سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
اروند، رودخانه‏ی بزرگی است در جنوبی‏ترین نقطه‏ی سرزمین ایران، که در کنار آن بزرگ‏ترین نخلستان جهان قرار دارد. در آن سوی رود، در سرزمین همسایه، نخلستان‏های بصره همه جا را پوشانده. در این سو، نخلستان‏های اروند کنار، مردمانی را که به دیدار این سرزمین می‏آیند
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

اروند (1)


 اروند، رودخانه‏ی بزرگی است در جنوبی‏ترین نقطه‏ی سرزمین ایران، که در کنار آن بزرگ‏ترین نخلستان جهان قرار دارد. در آن سوی رود، در سرزمین همسایه، نخلستان‏های بصره همه جا را پوشانده. در این سو، نخلستان‏های اروند کنار، مردمانی را که به دیدار این سرزمین می‏آیند، به دیار مدینه می‏برد. این نخل‏ها چه غم‏ها که بر دل آدمیان نمی‏گسترانند!


اروند (1)

اروند، رودخانه‏ی بزرگی است در جنوبی‏ترین نقطه‏ی سرزمین ایران، که در کنار آن بزرگ‏ترین نخلستان جهان قرار دارد. در آن سوی رود، در سرزمین همسایه، نخلستان‏های بصره همه جا را پوشانده. در این سو، نخلستان‏های اروند کنار، مردمانی را که به دیدار این سرزمین می‏آیند، به دیار مدینه می‏برد. این نخل‏ها چه غم‏ها که بر دل آدمیان نمی‏گسترانند!

اگر پای بر این سرزمین بگذاری و از میان جاده‏هایی که در میان نخلستان‏ها می‏گذرد عبور کنی، به سرزمینی می‏رسی که از سال 1364 خاطراتی فراموش ناشدنی دارد. در آن سال، در میان این جنگل انبوه و نی‏زار بی‏پایان، صدها سنگر گروهی ساخته شده بود و بسیجی‏ها، در میان نخل‏ها آماده بودند تا عملیات دیگری را آغاز کنند. 

غروب 20 بهمن ماه بود که سه هزار بسیجی، لباس غواصی بر تن کردند و آماده شدند. آفتاب که غروب کرد، به راه افتادند. آسمان سرد بود و باران نم نم بارش خود را آغاز می‏کرد. بسیجیان غواص در سکوت شب پا به درون اروند گذاشتند. آن شب، هزاران هزار فرشته در آسمان با نگاهی نگران و مضطرب، فرشتگان زمینی را می‏نگریستند که دل به دریای آب داده بودند. این چنین شد که نام اروند دوباره بر سر زبان‏ها افتاد و از فردای آن روز، همه از این مکان می‏گفتند، از این رود پرخروش، از این دریای آب. آری! اروند در میان اهل آسمان آشناتر از اهل زمین است. 

اما این پایان کاری نبود که آغاز شده بود. عملیات والفجر 8، نه یک شب، بلکه یک سال طول کشید تا به سرانجام رسید. یعنی درست از روزی که عملیات بدر در شرق دجله پایان یافت.

فرما‏ندهان جمع شدند تا طراحی عملیات دیگری را انجام دهند. آن‏ها، هر یک به نوعی عوامل عدم موفقیت در عملیات قبلی را برمی‏شمردند. عراقی‏ها با بسیج امکانات و توان رزمی، به وضع نابه‏سامان خود سر و سامان داده بودند و در بین قوای طرفین، موازنه برقرار شده بود. در پایان جلسه که دو روز طول کشید، فرما‏ندهان به این نتیجه رسیدند که امکانات، توانایی و مقدورات‏شان کافی نیست. چند تن از فرماندهان نظرشان این بود که منطقه‏ی اروند برای عملیات آزمایش و مشخص شود که امکان عملیات و کار در آن جا هست یا خیر؟ 

از نظر تاکتیکی، باید از رودخانه‏ای عبور می‏کردند که فقط در توان ارتش‏های درجه‏ی اول دنیا بود

با یک بررسی مختصر این نتایج به دست آمد: 

- از نظر تاکتیکی، باید از رودخانه‏ای عبور می‏کردند که فقط در توان ارتش‏های درجه‏ی اول دنیا بود. 

- شهر فاو عراق به تصرف درمی‏آمد و می‏توانستند از آن به عنوان برگ برنده و امتیاز استفاده کنند. 

- بعد از گذشتن از اروند با کشور کویت هم مرز می‏شدند که یکی از پشتیبانان اصلی عراق در جنگ بود. وقتی به خور عبدالله می‏رسیدند، در آن طرف، جزیره‏ی بوبیان کویت قرار داشت. 

- تسلط بر پایگاه موشکی عراق؛ در جنگ، عراقی‏ها همیشه به وسیله‏ی هواپیما و هلی‏کوپتر مشکل ساز می‏شدند و کشتی‏ها را در خلیج‏فارس مورد هدف قرار می‏دادند. پایگاه موشکی در راس البیشه قرار داشت و از این محل، هلی‏کوپترها به پرواز در می‏آمدند و موشک‏های اگزوسه را به طرف کشتی‏های تجاری ایران شلیک می‏کردند. 

- تنها راه دریایی عراق، منطقه‏ی راس البیشه و فاو بود. اگر ایران می‏توانست به این منطقه دست پیدا کند، در مثلثی قرار می‏گرفت که قاعده‏اش کارخانه‏ی نمک، یک ساق آن اروند و ساق دیگرش خور عبدالله بود. 

اروند (1)

- موضوع دیگر هم محاصره‏ی دریایی عراق بود. نیروی دریایی عراق از خور عبدالله وارد دریا می‏شد. در صورت تصرف این منطقه، مجبور می‏شد در بندر ام‏القصر باقی بماند و در منتهی الیه شمال خور عبدالله پناه بگیرد[1]

این منطقه مزیت‏های تاکتیکی هم برای قوای ایران داشت. از جمله، زمین منطقه‏ی عملیات برای نیروهای خودی امکان مانور مناسب و پشتیبانی آتش توپخانه را داشت. در حقیقت، از نوک راس البیشه تا عمق کارخانه نمک در تیررس آتش توپخانه‏ی ایران بود. این شرایط نشان می‏داد که بهترین و کاراترین طرح برای عملیات، عبور از رودخانه‏ی اروند و تصرف شهر فاو است. در ضمن عراقی‏ها هم در منطقه‏ی فاو و اروند احتمال انجام عملیات از طرف نیروهای ایرانی را نمی‏دادند. 

در آن روزها، سروان ستار ناصر معاون گردان اول تیپ 111 عراق بود. گردان او در منطقه‏ی فاو و اروندرود مستقر بود. او یک روز صبح متوجه یک هیات بلند پایه‏ی نظامی می‏شود. اعضای هیات وارد قرارگاه آن‏ها شدند: سرلشکر ستاد محمد سعید (افسر مصری در وزارت دفاع)، سرهنگ ستاد علی شعاته (افسر مصری)، سرهنگ ستاد محمد فوزی (افسر بازنشسته مصری)، سرهنگ احمد یمانی (افسر یمنی). آن‏ها برای بازدید از فاو و اروند و وضعیت استحکامات آن آمده بودند. دیدار این گروه ناگهانی و مخفیانه بود. سپهبد عبدالجواد ذنون، رییس کل استخبارات، هم چنین سپهبد تا به النعیمی و سپهبد هشام صباح الفخری هم همراه گروه بودند. 

آن‏ها پس از بازدید از خط، برای استراحت به قرارگاه گردان بازگشتند. در حین استراحت، ستار از آن‏ها درباره‏ی استحکامات‏شان پرسید. افسران مصری، در حالی که از کانال سوئز و نبردهای قهرمانانه‏ی خود صحبت می‏کردند، گفتند: مواضع شما از خط بارلیو[2]  هم مستحکم‏تر است و اگر نیروهای ایرانی قصد حمله به فاو را داشته باشند، شکست می‏خورند. مواضع شما اجازه‏ی عبور به هیچ جان‏داری نمی‏دهد و همین مواضع به تنهایی برای مقابله با ایرانی‏ها کافی است. با این حال و علی‏رغم ارزیابی هیات از منطقه، دلایل و نشانه‏هایی وجود داشت که خبر از یک حادثه‏ی نامعلوم می‏داد

آن‏ها پس از بازدید از خط، برای استراحت به قرارگاه گردان بازگشتند. در حین استراحت، ستار از آن‏ها درباره‏ی استحکامات‏شان پرسید. افسران مصری، در حالی که از کانال سوئز و نبردهای قهرمانانه‏ی خود صحبت می‏کردند، گفتند: مواضع شما از خط بارلیو[2]  هم مستحکم‏تر است و اگر نیروهای ایرانی قصد حمله به فاو را داشته باشند، شکست می‏خورند. مواضع شما اجازه‏ی عبور به هیچ جان‏داری نمی‏دهد و همین مواضع به تنهایی برای مقابله با ایرانی‏ها کافی است. با این حال و علی‏رغم ارزیابی هیات از منطقه، دلایل و نشانه‏هایی وجود داشت که خبر از یک حادثه‏ی نامعلوم می‏داد [3] .

 

 

                                                                          ادامه دارد...

پی نوشت ها:

(1)جاده های سربی، دفتر ادبیات و هنر مقاومت.

(2)خط بارلیو : دیواره ی دفاعی که ارتشهای عربی در نبردهای اکتبر سال 1973 پشت سر گذاشتند. قهرمان این صحنه سعد الدین الشاذلی است و مهندس و طراح این دیواره ی دفاعی یک افسر اسرائیلی به نام بارلیو بود.

(3) مدالهای شکسته ، دفتر ادبیات و هنر مقاومت.

بخش فرهنگ پایداری تبیان


منبع : برگرفته از کتاب اروند

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین