سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
ماهی کوچولو از وقتی چشم باز کرده بود توی یه آکواریوم مغازه ی ماهی فروشی ،تو یه شهر دور از دریا زندگی می کرد اما به خاطر قصه های زیادی که از زیبایی و عظمت دریا شنیده بود عاشق دریا شده بود
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

ماهی کوچولو به آرزوش رسید
ماهی کوچولو به آرزوش رسید

ماهی کوچولو از وقتی چشم باز کرده بود توی یه آکواریوم مغازه ی ماهی فروشی ،تو یه شهر دور از دریا زندگی می کرد اما به خاطر قصه های زیادی که از زیبایی و عظمت دریا شنیده بود عاشق دریا شده بود.آخه همیشه نزدیک غروب که می شد ماهی های پیر و لاک پشت قدیمی آکواریوم، برای بقیه از عظمت و زیبایی دریا، و قشنگی روزهایی که توی دریا زندگی کرده بودن، تعریف می کردن. به همین دلیل ماهی کوچولو مدتها بود یه آرزوی بزرگ توی دلش داشت .آرزو داشت دریا رو ببینه و توی دریا زندگی کنه . ماهی کوچولو همیشه منتظر یه اتفاق بود تا بلکه راهی به سوی دریا پیدا کنه .

کم کم زمستون سپری شد و بوی بهار همه جا رو پر کرد. چند ساعت مونده بود به آغاز فصل بهار که بالاخره یه اتفاق خاص برای ماهی کوچولو افتاد . پسرکی شاد و مهربون ،ماهی کوچولو رو خرید و با خودش به خونه برد و توی یه تنگ کوچیک آب انداخت .مامان لبخندی زد و تنگ ماهی رو سر سفره ی هفت سین گذاشت .چند ساعت بعد، نزدیک تحویل سال، همه ی خانواده  در حالیکه بسیار خوشحال بودن و لبخند می زدند، کنار سفره نشستند. تنها کسی که سر سفره اخم کرده بود، ماهی کوچولو بود که خیلی ناراحت بود .اصلا دلش می خواست گریه کنه .آخه به جای دریا، حالا توی یه تنگ کوچیک تر از آکواریوم گرفتار شده بود. ماهی کوچولو خبر نداشت که سر سفره ی هفت سین، لحظه ی تحویل سال، دعاش مستجاب می شه و به آرزوش می رسه .

اما چون دید همه دارن دعا می کنن،او هم به صفحه ی باز قرآن که توی دستای مامان پسرک بود خیره شد و دعا کرد و آرزوشو گفت و تکرار کرد.

هنوز دعاهای ماهی کوچولو تموم نشده بود که سال نو از راه رسید و همه همدیگر و بوسیدن و به هم تبریک گفتن . بعد از تحویل سال، بابا گفت حالا یه مژده براتون دارم . امسال تعطیلات عید می ریم لب دریا و حسابی آب بازی می کنیم .پسرک فریاد زد : آخجون ،دریا ...دریا ...،بعد نگاهی به ماهی کوچولو کرد و گفت :حتما تورو هم با خودم می برم و توی دریا می اندازم .دلم می خواد دریا رو به تو عیدی بدم. حالا ماهی کوچولو هم هورایی کشید و چنان شیرجه ای زد که از آب بیرون پرید و دوباره زیر آب رفت .

سه روز بعد ماهی کوچولو از توی دستای پسرک پرید توی دریا و به آرزوش رسید .

 ماهی کوچولو سالهای زیادی توی دریا با شادی و نشاط زندگی کرد و همیشه لحظه ی تحویل سال رو توی دریا جشن عید می گرفت و به ماهیا می گفت موقع تحویل سال آرزوها برآورده می شه .

راستی شما هم آرزوهای خودتون رو توی دعاهاتون بگید مخصوصا روزهای عید زیاد دعا کنید،حتما براورده می شه .

 

 

انسیه نوش آبادی

بخش کودک و نوجوان تبیان


مطالب مرتبط:

جوجه کوچولوی ترسو

امام مهربون؛ سلام

تی‌شرت دی دی

بالش نی‌نی حرف می‌زنه

عینک خانم موش کوره

مداد سیاه و رنگین کمان

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین