کاهش قدرت کشیشان، فعالیت هنری یکسره در خدمت شاهان و درباریان قرار گرفت. ایشان بهترین هنرمندان را از آلمان و هلند به دربار فراخواندند و سوئد توانست به مقتدرترین دولت پرتستان اروپا تبدیل شود. این دوران اقتدار تا اویل سده هجدهم همچنان ادامه یافت. از هنرمندان دربار سوئد که خارجی بودند می توان به  "بوردن: ( فرانسوی) اشاره کرد.

در نروژ ، کی طی قرون 14 تا 19، ایالتی از پادشاهی دانمارک بود چنین گرایشی به هنر شکوهمند و درباری رخ ننمود. در این میان سنت کنده کاری چوبی تحول چشمگیری یافت و تقریبا تمامی طرحهای متشکل ار نقوش برگ کنگریِ باروک ، که محرابها و سکوهای وعظ در کلیساهای نروژ را می آراستند متعلق به این دوران است. از معروفترین هنرمندان این هنر، می توان به " اندرو اسمیت" اشاره کرد.

هنر روکوکو در نروژ ، ماهیتی روستایی یافت که با جریان روکوکوی اشرافی سوئد کاملا متفاوت بود.هنرمندان مطرح آن عبارتند از : " پیلو" و " ینس یول" .

 هنر روکو در سوئد ، مانند فرانسه، دیری نپایید و جای خود را به نئوکلاسیسیزم داد. از هنرمندان دوران روکوکو در اسکاندیناوی می توان از " رسلین" ، " لافرنسن" و " ادلف هال" نام برد.

" تروالت زن" مجسمه ساز سوئدی که اعتبار بین المللی یافت، نخستین هنرمند اسکاندیناویایی بود که از جریان روکوکو فاصله گرفت. اکنون دوران اقتدار امپراتوری دانمارک و عصر طلایی نقاشی دانمارکی فرا رسیده بود. جذابیت آرام و واقعگرایانه ، مشخصه بارز نقاشی دانمارکی شد. از هنرمندان این دوران می توان به " ویلهلم اکرسبرگ" (شاگرد داوید) اشاره کرد که او را همتای دانمارکی انگر می داندد.

در میانه سده 19، نقاشان اسکاندیناویایی، احساسات ملی خویش را در قالبهای منظره نگاری و مردمنگاری بیان می کردند. هنرمندان اسکاندیناویایی از جنبش های بعدی اروپایی مانند رمانتیسیزیم، رئالیسم و ناتورالیسم بی تاثیر نبودند و همگام با این جنبشها پیش رفتند. " کروک" به موضوعات اجتماعی پرداخت و " ورن شلد" محیط روستایی و قصه های عامیانه را به تصویر کشید و " ویگه لاند" احساساتگری اغراق آمیزی را در مجسمه هایش نشان داد. و همه و همه  موجب ایجاد کیفیتی عاطفی در هنر نروژ شد که از طریق هنر " ادوارد مونک" به فراسوی مرزهای نروژ منتقل گشت

در میانه سده 19، نقاشان اسکاندیناویایی، احساسات ملی خویش را در قالبهای منظره نگاری و مردمنگاری بیان می کردند. هنرمندان اسکاندیناویایی از جنبش های بعدی اروپایی مانند رمانتیسیزیم، رئالیسم و ناتورالیسم بی تاثیر نبودند و همگام با این جنبشها پیش رفتند. " کروک" به موضوعات اجتماعی پرداخت و " ورن شلد" محیط روستایی و قصه های عامیانه را به تصویر کشید و " ویگه لاند" احساساتگری اغراق آمیزی را در مجسمه هایش نشان داد. و همه و همه  موجب ایجاد کیفیتی عاطفی در هنر نروژ شد که از طریق هنر " ادوارد مونک" به فراسوی مرزهای نروژ منتقل گشت.

در سده بیستم نیز دیوارنگاری نروژ بیش از هر کشور دیگری، جز مکزیک ، رشد کرد و نمونه های شاخص آن را می توان در آثار " هنریک سرنسن" و " آگه استوراستین" یافت.

در سده20م. اهمیت و اعتبار بین المللی هنر اسکاندیناویایی ، بیشتر در عرصه های معماری و هنرهای کاربردی بروز کرده است. و ایشان به دلیل طراحی بناهای شهری متناسب با نیازهای اجتماعی، انطباق فرم با کارکرد و مواد و سازماندهی بدیع فضای معماری به شهرتی جهانی دست یافته اند. در این میان " الوار آلتو" معمار فلاندی از شخصیتهای ممتاز محسوب می شود. همین شعور بصری در ساخت وسایل کاربردی مانند میز و صندلی ( دانمارکی ) لوازم منزل ( فلاندی) و صنایع دستی ( دانمارکی) نیز دیده می شود.

سمیه رمضان ماهی

بخش هنری تبیان


منبع: تاریخ هنر جانسن

دایره المعارف هنر/ روئین پاکباز