وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
لازم است برنامه های حدیث گویی، حساب شده، جهت دار، با اولویت های مشخص و با آمادگی پیشین و منظم و با برنامه باشد، نه ارتجالی و باری به هر جهت و از هر بابی، سخنی و از هر دیگی، نخودی.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

راهکارهای ترویج حدیث در تبلیغ(1)

تبلیغ

لازم است برنامه های حدیث گویی، حساب شده، جهت دار، با اولویت های مشخص و با آمادگی پیشین و منظم و با برنامه باشد، نه ارتجالی و باری به هر جهت و از هر بابی، سخنی و از هر دیگی، نخودی.

راهکارهای ترویج حدیث در تبلیغ

 

در راه ترویج حدیث، زمینه ها و بهانه ها فراوان است، ولی چنان که امیرالموءمنین علی(ع) می فرماید: «زمینه های عبرت، فراوان و عبرت گرفتن، کم است».(1)

 

اگر هیچ نکته و بهانه مناسبی به ذهن نیامد می توان نکته ای در ارزش علم، قرآن و حدیث را بهانه و موضوع طرح سخن قرار داد. مایه حسرت بودن مجالس بی ذکر معصومان(ع)، موضوع خوب است.(2)

 

«دایم الحدیث بودن» نظیر دایم الذکر بودن، یک ارزش است و مایه برکت، مهارت، حضور ذهن و انگیزه عمل مبلّغ خواهد گشت؛ چون «کار نیکو کردن از پر کردن است».

 

عشق و اخلاص، سنگ زیربنای این برنامه است که قلب و زبان را از چشمه های حکمت سرشار می گرداند. خمیر مایه کارهای سترگ و بزرگ جز عشق، چیزی نیست. الغدیر، عبقات الانوار و بحارالانوار را عشق و اخلاص سامان داده است. «بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد».

 

امام علی(ع) فرموده است: مَنْ اَحَبَّ شَیْئاً لَهِجَ بِذِکْرِهِ؛(3) هر که چیزی را بخواهد، زبانش به یاد آن گویا گردد.

 

تبلیغات چهره به چهره و نیز گفت وگوهای صمیمی مبلّغانی که به جمع های دانشجویی می روند، در دو دهه اخیر، أثرگذاری شگفتی داشته است.

آیت الله العظمی بهجت نیز در مورد بعضی جشن هایی که تنها به شادمانی ها و فکاهیات مبتذل سپری می شد، توصیه می فرمود: «به جای این کارها تلاش کنید عوام شیعه در عقایدشان مجتهد گردند».

 

آثار فرعی و جانبی

 

1. ارشاد خویشاوندان و نزدیکان اولویّت و اهمیّت دارد؛ زیرا سفارش قرآن کریم است که «قُوا أنفسَکم و أهْلِیکُم ناراً وَ قُودُها النّاسُ و الحِجارَةُ».(4)

2. وجهه نیکوی دوستان و خویشاوندان، آبروی مبلّغ و بدنامی اطرافیان و خویشاوندان روحانی سبب بی اعتباری و تضعیف مبلّغ است. موضع معیّن معنوی ، سبب جذب نیکان و کناره گیری دیگران خواهد شد.

3. به تدریج مردم احساس می کنند از هم نشینی با این روحانی استفاده می برند. از این رو، هم نشینی اش را مغتنم می شمارند.

4. پرورش پیوسته، گروهی هم فکر را برای روحانی پدید می آورد و همراه داشتن جمعی هم فکر، بازوی اجرایی بسیار نیرومندی برای مبلّغ خواهد شد.

 

ویژگی های حدیث خوانی

 

1. رعایت حال مخاطبان

 

عبدالله بن مسعود از قول رسول خدا(ص) چنین نقل می کند: إنّی لأُخبرُ بِجَماعتِکُمْ، فَیَمْنَعُنِی الخروجُ إلیکمُ خشیةَ أنْ أمَّلَکُمْ، کانَ رسولُ الله( یَتَخَوّلُنا فِی الأیّامِ بِالمَوعِظَة خشیة السامه عَلَینا(5)؛ من ازمجلس و اجتماع شما آگاه می شوم، ولی نزد شما نمی آیم (و تبلیغ نمی کنم) از ترس این که شما را خسته کنم.

 

آن حضرت به صورت طولانی موعظه نمی کرد، بلکه تدریجی، گاه و بی گاه و زمان بندی شده موعظه می کرد.

گفته اند: «رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود.» این سنّت پیامبر اعظم( برای روحانیان ائمه جمعه و جماعت، الگوی مناسبی به شمار می رود. در برنامه های تربیتی نیز تدریج مثل تزریق سرم، یک اصل مهم است. روایات هم تأکید دارند: «قَلیلٌ یَدُومُ، خَیرٌ مِن کَثیرٍ مَمْلُولٍ».(6)

 

همان گونه که معده یک باره توان هضم مقدار زیادی غذای چرب یا شیرین را ندارد، عقل و قلب نیز یک جا توان تحمل حجم فراوان علم یا موعظه را ندارد.

 

امام علی(ع) می فرماید: کَثْره الکَلامِ تَبسُطُ حَواشِیَه و تَنقُصُ مَعانِیَه فَلا یُری لَه أمَدٌ و لا یَنْتَفعُ بِه أحَدٌ(7)؛ زیاد سخن گفتن، حاشیه اش را فراوان و معنایش را ناقص می کند. از این رو، نمی توان برایش پایانی منظور داشت و کسی هم از آن سودی نمی برد.

 

هم چنین آن حضرت می فرمود: لا تَتَکَلِّمَنَّ إذا لَم تَجِد لِلْکلامِ مَوقِعاً(8)؛ هنگامی که برای سخن گفتن، موقعیتی مناسب نیست، هرگز سخن مگو.

 

2. توجه به اولویت ها

 

لازم است برنامه های حدیث گویی، حساب شده، جهت دار، با اولویت های مشخص و با آمادگی پیشین و منظم و با برنامه باشد، نه ارتجالی و باری به هر جهت و از هر بابی، سخنی و از هر دیگی، نخودی.

 

برخی از مبلّغان هیچ برنامه ای برای مجموعه ایام تبلیغی یا حتی یک خطابه، تنظیم نمی کنند. از چنین افرادی باید پرسید آیا هیچ عمله یا بنّایی، بی طرح و نقشه، خانه سازی می کند و هیچ بافنده ای بی نقشه قالی بافی می کند؟

 

علاوه بر این، برخی رخدادها در اولویت ها أثر می گذارد و اولویت و ضرورت های تازه به وجود می آورد، مثل تهاجم ویژه دشمن، رواج بی عفتی و بی حجابی، اعلام سال فلان و... .

 

روایت شده است: کانَ رسولُ اللهِ(ص) یَخطُبُ فی کُلِّ وقتٍ بِما یَقْتَضِیْهِ حاجةُ المُخاطَبینَ و مَصْلَحَتِهِمْ.(9)؛ حضرت رسول(ص) همواره به مقتضای نیاز و صلاح شنوندگانش خطبه می خواند.

 

3. نوع توان و تخصص علمی گوینده

 

توانایی علمی مبلّغ، شرط اساسی ورود به حوزه های فرهنگی مورد نظر است. قطعاً ما جامع معقول و منقول نیستیم.

از این رو، نباید پا را از گلیم تخصص خویش درازتر کنیم. چه مانعی دارد اگر به فرض در مسائل اقتصادی، پولی، بانکی یا روان شناسی تربیتی و مشاوره یا مباحث عقیدتی و... تبحّری نداریم

 

، با کمال شجاعت تصریح کنیم: «تخصص حقیر در زمینه دیگری است» و نیازمندان و درخواست کنندگان را به اشخاص متخصص یا مراکز مربوطه ارجاع دهیم.(10) باید دانست اگر چنین نکنیم، کارمان مصداق این روایت خواهد شد: کانَ ما یُفْسِدُ أکثَرَ مِمّا یُصلِحُ(11)؛ فسادش بیش از اصلاح است.

 

4. هماهنگی با سطح درک مخاطبان

 

مخاطب ما چه عوام و چه خواص برخی، آشنا به معارف اسلامی، اهل کتاب و اهل شرکت در مجالس علمی اند و بعضی، ناآگاه و برخی، متوسط. برای هر یک از این سه گروه، سطح خاصی از احادیث را باید بیان کرد.

 

سیره پیامبر اعظم(ص) و امامان(ع) نیز مراعات سطح درک و درایت شنوندگان بود.

 امام صادق(ع) می فرماید: ما کَلَّمَ رسولُ اللهِ(ص) العِبادَ بِکُنهِ عقْلِهِ قَطُّ؛ قال رسولُ اللهِ(ص): إنّا مَعاشِرَ الأنبیاءِ أُمِرنا أنْ نُکَلِّمَ الناسَ علَی قدْرِ عُقُولِهِمْ(12)؛ هرگز با بندگان خدا از ژرفای عقلش سخن نگفت و فرمود: ما گروه پیامبران موظّفیم با مردم بر اساس عقل و فهمشان سخن بگوییم.

 

به نقل از انس بن مالک، پیامبر اعظم(ص) می فرمود: لا تُحَدِّثُوا الناسَ بِما لا یَعْرِفُونَ، أتُحِبُّونَ أنْ یُکَذِّبَ اللهُ و رسُولُهُ؟ معارفی را که مردم از شناخت آن ناتوانند، نگویید. آیا می خواهید خدا و رسولش تکذیب شوند؟

 

هم چنین آن حضرت می فرماید: لا تُوءْتُوا الْحِکْمَةَ غَیرَ اَهْلِهَا فَتَظْلِمُوها، وَ لا تَمْنَعُوها أهلَها فَتَظْلِمُوهُمْ(13)؛ حکمت را به غیر اهلش ندهید؛ که به آن ستم کرده اید و از اهلش دریغ مدارید؛ که به آنان ستم کرده اید.

 

امام صادق(ع) به یونس بن عبدالرحمان که بصریان علیه او شوریدند فرمود: یا یُونسُ، إِرْفِقْ بِهِمْ، فَإنَّ کَلامَکَ یَدُقُّ عَلَیْهِمْ...؛(14) با اینان مدارا کن، زیرا کلام تو دقیق تر از آن است که اینان بفهمند... .

 

پیامبر اکرم(ص) می فرمود: لا تُحَدِّثُوا اُمَّتِی مِن أحَادِیثِی إلاّ بِما تَحْمِلُهُ عُقُولُهُمْ(15)؛ از احادیثم، بیش از اندازه ای که درک و عقلشان ظرفیت دارد، مگویید.

بیشتر احادیث کلامی، دشواراند و قابل طرح در مجالس عمومی نیستند، ولی بیشتر احادیث اخلاقی و تاریخی، قصه ای روان و ساده دارند.


پی نوشت ها:

1. «مَا أکْثَر العِبَرُ وَ أقَلّ الإعتبارٌ». نهج البلاغه، خطبه106 و حکمت 297.

2. الکافی، ج 2، ص 496، باب «ما یحب من ذکر الله عزّ و جلّ فی کلّ مجلس».

3. غررالحکم، ح 7851.

4. تحریم: 6.

5. صحیح بخاری، ج 1، ص 25. کتاب العلم، باب «ما کان النبی(ص) یتخولّهم بالموعظه و العلم کی لا ینفروا» و باب «من جعل لأهل العلم أیاماً معلومه».

6. نک: اصول کافی، ج 2، ص 82، باب «استواء العمل و المداومه علیه»؛ ص 86، باب «الاقتصاد فی العباده»؛ شرح اصول کافی مازندرانی، ج 8، ص 248؛ نهج البلاغه، ج 4، ص 103، القصار، ص 278؛ مستدرک الوسائل، ج 3، ص 54، ح 3003.

7. غررالحکم، ح 2637.

8. همان، ح 4139.

9. سُبُل الهدی و الرشاد، ج 8، ص 222.

10. مبلّغ باید با شخصیت های متخصص در علوم مورد ابتلا و مراکز مربوط به ادیان، مذاهب، کلام، شبهه شناسی، مهدویت و... آشنا باشد و آدرس دقیق، تلفن، پست الکترونیک و سایت آنان را در اختیار مخاطبان خویش قرار دهد.

11. الکافی، ج 1، ص 44، باب «من عمل بغیر علم»، ح 2.

12. الکافی، ج 8، صص 268 و 394؛ بحارالانوار، ج 77، ص 140.

13. بحارالانوار، ج 2، ص 78، ح 69؛ ص 66، ح 7 و 8، (با تفصیل و تفاوت).

14. همان، ص 66، ح 6، باب «النهی عن کتمان العلم و الخیانه...».

15. همان، ص 77، ح 61.

پدید آورنده : علی مختاری

منبع : پایگاه حوزه نت

تهیه و تنظیم : جواد دلاوری ، گروه حوزه علمیه تبیان

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین