سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
فرشتگان عبادت بیشترى داشتند و آدم، علم بیشترى داشت. رابطه مقام خلافت با علم، بیشتر از عبادت است.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

فرشتگان در بوته آزمایش‏


معلّم واقعى خداست و قلم، بیان، استاد و كتاب، زمینه‏هاى تعلیم هستند. برترى انسان بر فرشتگان، به خاطر علم است .و انسان براى دریافت تمام علوم، استعداد و لیاقت دارد.

البته فرشتگان عبادت بیشترى داشتند و آدم، علم بیشترى داشت. رابطه مقام خلافت با علم، بیشتر از عبادت است.


فرشته
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِی بأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ
(بقره31)
و خداوند همه‏ى اسماء (حقائق و اسرار هستى) را به آدم آموخت، سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مى‏گویید، از اسامى اینها به من خبر دهید؟

 

فرشتگان در بوته آزمایش‏

آدم به لطف پروردگار داراى استعداد فوق العاده‏اى براى درك حقایق هستى بود. خداوند این استعداد او را به فعلیت رسانید و به گفته قرآن" به آدم همه اسماء (حقایق و اسرار عالم هستى) را تعلیم داد" گر چه مفسران در تفسیر" علم اسماء" بیانات گوناگونى دارند، ولى مسلم است كه منظور تعلیم كلمات و نام‏هاى بدون معنا به آدم نبوده، چرا كه این افتخارى محسوب نمیشده است، بلكه منظور دادن معانى این اسماء و مفاهیم و مسماهاى آنها بوده است.

البته این آگاهى از علوم مربوط به جهان آفرینش و اسرار و خواص مختلف موجودات عالم هستى، افتخار بزرگى براى آدم بود.

در حدیثى داریم كه از امام صادق (علیه السلام) پیرامون این آیه سؤال كردند، فرمودند:" الارضین و الجبال و الشعاب و الاودیه ثم نظر الى بساط تحته، فقال و هذا البساط مما علمه‏ «منظور زمین ها، كوه‏ها، دره‏ها و بستر رودخانه‏ها (و خلاصه تمامى موجودات) مى‏باشد، سپس امام (علیه السلام) به فرشى كه زیر پایش گسترده بود نظرى افكندند فرمودند: حتى این فرش هم از امورى بوده كه خدا به آدم تعلیم داد"! (مجمع البیان ذیل آیات مورد بحث)

بنابراین علم اسماء چیزى شبیه" علم لغات" نبوده است بلكه مربوط به فلسفه و اسرار و كیفیات و خواص آنها بوده است، خداوند این علم را به آدم تعلیم كرد تا بتواند از مواهب مادى و معنوى این جهان در مسیر تكامل خویش بهره گیرد.

جمله"ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ" (آنچه را در درون مكتوم مى‏داشتید) اشاره به این است كه فرشتگان چیزى جز آنچه را اظهار كردند در دل داشتند، بعضى گفته‏اند این اشاره به آن حالت استكبار ابلیس است كه آن روز در صف فرشتگان قرار داشت، و مخاطب به خطاب آنان بود. او در درون خود تصمیم داشت كه هرگز در برابر آدم خضوع نكند

همچنین استعداد نام‏گذارى اشیاء را به او ارزانى داشت تا بتواند اشیاء را نام‏گذارى كند و در مورد احتیاج با ذكر نام آنها را بخواند تا لازم نباشد عین آن چیز را نشان دهد، و این خود نعمتى است بزرگ، ما هنگامى به اهمیت این‏ موضوع پى مى‏بریم كه مى‏بینیم بشر امروز هر چه دارد به وسیله كتاب و نوشتن است و همه ذخائر علمى گذشتگان در نوشته‏هاى او جمع است، و این خود بخاطر نام‏گذارى اشیاء و خواص آنها است، و گر نه هیچگاه ممكن نبود علوم گذشتگان به آیندگان منتقل شود.

"سپس خداوند به فرشتگان فرمود اگر راست مى‏گوئید اسماء اشیاء و موجوداتى را كه مشاهده مى‏كنید و اسرار و چگونگى آنها را شرح دهید" (ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِی بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ)

ولى فرشتگان كه داراى چنان احاطه علمى نبودند در برابر این آزمایش فرو ماندند لذا در پاسخ" گفتند (آیه بعد):

 قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِیمُ الْحَكِیمُ (بقره 32)

امتحان

فرشتگان گفتند: پروردگارا! تو پاك و منزهى، ما چیزى جز آنچه تو به ما آموخته‏اى نمى‏دانیم، همانا تو داناى حكیمى.

یعنی:«اگر ما در این زمینه سؤالى كردیم از ناآگاهیمان بود، ما این مطلب را نخوانده بودیم، و از این استعداد و قدرت شگرف آدم كه امتیاز بزرگ او بر ما است بیخبر بودیم، حقا كه او شایسته خلافت تو است و زمین و جهان هستى بى‏وجود او كمبودى داشت.»

در اینجا نوبت به آدم رسید كه در حضور فرشتگان اسماء موجودات و اسرار آنها را شرح دهد.(آیه بعد):

قالَ یا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ (بقره33)

(خداوند) فرمود: اى آدم فرشتگان را از نام‏هاى آنان خبر ده. پس چون آدم آنها را از نام‏هایشان خبر داد، خداوند فرمود: كه آیا به شما نگفتم كه اسرار آسمان‏ها و زمین را مى‏دانم و آنچه را آشكار مى‏كنید و آنچه را پنهان مى‏داشتید (نیز) مى‏دانم.

در اینجا فرشتگان در برابر معلومات وسیع و دانش فراوان این انسان سر تسلیم فرود آوردند، و بر آنها آشكار شد كه لایق خلافت زمین تنها او است!.

جمله"ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ" (آنچه را در درون مكتوم مى‏داشتید) اشاره به این است كه فرشتگان چیزى جز آنچه را اظهار كردند در دل داشتند، بعضى گفته‏اند این اشاره به آن حالت استكبار ابلیس است كه آن روز در صف فرشتگان قرار داشت، و مخاطب به خطاب آنان بود. او در درون خود تصمیم داشت كه هرگز در برابر آدم خضوع نكند.

ولى این احتمال نیز وجود دارد كه منظور این بوده كه فرشتگان خود را واقعا شایسته‏تر از هر كس براى خلافت الهى در روى زمین مى‏دانستند، گر چه اشاره‏اى به این مطلب كردند ولى با صراحت آشكار ننمودند.

فرشتگان، خود را به مقام خلیفة اللهى لایق‏تر مى‏دانستند. «إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ» در روایتى از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه فرمودند: «إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ» یعنى اگر شما فرشتگان در ادّعاى لایق‏تر بودن خود، صادق هستید

پاسخ به دو سؤال

در اینجا دو سؤال باقى مى‏ماند و آن اینكه خداوند چگونه این علوم را به آدم تعلیم نمود؟

وانگهى اگر این علوم را به فرشتگان نیز تعلیم مى‏نمود آنها نیز همین فضیلت آدم را پیدا مى‏كردند، این چه افتخارى براى آدم است كه براى فرشتگان نیست؟

در پاسخ باید به این نكته توجه داشت كه تعلیم در اینجا جنبه تكوینى داشته یعنى خدا این آگاهى را در نهاد و سرشت آدم قرار داده بود و در مدت كوتاهى آن را بارور ساخت.

اطلاق كلمه" تعلیم" در قرآن به" تعلیم تكوینى" در جاى دیگر نیز آمده است، در سوره رحمن آیه 4 مى‏خوانیم" علمه البیان" خداوند بیان را به انسان آموخت، روشن است كه این تعلیم را خداوند در مكتب آفرینش به انسان داده و معنى آن همان استعداد و ویژگى فطرى است كه در نهاد انسانها قرار داده تا بتوانند سخن بگویند.

و در پاسخ سؤال دوم باید توجه داشت كه ملائكه آفرینش خاصى داشتند كه استعداد فراگیرى اینهمه علوم در آنها نبود، آنها براى هدف دیگرى آفریده شده بودند، نه براى این هدف، و بهمین دلیل فرشتگان بعد از این آزمایش واقعیت را دریافتند و پذیرفتند، ولى شاید خودشان در آغاز فكر مى‏كردند براى این هدف نیز آمادگى دارند، اما خداوند با آزمایش علم اسماء تفاوت استعداد آنها را با آدم روشن ساخت.

انس با قرآن

باز در اینجا سؤال دیگرى پیش مى‏آید كه اگر منظور از علم اسماء علم اسرار آفرینش و فهم خواص همه موجودات است پس چرا ضمیر" هم" در جمله" ثم عرضهم" و" اسمائهم" و كلمه" هؤلاء" كه معمولا همه اینها در افراد عاقل استعمال مى‏شود در این مورد به كار رفته است؟

در پاسخ مى‏گوئیم:

چنین نیست كه ضمیر" هم" و كلمه" هؤلاء" منحصرا در افراد عاقل به كار برده شود بلكه گاهى در مجموعه‏اى از افراد عاقل و غیر عاقل و یا حتى در مجموعه‏اى از افراد غیر عاقل نیز استعمال مى‏شود، چنان كه یوسف (علیه السلام) در باره ستارگان و خورشید و ماه گفت" رَأَیْتُهُمْ لِی ساجِدِینَ":" من در خواب دیدم همه آنها براى من سجده مى‏كنند" (سوره یوسف آیه 4)

 

پیامهای آیه 31بقره:

1ـ معلّم واقعى خداست و قلم، بیان، استاد و كتاب، زمینه‏هاى تعلیم هستند. «عَلَّمَ»

2ـ برترى انسان بر فرشتگان، به خاطر علم است. «وَ عَلَّمَ آدَمَ»

3ـ انسان براى دریافت تمام علوم، استعداد و لیاقت دارد.«كُلَّها»

4ـ فرشتگان عبادت بیشترى داشتند و آدم، علم بیشترى داشت. رابطه مقام خلافت با علم، بیشتر از عبادت است. «نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ») ( «عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ»

5ـ براى روشن كردن دیگران، بهترین راه، برگزارى امتحان و به نمایش گذاشتن تفاوت‏هاست. «عَلَّمَ») ( «ثُمَّ عَرَضَهُمْ») ( «فَقالَ أَنْبِئُونِی»

مفسران در تفسیر" علم اسماء" بیانات گوناگونى دارند، ولى مسلم است كه منظور تعلیم كلمات و نام‏هاى بدون معنا به آدم نبوده، چرا كه این افتخارى محسوب نمیشده است، بلكه منظور دادن معانى این اسماء و مفاهیم و مسماهاى آنها بوده است

 

6ـ فرشتگان، خود را به مقام خلیفة اللهى لایق‏تر مى‏دانستند. «إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ» (در روایتى از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه فرمودند:«إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ» یعنى اگر شما فرشتگان در ادّعاى لایق‏تر بودن خود، صادق هستید. (تفسیر نور الثقلین)

 

پیام‏های آیه 32بقره:                          

1ـ عذرخواهى از سؤال بدون علم، یك ارزش است.«سُبْحانَكَ»

2ـ اوج گرفتن‏ها و خود برتر دیدن‏ها باید تنظیم شود. گویندگان سخن «نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ» گفتند: «لا عِلْمَ لَنا»

به جهل خود اقرار كنیم. «لا عِلْمَ لَنا» فرشتگان عالى‏ترین نوع ادب را به نمایش گذاشتند. كلمات: «سُبْحانَكَ»، «لا عِلْمَ لَنا»، «عَلَّمْتَنا»، «إِنَّكَ»، «أَنْتَ الْعَلِیمُ الْحَكِیمُ»، همه نشانه‏ى ادب است.4ـ علم فرشتگان، محدود است. «لا عِلْمَ لَنا»

5ـ علم خداوند، ذاتى است «إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِیمُ» ولى علم دیگران، اكتسابى است. «عَلَّمْتَنا»

6ـ امور عالم را تصادفى نپنداریم. «أَنْتَ الْعَلِیمُ الْحَكِیمُ»

 

پیامهای آیه 33بقره:

1ـ به استعدادهاى لایق، فرصت شكوفایى و بروز بدهید. «أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ»

2ـ در آزمون علمى كه خداوند برگزار نمود، آدم بر فرشتگان برترى یافت.«فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ»

3ـ ملائكه علاوه بر آنچه گفتند، مسائلى را هم كتمان مى‏داشتند. «كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ»

آمنه اسفندیاری

بخش قرآن  تبیان


منابع:

1-  تفسیر نور ج1

2-  تفسیر نمونه ج1

3-  تفسیر نورثقلین

4-  مجمع البیان ذیل آیات مورد بحث

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین