سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
این روش، بگونه‏اى ساده در دوره امام هادى علیه السلام آغاز شد كه ‏ایشان بواسطه جور و ظلم حكام، از انظار پنهان شد و از راه توقعیات و نامه‏ ها براى پیروان خود پیام مى‏فرستاد و با آنان تماس میگرفت تا شیعیان، به تدریج به این معنى عادت كنند و این روش با فهم و د
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

امام عسكری علیه السلام، زمینه ساز رخدادی عظیم

امام حسن عسگری

امام حسن عسکرى علیه السلام می دانست كه اراده الهى براى ایجاد دولت ‏«الله‏» بر روى زمین، بر این تعلق گرفته است كه فرزندش مهدى علیه السلام غیبت كند و هموار كردن راه غیبت بر عهده اوست. محیط امام علیه السلام كه محیطى فاسد و منحرف بود و سطح فکری و روحى آن پائین‏ آمده بود، نمى‏توانست تا ژرفاى این ایمان، بالائى گیرد و به بلنداى این تفكر دست ‏یابد. بخصوص كه غیبت امام رویدادى بود كه در تاریخ امت، مانندى نداشت.

اگرچه بشارت پیشینیان، به آمدن مهدى علیه السلام و روایات متواتر و صحیح از حضرت نبى‏اكرم صلی الله علیه و آله که مؤلفان کتب صحاح همچون بخارى و مسلم نیز آن را روایت كرده‏اند، اثرى عمیق در رسوخ فكر «انتظار مهدى علیه السلام» در نفوس مسلمانان داشت اما آن تصریحات، نمی توانست دشواری این مسئولیت سنگین امام عسكرى علیه السلام را کاملا برطرف سازد که ایشان بعنوان پدر مهدى علیه السلام، مردم را قانع سازد كه زمان ‏غیبت فرا رسیده است و تنفیذ آن امر در شخص فرزندش امام مهدى علیه السلام صورت‏ گرفته است. این معنى بالنسبة به فردى عادى ،امرى دشوار بود، چه،امكان‏داشت آن فرد، ناگهان ایمانش متزلزل گردد.

درباره غیبت، در منطق ایمان فرد عادى تفاوت زیادى‏ وجود دارد. فرد نمى‏تواند اثر آن را در زندگانى و بین ایمان به غیبت و اعتقاد به تنفیذ آن در زمان معاصر، حس كند. بررسى و ملاحظه آن معنى در فرضیه ‏توضیحى زیر وجود دارد.

اگر شخصى كه در صدق گفتارش تردید نداریم به ما خبر دهد كه به زودى ‏رستاخیز بر پا میشود، یا به زودى اجل ما فرا مى‏رسد، چنین خبرى به ایمان مابه او صدمه مى‏زند و در آن خدشه وارد میكند. زیرا ایمان به قبول وقوع‏ چنین امرى به نیروى مضاعف ایمان و اراده نیاز دارد و باید همه قدرت ایمانى و روحى خود را بسیج كنیم تا بدینوسیله به این امر غیبى مؤمن شویم.

آن حضرت می بایست بعنوان پدر مهدى علیه السلام، مردم را قانع سازد كه زمان ‏غیبت فرا رسیده است و تنفیذ آن امر در شخص فرزندش امام مهدى علیه السلام صورت‏ گرفته است. این معنى بالنسبة به فردى عادى ،امرى دشوار بود، چه،امكان‏داشت آن فرد، ناگهان ایمانش متزلزل گردد

این حقیقت‏روانى و مشكلات آن، امام حسن عسکرى علیه السلام را به این راه كشانید كه همه كوشش خود را بذل ‏فرماید تا صدمه كمترى به افكار مردم وارد شود و اذهان مردم را بدون رد و انكار، براى استقبال از آن آماده سازد و یاران و پایگاههاى خود را به ملزم بودن‏ به آن دعوت كند. بخصوص نسلى آگاه بپروراند كه هسته اصلى براى تربیت‏ نسلهائى كه با فعالیت‏خود تاریخ دو غیبت صغرى و كبرى را پایه گذارى كردند، تشكیل دهند.

باید آن شرایط و اوضاع دشوارى را كه امام و اصحابش از طرف دولت ‏تحمل كردند و ضرورت عمل و تبلیغ اندیشه انقلابى مهدى علیه السلام را كه در منطق ‏حكام براى هستى شان امرى خطرناك بود، بر این بیفزائیم.

از اینجا با كمال وضوح، دقت برنامه ریزى را كه بر عهده امام عسکری علیه السلام نهاده شده بود و دشوارى موضع او را كه دعوت و تبلیغ براى فرزندش مهدى علیه السلام بود،احساس میكنیم.

 

بیانیه‏ هاى زمینه ساز

فعالیت امام عسكرى علیه السلام و برنامه ریزى او در تحقق بخشیدن هدف مزبوربه دو كار مقدماتى نیاز داشت:

1) مخفى كردن مهدى(عج)از چشم مردم و نشان دادن وى فقط به ‏بعضى از خواص.

2) آنكه به هر ترتیب، فكر غیبت را در اذهان و افكار رسوخ دهد و به‏ مردم بفهماند كه این مسئولیت اسلامى را باید تحمل كنند و مردم را به این اندیشه‏ و پیامدهای آن عادت دهند.

در این باب مشاهده میكنیم كه اعلامیه‏ ها و بیانیه‏ هاى امام عسكرى علیه السلام در واقع بدنبال همان احادیث و نصوصى بود كه از ناحیه پیامبر اكرم و ائمه‏ علیهم السلام پس از ایشان پی در پی در این معنى صادر شده بود.

امام حسن عسگری

اعلامیه هاى امام عسكرى علیه السلام سه شكل داشت:

 الف- بیانیه‏هاى كلى و عمومى درباره صفات مهدى علیه السلام پس از ظهور و قیامش در دولت جهانى خود: چنانكه در پاسخ به ‏پرسش یكى از یاران خود راجع به قیام مهدى(عج)چنین فرمود:«وقتى قیام كند،در میان مردم با علم خود داورى خواهد كرد مانند داورى داوود كه از بینّه و دلیل پرسشى نمى‏كرد»(1)

ب- توجیه نقد سیاسى در مورد اوضاع موجود، و مقرون كردن آن‏ به اندیشه وجود مهدى علیه السلام و ضرورت ایجاد دگرگونیها از سوى او: و از این‏قبیل است: «وقتى قائم خروج كند به ویران كردن منابر و جایگاههاى خصوصى‏در مساجد فرمان خواهد داد. این جایگاهها به منظور امنیت و محافظت‏ خلیفه ‏از تعدى،و براى افزودن هیبت او در دل دیگران بنا شده است» (2)

ج- اعلامیه‏هاى كلى براى اصحابش كه در آن، ابعاد اندیشه ‏غیبت براى آنان و ضرورت آمادگى و عمل به آن از ناحیه روانى و اجتماعى‏ توضیح داده شده بود، تا غیبت امام علیه السلام و جدائى او را از آنان بپذیرند.

از جمله، امام علیه السلام به ابن بابویه نامه‏اى نوشت و در آن فرمود: «بر تو باد بردبارى و انتظار گشایش. پیامبر فرمود: برتر عمل امت من انتظار فرج است و شیعه ما پیوسته در اندوه است تا فرزندم ظهور كند.

پیامبر مژده داده است كه او زمین را از قسط و عدل پر میسازد،آن سان‏كه از جور و ستم آكنده شده است. اى شیخِ من، شكیبا باش. اى ابو الحسن ‏على، همه شیعیان مرا به شكیبائى فرمان ده كه زمین از آن خدا است و آن را بهر كس از بندگانش كه بخواهد به ارث وا میگذارد و پایان فرخنده، برای پرهیزكاران است.(3)

این روش، بگونه‏اى ساده در دوره امام هادى علیه السلام آغاز شد كه ‏ایشان بواسطه جور و ظلم حكام، از انظار پنهان شد و از راه توقعیات و نامه‏ ها براى پیروان خود پیام مى‏فرستاد و با آنان تماس میگرفت تا شیعیان، به تدریج به این معنى عادت كنند و این روش با فهم و درك مردم بیشتر سازش‏ داشت

فرهنگ سازی مکاتبه با امام غائب

امام عسگرى علیه السلام موضعى دیگر نیز برگزید كه وقتى فرزندش از چشم‏مردم دور شود،وضع را براى قبول غیبت آماده كرده باشد. در آنوقت فقط به خواص اصحاب نمودار مى‏گردید و وظیفه تبلیغ تعلیمات و فرمانهاى خود را بواسطه چند تن از خاصان خود اجرا میكرد و این امر را با مكاتبه و توقیع‏ عمل مى‏فرمود و به این ترتیب،براى آنچه كه فرزندش، مهدى علیه السلام در غیبت ‏صغراى خود بایستى، عمل میكرد، ایجاد آمادگى مى‏نمود حال آنكه بایستى‏ از مردم پنهان مى‏ماند و بوسیله تعلیمات خود با آنان رابطه برقرار مى‏كرد.

اگر این مساله بدون مقدمه و آمادگى قبلى برقرار مى‏ماند، براى مردم ‏امرى حیرت بخش و غافلگیركننده بود. از اینجا بود كه ‏امام عسكرى علیه السلام این اسلوب را عمل كرد و آن، برنامه‏اى ویژه براى آماده ‏كردن ذهنیات امت و آگاه شدنشان بود تا آن روش را بپذیرند و بدون حیرت ‏و همراه داشتن عواقب ناخوشایند، آن را حفظ كنند.

این روش، بگونه‏اى ساده در دوره امام هادى علیه السلام آغاز شد كه ‏ایشان بواسطه جور و ظلم حكام، از انظار پنهان شد و از راه توقعیات و نامه‏ ها براى پیروان خود پیام مى‏فرستاد و با آنان تماس میگرفت تا شیعیان، به تدریج به این معنى عادت كنند و این روش با فهم و درك مردم بیشتر سازش‏ داشت.(4)

 

تشکیل شبکه وکالتی

همچنین روش وكالتى و وساطتى كه امام عسكرى علیه السلام باپایگاههاى مردمى خود برگزید، روشى دیگر از روشهایى بود كه براى آن، مساله غیبت آماده شده بود.

شیعیان وقتى اموالى را از حقوق شرعى كه بر آنان واجب بود، براى‏امام علیه السلام مى‏بردند ابتدا به ‏«عثمان بن سعید عمرى السمان‏» وارد می شدند و او براى سرپوش گذاشتن بر فعالیتهاى امام علیه السلام و براى مصلحت او، تجارت‏روغن می كرد. پولهائى را كه تحویل می گرفت در خیكهاى روغن میگذاشت ‏و دور از چشم حكام، براى امام علیه السلام مى‏فرستاد. زیرا اگر از قضیه مطلع ‏می شدند همه آنرا مصادره می كردند.(5)

بنابراین پنهان شدن و ابلاغ كردن مطالب بوسیله نواب، در غیبت صغراى امام (عج) از زمان امام حسن عسكرى علیه السلام معمول شد و مردم به آن خو گرفتند.

 

پی نوشت:

1) ارشاد، ص 323.

2) مناقب، ج 3 ، ص 536.

3) همان، ص 527.

4) اثبات الوصیة ص 262؛ ارشاد ص 323؛ كشف الغمة ج 3 ص207.

5) الغیبة شیخ طوسى، صص 215-219.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع: کتاب «زندگانى تحلیلى پیشوایان ما»، استاد عادل ادیب، ترجمه ی دكتر اسد الله مبشرى.

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین