محبت، درجات دارد، آن درجه ى بالا، درجه ای است که محب، خودش را نمی خواهد، فقط محبوبش را می خواهد، و این وادی عجیبی است، در محبت والدین به اولاد کمی سیر کنید، موجها دارد محبت، هر موجش هم یک اثری دارد، به درجه ای می رسد که از اسم محبوبش لذت می برد
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

راز بزرگ تشرفات

تهذیب

چگونه می توان از گناه رهید و به تهذیب جان پرداخت؟

راه اساسی تزکیه ى نفس و طریق نیل به مکارم اخلاقی و توفیق یافتن بر انجام واجبات و ترک محرمات، محبت و دوستی حضرت ولی عصر علیه السلام است، که به مقتضای(من احبکم فقد احب الله) حب او، حب خدا است. هرچه مهر آن بزرگوار در دل انسان بیشتر شود، صفای باطن و کمال معنوی اش فزونتر گردد. مسلمانی که گرفتار گناه و آلوده به رذائل اخلاقی است قطعا امام زمانش را چنانکه باید و شاید دوست ندارد، زیرا اگر محبت محبوب در جان محب ریخت، اولین نشانه اش اطاعت از وی و پرهیز از ناخوشایندی های او است.


محبت از مقوله ى تشکیک و دارای مراتب و درجات مختلف است، شدت و ضعف دارد، چنانکه نور نیز اینگونه است، روشنائی یک شمع، نور برق، تابندگی خورشید، همه نور هستند، اما یکی از دیگری قویتر است، هرچه نور زیادتر و شدیدتر باشد، محدوده ى بیشتری را روشن می کند، محبت امام عصر علیه السلام نیز هر چه بیشتر در دل انسان پیدا شود، او را به مرحله ى عالیتری از اخلاق و فضیلت می رساند، بیشتر مردم، گمان می کنند که واقعا خدا و پیغمبر و اهل بیت عصمت و طهارت، علیهم السلام را دوست دارند و به راستی به امام زمانشان محبت دارند، اما اگر به عمق دل آنها برسی و زوایای قلبشان را بنگری، می یابی که حب خدا و پیغمبر و ائمه، علیهم السلام، سرپوشی است به روی حب نفس و خود دوستی آنها، یعنی چون خود را دوست دارند و می خواهند خویشتن را از عذاب و گرفتاری برهانند و به بهشت و رفاه برسانند، خدا را عبادت می کنند، به پیغمبر و اهل بیتش، سلام الله علیهم، توسل می جویند و سخن از مهر آنان می گویند.

محبت، درجات دارد، آن درجه ى بالا، درجه ای است که محب، خودش را نمی خواهد، فقط محبوبش را می خواهد، و این وادی عجیبی است، در محبت والدین به اولاد کمی سیر کنید، موجها دارد محبت، هر موجش هم یک اثری دارد، به درجه ای می رسد که از اسم محبوبش لذت می برد

محبت واقعی، دوستی کامل عیار و حقیقی، نشانه اش این است که محب، خود را برای محبوب بخواهد و جان خویش را فدای او سازد، نه آنکه او را برای خود بخواهد و وسیله ى رسیدن به منافع خویش قرار دهد. بیماری که در بستر افتاده و پزشک معالج را بر بالین خود می بیند، احساس می کند طبیب را دوست دارد و به او علاقمند است، اما این دوستی، دوستی واقعی به پزشک نیست، در حقیقت همان خود دوستی است که به این صورت جلوه کرده است، یعنی شخص مریض، بر اساس غریزه ى حب ذات، به سلامتی خویش علاقه مند است، از این رو احساس می کند پزشک را که وسیله ى درمان او است دوست دارد، پس در واقع، وسیله ى معالجه ى خویش و بازیافتن سلامت نفسش را دوست دارد، نه طبیب را، آنها که ادعای محبت به امام عصر، ارواحنا فداه دارند، و خود را دوستدار خدا و رسول و عترت او (علیهم السلام) می دانند، گرچه از آن بزرگواران اطاعت هم بکنند، اما باید انگیزه ى این اطاعت را بیابند، اگر بندگی خدا و اطاعت پیغمبر و امام را به داعی نجات خویش و برای نیل به رفاه و سعادت خود انجام دهند، این از همان نوع اطاعت دستورات پزشک است که برای بهبود یافتن و نجات از بیماری و مرگ انجام می گیرد، اما اگر از فرمان حق، تنها به انگیزه ى او و فقط برای او پیروی کنند، یعنی چون خدا سزاوار پرستش است، او را بندگی کنند، و از این رو که پیغمبر و اهل بیتش را ولی و اولی بنفس خویش می دانند، از آنها اطاعت نمایند، و جان و مال و همه ى امکانات خود را فدای خاک پای امام زمانشان سازند، محبت راستین ائمه ى اطهار علیهم السلام در قلبشان تابیده و مهر حقیقی حق، در دلشان خیمه زده است.

راز بزرگ تشرف به محضر حضرت صاحب الزمان علیه السلام، در زمان غیبت، همین یک کلمه است و بس: (محبت)، باید شوق شدید پیدا کرد و دوستی حقیقی به دست آورد تا به وصال یار رسید و از فیض محضر پربرکتش بهره مند شد، زیرا محبت واقعی، منشاء قرب روحی می شود و نزدیک شدن روحی، موجب دیدار محبوب می گردد.

محبت به امام زمان علیه السلام هم آثار دارد، یکی از آثارش، دوست داشتن دوستان آن حضرت است، یکی از نشانه هایش هدایت کردن گمراهان وتوجه دادن مردم به آن بزرگوار است، یکی از علائمش، محبوب ساختن او نزد مردم وایجاد شوق وحب او در دلها است

عالم ربانی و شیفته ى حضرت مهدی، سلام الله علیه، که از ده سالگی حتی یک شبانه روز بر او نگذشته که از توسل به امام زمانش غفلت کرده باشد و عمرش را در راه دعوت مردم عموما و سوق دادن نسل جوان خصوصا، به سوی مولی صاحب الزمان علیه السلام گذرانده، چه عالمانه و ارزنده فرموده در این باره، که فرازهائی از سخنانش چنین است:

(محبت، اکسیر عجیبی است، هرجا آمد انقلاب ماهیت می دهد، دیو را حور و ظلمت را نور می کند..).

(محبت، درجات دارد، آن درجه ى بالا، درجه ای است که محب، خودش را نمی خواهد، فقط محبوبش را می خواهد، و این وادی عجیبی است، در محبت والدین به اولاد کمی سیر کنید، موجها دارد محبت، هر موجش هم یک اثری دارد، به درجه ای می رسد که از اسم محبوبش لذت می برد..).

(محبت، گوهر عجیبی است، ای اهل دل و حال، ای طالبان حقیقت و راه، محبت، بالطبیعه محب را به محبوب می رساند..).

(محبت، مثل مغناطیس وآهن ربا است، هرجا باشد آهن را به خود می کشد..).

(از من می پرسند چه ذکر و ورد و ختم ودعائی بخوانیم که خدمت امام زمانمان برسیم؟ دعاها را بخوانید، مخصوصا دو تا، که یکی زیارت است و یکی توسل، زیارت (سلام علی آل یاسین) را بخوانید، روی تو هم نمی گویم، از کسی که ماموریت پیدا کرده از ساحت مبارکش، به یک واسطه، به خواندن این زیارت، برایتان نقل می کنم، و توسل (سلام الله الکامل التام) را بخوانید. اما آنکه شاهراه است و صراط مستقیم قوی و روشن و نزدیک، این است باید به او محبت پیدا کنی، باید دوستش داشته باشی..).

امام زمان

(اگر دوستی پیدا شد شما را می رساند، اگر علاقه پیدا شد، پشت کوه قاف هم که باشد شما را می کشاند وبالاخره به محبوب می رساند، حالا چطور برساند؟ قانون کلی که تحت ضابطه بیاید ندارد، می رسی، یا در خواب، یا در بیداری، یا به خودش، یا به خواصش، بالاخره نشانه ى اینکه رفته ای توی باغ به دستت می دهند، ولو یک برگ سبز باشد، ولو یک دانه گل باشد، ولو یک میوه باشد، باید به امام زمانتان محبت پیدا کنید، اگر دوست داشتی، صفحه ى وجودت عوض می شود..).

(باید محبت به امام زمان پیدا کنید، هیچ گنجی، هیچ راهی، هیچ ذکر ووردی، هیچ طلسم واسمی بالاتر از این نیست، اقرب الطرق، برای رسیدن به درگاه وپیشگاه شما عالم امکان، محبت به آن بزرگوار است..).

(باید محبت، مستقر شود، باید به پایه ای برسد که در فراق او بسوزی، بنالی، اشک بریزی، در طلب حقیقی اش برآئی، خسته و مانده نشوی..).

(اصل الاصول، جوهر الجواهر، عصاره ى همه ى کلمات، یک کلمه است: باید به امام زمان، محبت پیدا کنی، باید محبت هم شدید شود، خود محبت، راهها را باز می کند وتو را به او نزدیک می کند، محبت، او را می کشاند..)..

و محبت، نشانه ها دارد.

یکی از آثار محبت، این است که محب، شئون وآثارمحبوبش را دوست دارد، حب به شیئی، مستلزم حب به آثار آن است.

امر على الدیار دیار سلمى                 فما حب الدیار شغفن قلبی              

اقبل ذا الجدار وذا الجدارا                   ولکن حب من سکن الدیارا (1)

به طرف محله و کوچه ى محبوبم می روم، به خانه ى او می رسم، سر به درش می گذارم، دهان به دیوارش می نهم، می بوسم، می بویم..).

(هر چیزی نشانه ای دارد، گواه عاشق صادق، در آستین باشد... محبت به امام زمان علیه السلام هم آثار دارد، یکی از آثارش، دوست داشتن دوستان آن حضرت است، یکی از نشانه هایش هدایت کردن گمراهان وتوجه دادن مردم به آن بزرگوار است، یکی از علائمش، محبوب ساختن او نزد مردم و ایجاد شوق و حب او در دلها است. اگر محبت به حضرت داشته باشی، برای او اشک می ریزی، دنبال او می دوی، به سراغش می روی، از این عالم و آن عالم می پرسی که به چه راهی باید رفت تا به محبوب رسید؟ عاقبت، جوینده یابنده است... حوصله می خواهد، صبر و شکیبائی می خواهد، رنج راه متحمل شدن می خواهد، سوختن در فراق می خواهد، دویدن این سر و آن سر می خواهد، اینها نشانه های محبت است).

محبت واقعی، دوستی کامل عیار و حقیقی، نشانه اش این است که محب، خود را برای محبوب بخواهد و جان خویش را فدای او سازد، نه آنکه او را برای خود بخواهد و وسیله ى رسیدن به منافع خویش قرار دهد. بیماری که در بستر افتاده و پزشک معالج را بر بالین خود می بیند، احساس می کند طبیب را دوست دارد و به او علاقمند است، اما این دوستی، دوستی واقعی به پزشک نیست، در حقیقت همان خود دوستی است که به این صورت جلوه کرده است

متاسفانه بسیاری از شیعیان، به یاد حضرت صاحب الزمان علیه السلام نیستند و از دعا برای ظهور شریفش غافلند، اما همان گروهی هم که در ظاهر، نام آن حضرت را می برند و در پنهان و آشکار برای قرب فرج دعا می کنند، اگر به ژرفای دلشان برسی، می یابی که امام عصر، ارواحنا فداه، را برای خود می خواهند و او را برای رفع ناراحتی ها و درمان دردهای خویش طلب می کنند، تعداد کمی هستند کسانی که درخواست ظهور حضرت حجت، ارواحناه فداه را بنمایند، اما نه برای رفاه و آسایش خود، بلکه برای نجات آن محبوب غریب از زندان غیبت و رهائی آن مظلوم هجران کشیده از غربت و خلاص شدن آن امام ستم دیده، از رنج ومحنت.

ابو بصیر گوید:

به امام صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم، گشایش کی فرا رسد؟

فرمود: ای ابابصیر، تو هم از جمله ى دنیاخواهان و در زمره ى دنیا طلبان هستی؟ کسی که این امر را بشناسد، در اثر انتظارش، به گشایش رسیده است. (2)

گویا چون حضرت صادق علیه السلام می دانسته که انتظار ابابصیر برای رسیدن به منافع مادی و امور دنیوی است، این گونه به او پاسخ فرموده است؛ آری، گرچه انتظار ظهور دولت حقه، از افضل عبادات و برترین طاعات است، اما در صورتی که انگیزه این انتظار، نجات محبوب و رفع پریشانی ها و غمهای او باشد، نه رهائی خویش از ناملائمات، و رسیدن به مطامع دنیوی و پول ومادیات، که این دو انگیزه و صاحبانش، به هنگام امتحان، خوب شناخته می شوند و هر یک راهی جدا دارند، یاران حقیقی، منتظران واقعی، محبان راستین و دوستداران پاکباخته ى حضرت بقیة الله، ارواحنا لتراب مقدمه الفداء، جز به او نمی اندیشند، غیر از نجات و رفاه او نمی خواهند، و در راه یاری و دوستی اش، جان بر کف نهاده، راضی هستند که حضرتش ظهور فرماید و از محنت برهد، ولو آنان بمیرند و در رکابش قطعه قطعه شوند، اما یاران ظاهری که همه چیز و همه کس را برای خود می خواهند و عمق محبتشان، حب ذات و خود دوستی است تا وقتی نام محبوب را می برند و از او احترام می کنند، که در مسیر منافع و حافظ حیاتشان باشد، اما به مجرد احساس خطر، روی برمی تابند و او را فراموش می کنند.

 

پی نوشت:

1- یعنی بر آن دیار، که منزلگاه سلمی است عبور می کنم، این دیوار و آن دیوار را می بوسم، محبت آن دیار، قلب مرا نربوده، بلکه مهر و دوستی کسی که در آن دیار است، دلم را لبریز نموده است.

2- مرآت العقول جلد 4 صفحه ى 188.

فرآوری: امیر رضا عرب

بخش مهدویت تبیان


منبع: پیام امام زمان

نویسنده: سید جمال الدین حجازی

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .