اگر افرادى که نزدیک هستند نیروهاى آماده را جذب نکنند، دشمنان آن نیروها را جذب کرده و از آنها بهره بردارى مى کنند.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

مراقب باشیم نخبگان را نربایند!


اگر افرادى که نزدیک هستند نیروهاى آماده را جذب نکنند، دشمنان آن نیروها را جذب کرده و از آنها بهره بردارى مى کنند.


فرار مغزها

پدیده "فرار مغزها" در عصر ما یک جریانی است که دولت های استعماری نهایت بهره برداری را از آن می کنند و ضرر و زیانش دامن جوامع ضعیف را می گیرد ، کسانی از سرمایه های وطنی استفاده کردند رشد کردن و بالیدند را اگر مواظبت نکنیم و قدر نشناسیم ، دیگران از میوه آن ها بهره می برند ، ما باید مواظب همه افرادی باشیم که به ما نزدیکند،نباید با ندانم کاری آن ها را از خود گریزان کرده و از پیکره جامعه خود جدا کنیم ، جامعه ما نیازمند این نیروهای زبده است .

این امر را می توان در سایر جوانب هم تسری داد مثلا خانواده ای با هزاران خون دل فرزندی را می پرورانند و بعد با بی مهری از خود می رانند و به چنگ و دندان  گرگ های فرصت طلب می سپارند!

به فرض هم که اشتباهاتی از آن ها سر بزند خداوند متعال عفو و گذشت و هدایت را برای چنین وقت هایی مقرر فرموده است. ببینید امام علی علیه السلام چقدر موجز و عمیق این امر را به ما هشدار می دهند:

حضرت على(علیه السلام) مى فرمایند: «مَنْ ضَیَّعَهُ الاَْقْرَبُ أُتیحُ لَهُ الاَْبْعَدُ ؛ کسى که نزدیکانش او را رها سازند، آنها که دورند او را مى برند».(1)

عدّه اى این جمله امام(علیه السلام) را تطبیق کردند بر پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) که منظور آن حضرت است و «اقرب» یعنى خویشاوندان او که همان قریش و اهل مکّه باشند که وقتى دست از یارى و کمک پیامبر برداشتند، دورافتادگان یعنى اهل مدینه حضرت را یارى کردند.(2)

ولى این جمله امام(علیه السلام) یک معناى وسیع و گسترده اى دارد و اشاره به این است که باید بدانیم که قانون جاذبه و دافعه یک قانون عمومى است که بر سراسر نظام آفرینش حکومت مى کند و هیچ ذره اى از ذرات جهان هستى از دایره حکومت جاذبه عمومى خارج نبوده و همه محکوم آنند. و انسان ها هم از این قانون مستثنا نیستند و دوستى ها و دشمنى ها، جلوه اى از جذب و دفع انسانى است که بر اساس سنخیت و یا ضدّیّت پى ریزى شده است، اینکه دو نفر دوست دارند با هم باشند به خاطر سنخیت بین آنهاست و اگر بینشان مشابهتى نباشد همدیگر را جذب نمى کنند و جذب و دفع دو رکن اساس زندگى بشر است.

 

انسان ها از لحاظ جاذبه و دافعه به طبقات مختلفى تقسیم مى شوند:

1. افرادى هستند که نه جاذبه دارند و نه دافعه، نه با کسى دوست هستند و نه با کسى دشمن آنها افرادى هستند بى تفاوت که موجودى بى ارزش و بى ثمر هستند و هدفشان فقط خوردن و خوابیدن است، مثل حیوانات.

2. مردمى که جاذبه دارند اما دافعه ندارند، با همه مردم خوبند و همه آنها را دوست دارند، این هم از نظر اسلام مردود است چرا که انسان باید با خوبان خوب باشد و با بدان بد باشد، مؤمنان را به سوى خود جذب کند و افراد خائن را از خود دور کند.

دوستى ها و دشمنى ها، جلوه اى از جذب و دفع انسانى است که بر اساس سنخیت و یا ضدّیّت پى ریزى شده است، اینکه دو نفر دوست دارند با هم باشند به خاطر سنخیت بین آنهاست و اگر بینشان مشابهتى نباشد همدیگر را جذب نمى کنند و جذب و دفع دو رکن اساس زندگى بشر است

3. مردمى که دافعه دارند امّا جاذبه ندارند، با کارهایشان براى خود دشمن درست مى کنند امّا دوست پیدا نمى کنند، اینها هم افرادى ناتوان هستند چرا که در حدیثى امام على(علیه السلام)مى فرمایند: ناتوان ترین مردم کسى است که از یافتن دوست ناتوان باشد.

4. مردمى که هم جاذبه دارند هم دافعه شخص مؤمن باید در زندگى این گونه باشد که دوستان جان فشان پیدا مى کند و دشمنان را از خود دور مى کند. پیشوایان ما این گونه بودند.(3)

یک جامعه باید هم نیروى جاذبه و هم نیروى دافعه داشته باشد، چنانکه قرآن مى فرماید: (أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ)(4) که دافعه اش در مقابل کفّار و جاذبه اش در مقابل خودى هاست. حال اگر آنجا که باید جاذبه داشته باشیم، تبدیل به دافعه شود، مردم از حوزه جاذبه دور مى شوند و در حوزه جاذبه دشمن قرار مى گیرند، مثل کره ماه که دور زمین مى گردد اگر دافعه زمین زیاد شود از زمین دور مى شود و جذب کرات دیگر منظومه شمسى مى شود. نکته قابل توجّه اینکه باید مراقب باشیم و با کوچک ترین نقطه ضعف، افراد را از خود نرانیم، چرا که به غیر از معصوم(علیه السلام)، همه جایز الخطا هستند و با کمترین خطا طردشان نکنیم. بعضى عادتشان است که فقط نقاط ضعف را مى بینند و لذا مى بینیم که غالباً بدبین هستند و این خُلق شیطانى است. باید در زندگى نقاط قوت دیگران را ببینیم و نقاط ضعف را به آنها گوشزد کنیم.

مخصوصا در این میانه ای که ما گیر کرده ایم دشمنان آماده اند تا از کوچکترین خطای ما بهره برداری کنند،نباید اجازه دهیم نخبگان ما را بربایند ،نباید آن ها را دو دستی تقدیمشان کنیم، بگذاریم مردممان از ما کنده به آن ها پناه ببرند .

 

پی نوشت ها :

1. نهج البلاغه، حکمت 14.

2. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ذیل حکمت 14.

3. این تقسیمات چهارگانه از کتاب «دافعه و جاذبه على(علیه السلام)» از شهید مطهرى گرفته شده است.

4. سوره فتح، آیه 29.

فرآوری : محمدی

بخش نهج البلاغه تبیان


منبع : سایت آیت الله مکارم شیرازی

مشاوره
مشاوره
در رابطه با این محتوا تجربیات خود را در پرسان به اشتراک بگذارید.